گزیده

▪ ▪ ▪ ▪ ▪ ▪

نيروهاي حاضر آن‌قدر متفاوت، متكثر و غيرقابل كنترل بودند كه جناح اقتدارگرا نمي‌توانست روي آنها حساب كند و اين حسن قضيه بود و در شمارش آرا امكان تخلف و تقلب آشكار را سلب مي‌كرد

▪ ▪ ▪ ▪ ▪ ▪

مردم حتي اگر از حكومتي ناراضي باشند، تا وقتي بديلي براي آن حكومت وجود ندارد، از ترس ناامني و هرج‌ومرج فطرتاً مايل‌اند آن حكومت‌ را حالا با انتخابات يا تظاهرات حفظ كنند

▪ ▪ ▪ ▪ ▪ ▪

مردم برحسب اطلاعات و امكاناتي كه براي تشخيص و گزينش دارند كه متأسفانه نسبت به زمان، بسيار ناچيز و نارساست به‌موازات توجه فطري به مسئله امنيت و نظم، مقايسه و انتخاب هم مي‌كنند

▪ ▪ ▪ ▪ ▪ ▪

به نظر مي‌رسد در اين انتخابات يك احساس نگراني‌اي كه مردم به‌طور فطري نسبت به آينده كشور خود براي فروپاشي يا ناامني پيدا كرده بودند، آنها را پاي صندوق‌هاي رأي كشاند و فكر مي‌كنم در همين حد نيز كه مردم از مسائل افغانستان و عراق آگاهي دارند، در اين رويكرد، موثر بوده است

▪ ▪ ▪ ▪ ▪ ▪

زنان خانه‌دار كه غيرسياسي‌ترين قشر جامعه قلمداد مي‌شوند، كاملاً فطري و غريزي در انتخابات حضور مي‌يابند، وقتي حس مي‌كنند شركت در انتخابات براي آنها و خانواده‌شان تأمين رواني ايجاد مي‌كند، فعالانه به صحنه مي‌آيند

▪ ▪ ▪ ▪ ▪ ▪

نكته مهم اين است كه اصلاح‌طلبان نبايد بگذارند قضيه شوراياري به ابزاري سياسي تبديل شود كه شهرداران، شهرداري و گروه‌هاي سياسي بتوانند از آن براي فهرست‌سازي استفاده كنند، بلكه بايد از آن به‌عنوان امكاني براي ايجاد يك حركت عميق اجتماعي براي مسئوليت‌پذيري مردم و پاسخگو كردن حكومت و تقويت دموكراسي بهره ببرند

▪ ▪ ▪ ▪ ▪ ▪

خواسته‌هاي مردم در اين 28 سال كاملاً بالا رفته و من اين را تحقق بخشي از شعارها و ظرفيت‌هاي انقلاب اسلامي مي‌دانم، يعني همان استقلال، آزادي و جمهوري اسلامي كه امروز به يك واقعيت سياسي، اجتماعي و فرهنگي در ايران تبديل شده و هيچ‌كس نمي‌تواند آن را انكار كند.

▪ ▪ ▪ ▪ ▪ ▪

من هم رأي به آقاي خاتمي و هم رأي به آقاي احمدي‌نژاد، رأي اعتراض مردم نسبت به وضع موجود بوده است. اين‌كه ما مي‌بينيم از آراي اعتراض يك بار خاتمي و بعد احمدي‌نژاد انتخاب مي‌شود مربوط به بخشي از كمبودهاي جامعه ماست و به عهده نيروهاي سياسي و گروه‌هاي روشنفكري است كه بيايند و مهندسي كنند و خلأ موجود را با نهادهاي مدني مرتبط با توده‌هاي مردم پر كنند

▪ ▪ ▪ ▪ ▪ ▪

فكر مي‌كنم در دوران هشت‌ساله آقاي خاتمي، روشنفكري ما، چه در نيروهاي موسوم به دوم خرداد و چه نيروهاي اپوزيسيون، مسيري را رفتند كه آن مسير به قطع رابطه با بدنه اجتماعي و واقعيات موجود انجاميد. وقتي نيروهايي كه از آنها توقع مي‌رود جامعه را هدايت كنند، انجام وظيفه درستي صورت ندهند، چه توقعي مي‌رود كه دوم خرداد به سوم تير نرسد

▪ ▪ ▪ ▪ ▪ ▪

ده‌ميليون ‌رأي آقاي هاشمي در سوم تير 84، سياسي‌ترين و ارزشمندترين رأيي است كه در اين 28 سال، مردم دادند. آن پتانسيل را هيچ‌كس با زور و اجبار ايجاد نكرد و آن رأي، رأي روي فهم و شعور سياسي مردم بود

▪ ▪ ▪ ▪ ▪ ▪

 

     فهرست چشم انداز 43  |  صفحه اول  |  بایگانی سال 1386  |    

 

 چشم انداز ایران - شماره 43 اردیبهشت و خرداد ماه 1386

 

 

انتخابات 24 ‌آذر 85

چشمگيربودن رشد سياسي مردم

 

گفت‌وگو با مرضيه آذر افزا*

¢ شما در انتخابات 24 آذر، در نظارت بر انتخابات ازسوي اصلاح‌طلبان سهم بسزايي داشتيد. در اين مقاله، قصد داريم مشاهدات و جمع‌بندي‌هاي شما را در اين زمينه براي خوانندگان چشم‌انداز ايران مطرح نماييم.

£ من سهم بسزايي نداشتم و كار من تنها انجام وظيفه بوده است. بنده كار نظارت را در سايت خيابان جي شروع كردم، بعد به سايت شرق تهران، نزديك دانشگاه علم و صنعت رفتم و از ‌‌آنجا به سايت ياغچي‌آباد فرستاده شدم.

¢ شما از سوي وزارت كشور ناظر بوديد، يا از سوي احزاب؟

£ از سوي احزاب اصلاح‌طلب و به‌عنوان ناظر براي خانم معصومه ابتكار تعيين شده بودم و البته حكم فرمانداري داشتم. نخستين چيزي ‌كه در هر سه سايت به چشم مي‌خورد بي‌نظمي و نابساماني بود. وقتي به سايت خيابان جي رفتم، 14 صندوق را شمارش دستي كرده و در حال تنظيم صورت‌جلسات مربوط به اين صندوق‌ها بودند، اما كار شمارش آرا به‌دليل دستور بر شمارش كامپيوتري متوقف شده بود.

¢ سايت خيابان جي در چه مكاني بود؟

£ در يك هنرستان بود.

¢ آيا كاركناني كه رأي‌گيري كرده بودند، رأي‌ها را مي‌شمردند؟

£ براي شمارش رأي حتماً بايد اعضاي هر صندوق حاضر باشند.

¢ هر صندوق چند عضو داشت؟

£ اگر اشتباه نكنم، رئيس، نماينده فرماندار، بازرس و ناظر. در سايت خيابان جي، آمفي‌تئاتر هنرستان را به‌عنوان محل شمارش آرا در نظر گرفته بودند. اتاقي نيز در اين سالن به مخزن صندوق‌هاي رأي اختصاص يافته بود و يك مأمور نيروي انتظامي به‌عنوان محافظ در آنجا حضور داشت. 26 كامپيوتر براي شمارش آراي صندوق‌ها نصب شده بود، اما مسئولان حاضر، خسته و سردرگم در انتظار نشسته بودند اعضاي صندوق‌ها و اپراتورها بيايند تا كار شمارش دنبال شود. سه روز پس از انتخابات سر يك صندوق رئيس نيامده بود به اين بهانه كه بيمار است، سر صندوق ديگر نماينده فرماندار نيامده بود، صندوقي ديگر ناظر نداشت و از همه بدتر كامپيوترها اپراتور نداشتند. پس از مدتي اپراتورهاي بسيار جواني را كه به نظر زير 18 سال مي‌رسيدند وارد كار كردند؛ هيچ‌كدام قادر نبودند برنامه نصب شده را براي شمارش به كار بگيرند. از مسئول سايت پرسيدم چطور است كه اين اپراتورها بلد نيستند با اين برنامه كار كنند؟ جواب داد ما عده‌اي را پيش از برگزاري انتخابات براي اين كار آموزش داده بوديم، اما به وقت شمارش آرا اختلاف در گرفت كه شمارش كامپيوتري باشد يا دستي، درنهايت تصميم گرفتند به صورت دستي شمارش كنند و 14 صندوق را هم شمارش كردند. به همين دليل اپراتورهاي آموزش‌ديده به‌دنبال كار خود رفتند و دوباره كه دستور بر شمارش كامپيوتري صادر شد، هر كاري كرديم آن اپراتورها بازنگشتند و ما مجبور شديم نيروهاي جديد را بياوريم. كسي كه اين حرف را مي‌زد به هيچ وجه سياسي نبود و به جايي و جناحي كار نداشت. شايد حدود دوساعت طول كشيد تا اپراتورها توانستند برنامه را فعال كنند. كار بسيار كُند انجام مي‌شد، درواقع اين روش، شمارش كامپيوتري نبود، بلكه فقط ثبت كامپيوتري به حساب مي‌آمد. در شمارش دستي، اسم افراد يك به يك از روي برگه‌هاي رأي خوانده مي‌شد و در برگه‌هاي مخصوص شمارش آرا با خط‌كشي جدول‌ها ثبت مي‌شد، در اين روش نيز پس از خواندن نام افراد، اپراتور مي‌بايست اسم فرد را با كد انتخاباتي تطبيق دهد و سپس آن را ثبت كند و اين موجب مي‌شد تا بخصوص با كندي دست اپراتورها، چند برابرِ شمارش سنتي وقت برده شود بي‌آن‌كه تحولي هم در شيوه شمارش به‌وجود آمده باشد. در سايت خيابان جي، پس از به كار افتادن كامپيوترها همزمان هم ثبت كامپيوتري و هم ثبت دستي براي هر صندوق صورت مي‌گرفت، ولي بعد ثبت دستي را حذف كردند.

¢ ثبت دستي با كامپيوتري همخواني داشت؟

£ تا آنجا كه من كنترل مي‌كردم بله. وقتي ثبت دستي هم انجام مي‌شد به روشني مشخص مي‌شد چه كساني و با چه ليستي دارند بالا مي‌آيند، ولي پس از حذف ثبت دستي، براي نظارت و كنترل لازم بود گردش سريع‌تري روي مانيتورها داشته باشيم. براي مشاهده نام كساني كه بيشتر خوانده مي‌شدند، ما نمي‌توانستيم مانيتور اصلي را كه آرا را تجميع مي‌كرد، مشاهده كنيم، چون يكي از مسئولان وزارت كشور كه براي راه‌اندازي شمارش آرا به سايت آمده بود، به مسئول سايت دستور داد مانيتور اصلي بايد به صورتي قرار گيرد كه كسي حق نداشته باشد به آن نزديك شود، حتي بر اين نكته تأكيد كرد كه ناظران اشخاص و احزاب با مشاهده روند نتايج به تحليل و گمانه‌زني بي‌خودي دست مي‌زنند و اين كار درستي نيست.

¢ در بين ناظران اختلافي نبود؟

£ از نوع رفت‌وآمدها معلوم بود كه سياست واحدي بر فضاي نظارت و كنترل حاكم نيست. در خيابان جي يك خانم ناظر را ديدم كه به سرناظر شكايت مي‌كرد. نمي‌دانم خانم چه مي‌گفت كه سر ناظر به او گفت چيزهايي را كه به من مي‌گويي براي مسئولان و براي مقام رهبري هم بنويس. وقتي از آنها پرسيدم مگر چه شده، جوابي ندادند، ولي معلوم بود كه ايرادهايي در كار ديده شده است، اما در مجموع شمارش آرا توسط تيم‌هاي آموزش ـ پرورش انجام مي‌شد و آنها كساني نبودند كه به جناح و گروهي كار داشته باشند و كاري را كه بر عهده‌شان گذاشته شده بود، بي‌طرفانه انجام مي‌دادند. از قضا بازرس‌ها و ناظراني را كه من در اين سه سايت مشاهده كردم آدم‌هاي حواس‌جمعي بودند و بعضاً مواضع اصلاح‌طلبانه داشتند، ولي به‌دليل شغل دولتي خود، كساني هم نبودند كه اگر تخلفي هم صورت مي‌گرفت، جلوي ماجرا را بگيرند و پاي آن بايستند، ولي البته خبر آن را به ديگران منتقل مي‌كردند. قطعاً مي‌توان ادعا كرد كه در فضاي كارگزاران انتخابات اخير، چه در مرحله اخذ آرا و چه در مرحله شمارش، سيستم محكم مديريتي و سازماندهي مشخص وجود نداشت، ولي اين مسئله در عمل معايب و محاسني داشت. عيب بزرگ آن اين بود كه سازوكاري نبود تا كساني به‌عنوان بازرس و ناظر وارد ميدان شوند كه در صورت بروز تخلف، حاضر به دادن هزينه باشند. در عين حال نيروهاي حاضر آن‌قدر متفاوت، متكثر و غيرقابل كنترل بودند كه جناح اقتدارگرا نمي‌توانست روي آنها حساب كند و اين حسن قضيه بود و در شمارش آرا امكان تخلف و تقلب آشكار را سلب مي‌كرد. به هر حال تمام كساني كه در سايت‌ها درباره شيوه اجراي كار اظهارنظري كردند بخصوص آنها كه از پيش هم تجربه حضور در اين فضاها را داشتند، به لحاظ نظم و مديريت، اين انتخابات را بدترين انتخابات خواندند و گفتند در گذشته به هيچ وجه چنين بي‌نظمي را نديده بوديم.

¢ آرايش آرا چگونه بود؟ شنيده بوديم در منطقه غرب، اصلاح‌طلبان رأي بالايي آورده بودند.

£ اگر بخواهيم فهرستي نگاه كنيم، در سايت جي، فهرست آقاي قاليباف ظهور مشخص‌تري داشت، ولي به لحاظ تك‌چهره‌ها، شخصيت‌هاي مطرح از تمام جريان‌ها رأي داشتند. آقايان مهدي چمران، مرتضي طلايي، هادي ساعي و رسول خادم، مرتب خوانده مي‌شدند. در مرحله بعد خانم ابتكار، آقايان مسجد جامعي و نجفي كاملاً مطرح بودند. در مقطعي كه ثبت دستي هم صورت مي‌گرفت، رأي پروين احمدي‌نژاد و معصومه ابتكار به چشم من يكي بود، حتي شايد ابتكار كمي جلوتر هم بود. در شرق، فهرست احمدي‌نژاد بيشتر به چشم من آمد در عين حال كه ابتكار، مسجدجامعي و نجفي هم حضور كاملاً بارزي داشتند. در شرق، پس از آقايان چمران، طلايي، خادم، شيباني و ساعي رقابت تنگاتنگي ميان چهره‌هاي شاخص اصلاح‌طلب و رايحه خوش خدمت وجود داشت، ولي پس از شام به نظرم مي‌آمد كه رأي پروين احمدي‌نژاد بسيار اوج گرفته است. در ياغچي‌آباد به‌جز طلايي و چمران و خادم، دبير و ساعي رأي بسياري داشتند. البته شاخص‌هاي اصلاح‌طلب هم در حدي كه شمارش‌كنندگان مطمئن باشند كه آنها در فهرست 15 نفره هستند، حضور داشتند. آشفتگي در نوشتن نام افراد در برگه رأي در ياغچي‌آباد بيشتر مشهود بود. برگه‌هايي كه ابتكار و احمدي‌نژاد و يا نجفي و چمران را با هم نوشته باشند و يا فهرست‌هايي كه هيچ فرد سرشناسي در آن نبود، ولي 15 نفر را كامل كرده بودند. در جي و شرق چنين برگه‌هايي نديدم. به نظر بنده آراي سايت جي به لحاظ انتخابات يك دست‌تر و معنادار تر بود.

¢ جمع‌بندي شما از رأي‌هاي ياغچي‌آباد چه بود؟

£ فكر مي‌كنم مردم در آن مناطق بيشتر مي‌‌خواهند در انتخابات شركت كنند چون در ناخودآگاهشان از بي‌نظمي و ناامني نگران‌اند و همين موضوع آنها را وادار مي‌كند حتي روز آخر مانده به انتخابات تصميم بگيرند كه رأي بدهند. حالا اگر كسي هم بنا به‌دلايلي نظر آنان را جلب كند كه قادر به گزينش شوند، همان را انتخاب مي‌كنند.

¢ ممكن است اين موضوع را با دقت و تفصيل بيشتري بگوييد. مردم احساس مي‌كنند كه كشورهايي مثل عراق و افغانستان ناامن هستند، ولي در ايران امنيت وجود دارد. امريكا كه به عراق حمله كرد، ابتدا گفت مي‌خواهيم دموكراسي را توسعه بدهيم، اما كم‌كم امنيت، اولويت پيدا كرد. الان مي‌بينيم تمام چهره‌‌هاي عراق و امريكا مثل مالكي، صدر، حكيم، بوش، چني، گيتس، هميلتون و بيكر از امنيت سخن مي‌گويند و دموكراسي رنگ باخته است. موج گفتمان امنيت در ايران هم آمده و مردم امنيت را اصل مي‌دانند و مي‌گويند اگر رأي دهيم شايد از اين راه ثبات را برقرار كنيم. آيا شما هم با كسي برخورد داشتيد كه چنين بگويد؟

£ ببينيد، در انتخابات دوم شوراي شهر كه خيلي‌ها فكر مي‌كردند مردم در تهران و شهرهاي بزرگ صرفاً به دليل نااميدي پاي صندوق رأي نيامدند، اعتقادي به اين حرف نداشتم و به نظرم مي‌رسيد دليل مهم اين است كه نقش شورا براي مردم شناخته شده نيست و از سوي ديگر نيز حكومت و نه دولت، چندان حساسيتي به قضيه شورا ندارد. در شوراي اول شهر تهران، رأي آقاي نوري كه رأي اول را آورده، حدود 600هزار نفر بود، يعني در اوج دوره اصلاحات، درحالي‌كه در سال 1379 و انتخابات مجلس شوراي اسلامي نفر اول ـ آقاي محمدرضا خاتمي ـ بيش از يك‌ميليون رأي دارد. در انتخابات خبرگان دوره اصلاحات سال 1377 كه پيش‌بيني نخبگان اين بود كه در كل ايران بيشتر از پنج ـ شش ميليون نفر شركت نكنند، ديديم 18 ميليون نفر شركت كردند به‌طوري‌كه محافظه‌كاران هم ذوق‌زده شدند.

¢ در شوراهاي شهر اول بخشي از مردم ازجمله موتلفه و اصول‌گراها، نه كانديدا دادند و نه شركت كردند و عده‌اي هم تحريم كرده بودند به‌طوري‌كه حتي حجاريان هم در ساختمان شورا ترور شد، نه مقابل منزلش و اين معنادار بود.

£ منظور من اين است كه مردم حتي اگر از حكومتي ناراضي باشند، تا وقتي بديلي براي آن حكومت وجود ندارد، از ترس ناامني و هرج‌ومرج فطرتاً مايل‌اند آن حكومت‌ را حالا با انتخابات يا تظاهرات حفظ كنند. مي‌خواهم بگويم اگر بوي ناامني در انتخاباتي به مشام آنها نرسد و مجبور نباشند، شركت نمي‌كنند فقط كساني به صحنه مي‌آيند كه شناخت داشته باشند، يعني در انتخابات شوراها كم مي‌آيند يا نمي‌آيند، ولي در انتخابات خبرگان بيشتر از حد انتظار مي‌آيند. اين كه امام علي(ع) مي‌فرمايد حكومت بد از بي‌حكومتي بهتر است، درواقع رمز جامعه‌شناسي همه دنياست كه اگر مردم احساس خطر كنند كه ممكن است دچار بي‌حكومتي شوند، حكومت بد را نگه‌مي‌دارند. البته منظورم اين نيست كه الزاماً جمهوري اسلامي حكومت بدي است، بلكه مي‌خواهم بگويم مسئله امنيت اجتماعي و امنيت ذهني مردم، موضوع بسيار مهمي است. البته اين‌طور هم نيست كه جامعه ما خالي از ظرفيت تشخيص و تمايز هم باشد. مردم برحسب اطلاعات و امكاناتي كه براي تشخيص و گزينش دارند كه متأسفانه نسبت به زمان، بسيار ناچيز و نارساست به‌موازات توجه فطري به مسئله امنيت و نظم، مقايسه و انتخاب هم مي‌كنند.

روز انتخابات با خواهرم براي رأي‌دادن به‌طرف حوزه‌اي مي‌رفتيم. در مسير با كساني‌كه براي رأي‌دادن بيرون آمده بودند، صحبت مي‌كرديم. بسياري از آنها نمي‌دانستند بايد به چه كسي رأي بدهند. بعضي مي‌گفتند براي ما خيلي هم مهم نيست كه چه كسي رأي بياورد، فقط مي‌خواهيم رأي بدهيم، اما به محض اين‌كه فهرستي كه تصوير آقاي خاتمي در آن بود را در دست ما مي‌ديدند، اظهار تمايل مي‌كردند كه به آن فهرست رأي بدهند. اين نشان مي‌دهد حتي افرادي هم كه آمده بودند تا شناسنامه‌شان مهر بخورد، دوست داشتند در آن لحظه بتوانند انتخاب هم بكنند و اين براي ما خيلي جالب بود.

به نظر مي‌رسد در اين انتخابات يك احساس نگراني‌اي كه مردم به‌طور فطري نسبت به آينده كشور خود براي فروپاشي يا ناامني پيدا كرده بودند، آنها را پاي صندوق‌هاي رأي كشاند و فكر مي‌كنم در همين حد نيز كه مردم از مسائل افغانستان و عراق آگاهي دارند، در اين رويكرد، موثر بوده است، اين كه به مردم بفهماند با شرايط حاضر به‌گونه‌اي كنار بيايند تا ايران افغانستان و عراق نشود. ما با بعضي از خواهران، بيانيه‌اي را باعنوان زنان خانه‌دار براي ستاد انتخابات اصلاح‌طلبان تهيه كرديم كه در آن به اين نكته اشاره شده بود، زنان خانه‌دار كه غيرسياسي‌ترين قشر جامعه قلمداد مي‌شوند، كاملاً فطري و غريزي در انتخابات حضور مي‌يابند، وقتي حس مي‌كنند شركت در انتخابات براي آنها و خانواده‌شان تأمين رواني ايجاد مي‌كند، فعالانه به صحنه مي‌آيند. من روز انتخابات زناني را ديدم كه پيشتر حدس هم زده نمي‌شد پاي صندوق بيايند. آنها آنچنان راحت و با انگيزه درباره انتخابات گفت‌وگو مي‌كردند كه قابل تصور نبود.

¢ آيا صداوسيما نقش زيادي در ترغيب خانواده‌ها و كنده‌شدن آنها از منزل داشت؟

£ بله و البته صداوسيما هم روي همان حس غريزي كار مي‌كند. همان چيزي كه نيروهاي سياسي هم بايد بر روي آن سرمايه‌گذاري كنند كه تا به حال نكرده‌اند. در اين انتخابات آقاي خاتمي نقش بسيار مثبت و تعيين‌كننده‌اي داشت.

¢ اين‌طور كه گفته مي‌شود اگر دو ماه زودتر فهرست‌ اصلاح‌طلبان با تصوير آقاي خاتمي را در محله‌ها پخش مي‌كردند، آراي اين ليست بيشتر مي‌شد.

£ جبهه مشاركت، سازماندهي رأي را با روش كار هرمي طراحي كرده بود كه در حد فعاليت صورت گرفته، جواب داد. بنده در همان ابتدا در سه حلقه به راحتي با اعتبار آقاي خاتمي توانستم هرم خود را تشكيل بدهم.

¢ ابتدا تصور مي‌شد اين سازماندهي هرمي در خود مشاركتي‌ها و در دور محدودي مي‌چرخد. ممكن است توضيح دهيد چگونه از اين محدوده خارج شد و به ميان مردم رفت و با بدنه مردم پيوند خورد. اين تجربه براي آينده خيلي مهم است.

£ شايد بتوان گفت در اين انتخابات، بدنه جامعه بيشتر برمبناي شناخت عمومي و حداقلي خود رفتار كرده است. مثلاً هادي ساعي رأي خود را آورده است و همين‌طور ديگر چهره‌هايي كه در حد خود براي مردم شناخته‌شده بوده‌اند؛ البته ارتباطات، رسانه‌ها و نهادها نيز به اندازه نقش واقعي خود سهم داشته‌اند. مسئله مهم، استفاده از فرصت‌ها براي ارتباط‌گيري با بدنه اجتماعي است. اصلاح‌طلبان راه يافته به شوراي شهر بايد روي قضيه شوراياري كار كنند، البته شوراياري بايد از پايين پا بگيرد. ما در مورد NGO خودمان با آقاي دكتر پيران كه طراح شوراياري است صحبت و مشورت مي‌كرديم، در آنجا بحث شوراياري‌ها مطرح شد، ايشان مي‌گفتند در محله‌ها بايد گروه‌هاي كوچكي باعنوان مثلاً "النظافه من الايمان" يا گروه "يا الله" شكل بگيرد كه فرضاً اين گروه هر كار زمين‌مانده‌اي در محل وجود دارد را به سرعت پيگيري كند، ولي اين گروه‌ها توسط خود مردم اداره ‌شود.

¢ البته در ايران همواره نياز به شخصي بوده كه مردم را به ميدان بياورد و انگيزه ايجاد كند.

£ اتفاقاً تركيب اين دو با هم جواب مي‌دهد. يكي از دوستان فعال ما خانمي است كه در يكي از مناطق پرجمعيت، شورايار است. از وقتي شورايار شده و از نظر مردم به‌گونه‌اي نيروي متصل به حكومت به حساب مي‌آيد و مي‌تواند خواسته‌هاي مردم را منتقل كند، خانه و تلفن‌اش كاملاً محل رجوع هم‌محله‌اي‌هايش شده است. ايشان نيز از اين فرصت بهره‌ برده و براي تشكيل اين گروه‌هاي محلي و مردمي با پشتكار فعاليت مي‌كند. اين خانم يك نشريه محلي به‌نام "بچه محل" راه انداخته و تمام جوانان محله را براي همكاري با اين نشريه دعوت كرده است و در آن نشريه با زنان، جوانان و كاسب محله گفت‌وگو مي‌كنند و مسائل، مشكلات و نيازهاي مردم را منعكس مي‌كنند. قرار شده كه بودجه نشريه "بچه محل" از طريق مردم (هر خانواده ماهيانه صدتومان) و آگهي براي كاسب‌ها و فروشگاه‌هاي محله و شوراياري تأمين شود. اين نمونه مي‌تواند الگوي مناسبي براي گروه‌هاي اصلاح‌طلب باشد. در حال حاضر در مقوله شوراياري آقاي رسول خادم فعاليت مي‌كند. ايشان با صداقت گفته‌اند طرح شوراياري محصول كار شوراي اول است كه آن را تصويب كرده و كار را شروع كرده‌اند و شوراي دوم بايد آن را كاملاً اجرا كند، آنها از نقطه صفر شروع كردند و جواب‌هايي هم گرفته‌اند. نكته مهم اين است كه اصلاح‌طلبان نبايد بگذارند قضيه شوراياري به ابزاري سياسي تبديل شود كه شهرداران، شهرداري و گروه‌هاي سياسي بتوانند از آن براي فهرست‌سازي استفاده كنند، بلكه بايد از آن به‌عنوان امكاني براي ايجاد يك حركت عميق اجتماعي براي مسئوليت‌پذيري مردم و پاسخگو كردن حكومت و تقويت دموكراسي بهره ببرند.

¢ در دوم خرداد 1376 مردم آن‌گونه به خاتمي رأي دادند، در شوراي دوم مردم از صندوق‌هاي رأي استقبال نكردند و گروه آبادگران با 5/2درصد واجدين شرايط شورا را در دست گرفت، اما در انتخابات سوم تير 1384، آقاي احمدي‌نژاد 17 ميليون رأي آورد و دوباره گروه حاميان دولت در انتخابات 24 آذر 85ـ شوراي شهر سوم ـ 5% آراي واجدين را به‌دست آوردند، تحليل شما از اين نوسانات چيست؟

£ فكر مي‌كنم انقلاب اسلامي واژه‌ها و مفاهيمي را وارد فرهنگ سياسي ـ اجتماعي ما كرده كه جريان‌ساز شده است. مثل واژه جمهوري. از ابتداي پيروزي انقلاب، انتخابات به صورت سنت و روش كار سياسي قدرتمند در جامعه ما جا افتاده و تبديل به نيرويي شده كه كسي نمي‌تواند جلوي آن را بگيرد. همان‌طور كه گفتم در مراكز اخذ آرا به قدري نيروهاي متنوع به‌عنوان بازرس، ناظر، اپراتور و... از نسل‌هاي مختلف حضور داشتند كه قدرت سياسي نمي‌تواند به راحتي كنترل آنها را به دست گيرد. خواسته‌هاي مردم در اين 28 سال كاملاً بالا رفته و من اين را تحقق بخشي از شعارها و ظرفيت‌هاي انقلاب اسلامي مي‌دانم، يعني همان استقلال، آزادي و جمهوري اسلامي كه امروز به يك واقعيت سياسي، اجتماعي و فرهنگي در ايران تبديل شده و هيچ‌كس نمي‌تواند آن را انكار كند.در نگاه من هم رأي به آقاي خاتمي و هم رأي به آقاي احمدي‌نژاد، رأي اعتراض مردم نسبت به وضع موجود بوده است. آقايان خاتمي و احمدي‌نژاد هر دو به حاكميت جمهوري اسلامي پاي‌بند هستند، يعني مردم با رأي به آنها مي‌توانستند هم به شرايط حاكم اعتراض كنند و هم آن تأمين رواني را كه جامعه به‌ هرج‌ومرج و ناامني نمي‌رسد داشته باشد. در دوران انقلاب هم مردم سلطنت را نفي كردند چون جرياني مثل جريان امام خميني وجود داشت تا مردم به لحاظ رواني بتوانند به آن تكيه كنند و پشت‌گرم باشند، به همين علت به راحتي با سقوط شاه و سلطنت موافقت كردند. اين‌كه ما مي‌بينيم از آراي اعتراض يك بار خاتمي و بعد احمدي‌نژاد انتخاب مي‌شود مربوط به بخشي از كمبودهاي جامعه ماست و به عهده نيروهاي سياسي و گروه‌هاي روشنفكري است كه بيايند و مهندسي كنند و خلأ موجود را با نهادهاي مدني مرتبط با توده‌هاي مردم پر كنند.

¢ شايد دوم خرداد "نه" مطلق و "نه" بزرگ نباشد. مردم "نه" به شكنجه و بي‌قانوني و انحصارطلبي گفتند. همه اين "نبايدها" در قانون‌اساسي وجود دارد، شكنجه مطلقاً در قانون‌اساسي ممنوع شده و زندان بدون حكم قاضي هم ممنوع است. همه اينها در شعار قانون‌گرايي آقاي خاتمي وجود داشت. قانون‌اساسي مجموعه‌اي از بايدها و نبايدهاست. خاتمي پس از دوره جنگ و سازندگي، شعار بازگشت به انقلاب و ثمره آن، قانون‌اساسي را داد. اين شعار به خود انقلاب و آزادي‌هاي مصرح در قانون‌اساسي برمي‌گشت.

£ بحث اينجاست كه چرا از دوم خرداد به سوم تير رسيديم. فكر مي‌كنم در دوران هشت‌ساله آقاي خاتمي، روشنفكري ما، چه در نيروهاي موسوم به دوم خرداد و چه نيروهاي اپوزيسيون، مسيري را رفتند كه آن مسير به قطع رابطه با بدنه اجتماعي و واقعيات موجود انجاميد. وقتي نيروهايي كه از آنها توقع مي‌رود جامعه را هدايت كنند، انجام وظيفه درستي صورت ندهند، چه توقعي مي‌رود كه دوم خرداد به سوم تير نرسد. اما با انتخاب آقاي احمدي‌نژاد، روي كار آمدن اين جناح خيلي راحت براي توده‌هاي مردم، امكان مقايسه به‌وجود آمد كه نتايج انتخابات 24 آذر 85 محصول اين مقايسه است. اين نشان مي‌دهد مردم به‌طور طبيعي دارند به يك پختگي در تشخيص مي‌رسند. به نظر من آرايشي كه در شوراي سوم شهر تهران به‌وجود آمده، حالا اگر بپذيريم يا نپذيريم كه تخلفي هم در مورد صندوق‌هاي رأي شده، نزديك به واقعيت فضاي شهر تهران و اصلاً هم عجيب نيست.

¢ يعني تعادل نيروها هم به همين معناست؟ به نظر شما اگر اصلاح‌طلبان بيشتر رأي مي‌آوردند اين شورا، شوراي موفقي نبود؟و معادلات جامعه نيز اين را ايجاب نمي‌كرد؟

£ به غير از اين‌كه در صورت ورود اصلاح‌طلبان بيشتر در شورا ممكن بود موانعي سر راه اينها قرار داده شود و چوب لاي چرخ شورا بيشتر گذاشته شود، فكر مي‌كنم اصلاح‌طلبان خود براي ساماندهي و سازماندهي اجتماعي، سياسي و فرهنگي هنوز قدرت و توان لازم را براي مهندسي جامعه ندارند و در اين زمينه‌ها كم كار كردند.

¢ اين‌كه از پيش گفته مي‌شد، چهارنفر از اصلاح‌‌طلبان به شورا مي‌روند، اين ناشي از آن بود كه اراده‌اي در آن بالاست و انتخاب مي‌كند يا اين‌كه نظرخواهي مردم اين بود؟

£ پس از اعلام نتايج انتخابات، در جلسه‌اي تحليلي توسط آقاي بهزاد نبوي ارائه داده شد. ايشان گفتند: "آقاي هاشمي رفسنجاني گفته بوده اگر اصلاح‌طلبان يك تكان به خودشان بدهند، پانزده كرسي تهران را مي‌توانند بگيرند، درحالي‌كه من (آقاي نبوي) در نقطه مقابل خوش‌بيني آقاي هاشمي بدبين‌ترين فرد بودم و فكر مي‌كردم حتي اگر چند نفر از نيروهاي قاليباف بتوانند وارد شورا شوند، براي ما پيروزي به‌شمار مي‌رود، چرا كه فكر مي‌كردم جناحي كه با اين هزينه سنگين روي كار آمده، به‌هيچ‌وجه اجازه نمي‌دهد كه نيروهاي ديگري وارد عرصه شوند." ولي خيلي‌ها مثل خانواده بنده و بعضي از دوستان كه اصلاح‌طلب هستند، اما تشكيلاتي نيستند و با بدنه جامعه نزديك‌ترند نه خوش‌بيني آقاي هاشمي را داشته و نه بدبيني آقاي نبوي را. ما معتقد بوديم حتماً چند نفر از اصلاح‌طلبان به شورا مي‌روند و از نتايج هم تعجب نكرديم و تحليل‌مان هم اين بود كه مردم نسبت به شوراي دوم مشاركت بهتري هم در انتخابات خواهند داشت.

¢ پس به نظر شما اين نتيجه انتخابات گل دقيقه نود نبود و از پيش قابل پيش‌بيني بود؟

£ بله.

¢ عده‌اي هم مي‌گويند طي سه روزي كه بين 27 خرداد و سوم تير 1384 بود، يعني چهارشنبه، پنج‌شنبه و جمعه، هاشمي توانست چهارميليون رأي اضافي بياورد. اين پس از آن بود كه ملي ـ مذهبي‌ها، اصلاح‌طلبان و نخبگان هاشمي را تأييد كردند. اگر بين دو انتخابات دو هفته فاصله مي‌افتاد، احتمال داشت كه مردم بفهمند ولي بيش از يك هفته فاصله نبود. حال كه يك‌سال‌ونيم گذشته، هم شعارها معلوم شده و هم انكارها و اختلاف اصول‌گرايان، طبيعي بود كه هاشمي يك‌ميليون وششصدهزار رأي بياورد.

£ ده‌ميليون ‌رأي آقاي هاشمي در سوم تير 84، سياسي‌ترين و ارزشمندترين رأيي است كه در اين 28 سال، مردم دادند. آن پتانسيل را هيچ‌كس با زور و اجبار ايجاد نكرد و آن رأي، رأي روي فهم و شعور سياسي مردم بود.

¢ بخصوص آن چهارميليون رأي اضافي در مرحله دوم.

£ بله. مبناي اين كه مي‌گفتيم مردم در اين انتخابات بيشتر و موثرتر شركت مي‌كنند، همين ده‌ميليون رأي سوم تير بود كه دستاورد استقرار جمهوري اسلامي در راستاي شعارهاي انقلاب است.

¢ يكي از استادهاي دانشگاه مي‌گفت فردي كه در انتخابات رياست‌جمهوري نهم حرف داشت، هاشمي بود. او چشم‌انداز 20ساله را باز كرد و امتيازات اقتصادي‌اي كه به مردم مي‌داد، بيش از احمدي‌نژاد بود.

£ مردم زياد به صحبت او گوش نمي‌دادند. مردم ما درمجموع آن‌طور كه بايد پاي صحبت كانديداها ننشستند كه به خاطر حرف‌ها و مواضع‌شان آنها را انتخاب كنند، بلكه مردم روي دريافت‌هاي كلي خود رأي دادند، به همين علت، نه آن رأي ده‌ميليوني آقاي هاشمي و نه اين رأي يك‌ميليون و ششصد هزاري به ايشان در انتخابات اخير، نبايد اين توهم را براي ايشان ايجاد كند كه الزاماً رأي خودش و رأي طرفداري از ايشان است؛ اين رأي رشد اجتماعي ماست، يعني رأي توسعه سياسي است.

¢ به نظر شما، آن رأيي بود كه مردم از طريق مقايسه به دست آوردند؟

£ بله. انتخاب در شرايط كنوني انتخاب بين حق و باطل نيست. انتخاب براساس مقايسه است وقتي جامعه به اين سر منزل برسد مي‌توان گفت جامعه از خطر گذشته است و من فكر مي‌كنم علامت‌هاي عبور از بحران با انتخابات 27 خرداد و 3 تير 1384 و 24 آذر 1385 براي ايران در حال ظهور است. به هر حال اميدواريم نيروها و شخصيت‌هاي سياسي به اهميت سازماندهي اجتماعي و ارتباط‌گيري با بدنه جامعه واقف باشند و به محافل مردمي حتي محافل كوچك هم بهاي لازم را بدهند و شأن خود را بالاتر از اين ندانند كه در آنجا حضور يابند و اين شخصيت‌ها بايد فاصله بين مسئولان و روشنفكران را با مردمي كه نه عضو احزاب هستند و نه به ميتينگ و سمينار در دانشگاه‌ها و مجامع علمي مي‌روند را پر كنند.

¢ با تشكر از فرصتي كه در اختيار ما و خوانندگان نشريه قرار داديد.

*مرضيه آذرافزا، عضو شوراي مركزي حوزه شمال جبهه مشاركت، عضو موسسه آموزش‌هاي مدني و انجمن دفاع از حقوق زندانيان.

 

 

     فهرست چشم انداز 43  |  صفحه اول  |  بایگانی سال 1386  |