گزیده

▪ ▪ ▪ ▪ ▪ ▪

 

     فهرست چشم انداز 43  |  صفحه اول  |  بایگانی سال 1386  |    

 

 چشم انداز ایران - شماره 43 اردیبهشت و خرداد ماه 1386

 

 

واژه شناسي سياسي

اليتيسم (Elitism)

نيلوفر سياوشي

نخبه‌گرايي يا سرآمد باوري در دانشنامه سياسي چنين تعريف شده: "باور به اين‌كه در هر جامعه يا گروه اجتماعي، اقتصادي، سياسي، فرهنگي و جز آن، كس يا كساني، به سبب توانمندي‌هاي شخصيت‌شان برتر از ديگران‌اند و حق آنهاست كه از امتيازهاي پيشوايي و رهبري برخوردار باشند. سرآمد باوري با دموكراسي مخالف است و آن را پايمال كردن حق توانمندان پر مايه به سود ميانمايگي يا اندك مايگي توده‌اي و برترشمردن كميت نسبت به كيفيت مي‌داند."(1)

واژه اليتيسم همواره با نام نظريه‌پردازان اين مكتب همچون ويلفردو پاره‌تو، گائتانوموسكا و روبرتو ميشلز همراه بوده است. اما فيلسوفي كه بر تمام اين نظريه‌پردازان تقدم زماني دارد و در واقع پيشينه مفهوم واژه اليت به انديشه‌هاي او بازمي‌گردد، كسي نيست جز نيكولو ماكياولي (1327ـ1469) اين انديشه وي كه مردم نمي‌توانند خير خود را تشخيص دهند و موجبات تباهي خود را فراهم مي‌آورند. ريشه در نگراني ماكياولي از شرايط داخلي ايتاليا و ضعف و آشفتگي كشورش بود. او تنها راه نجات ايتاليا از هرج‌ومرج داخلي را ظهور يك قدرت فائقه و نيرومندي مي‌دانست كه توسط گروهي از نخبگان و افراد برتر راهبري گردد.

"... مردم اغلب فريب خير موهومي را مي‌خورند و تباهي خود را مي‌جويند... آنان كه در مجالس مشورتي حضور داشته‌اند، ملاحظه كرده‌اند كه تا چه حد افكار آدميان دچار لغزش است و اگر آن افكار به‌وسيله افراد برتر راهبري نگردد، مستعد ‌آن است كه در قطب مقابل عقل و منطق قرار گيرد." (گفتارها، كتاب اول)(2)

"موسكا در عباراتي كه فراوان نقل شده‌اند اصل اساسي نظريه‌پردازان نخبگان را به روشني بيان كرده است؛ در همه جوامع از جوامعي كه بسيار كم توسعه يافته‌اند و تازه به سپيده دم تمدن رسيده‌اند گرفته تا پيشرفته‌ترين جوامع، دو طبقه از مردم به چشم مي‌خورند: طبقه‌اي كه حكومت مي‌كند و طبقه‌اي كه تحت سلطه است.(3)

يا از نظر ويلفردو پاره‌تو "توده‌هاي مردم بيشتر براساس احساسات خود عمل مي‌كنند. درمقابل اليت‌ها بيشتر براساس حسابگري منافع خود به صورتي عقلاني‌تر مي‌انديشند و عمل مي‌كنند. با اين حال، وقتي اليت حاكم نيز احساس ترحم و انسان‌دوستي را به دل خود راه دهد دچار ضعف و فساد مي‌گردد."(4)

نظريه‌پردازان نخبگان تا حد زيادي ضددموكراتيك بوده و انديشه نخبه‌گرايي يا اليتيسم، ميانه خوبي با دموكراسي ندارد.

پي‌نوشت‌ها:

1ـ داريوش آشوري، دانشنامه سياسي، انتشارات مرواريد، چاپ چهارم، 1376. 2ـ و.ت. جونز ، خداوندان انديشه سياسي، ترجمه علي رامين، انتشارات اميركبير، تهران، 1380. 3ـ مايكل راش، جامعه و سياست، ترجمه منوچهر صبوري، انتشارات سمت، 1377. 4ـ دكتر حسين بشيريه، جامعه‌شناسي سياسي، نشر ني، چاپ هفتم، 1380.

 

 

     فهرست چشم انداز 43  |  صفحه اول  |  بایگانی سال 1386  |