گزیده

▪ ▪ ▪ ▪ ▪ ▪

 

     فهرست چشم انداز 47  صفحه اول  |  بایگانی سال 1386  |    

 

 چشم انداز ایران - شماره 47 دی و بهمن ماه 1386

 

 

سياست؛ علم اولويت‌بندي

روزنامه تركيه‌اي اورتادوعو در تاريخ 18 آبان 1386 به نقل از خبرنگار روزنامه صباح در اربيل عراق، گفت‌وگويي را با عثمان اوجالان (برادر عبدالله اوجالان، رهبر زنداني حزب كارگران كردستان پ.ك.ك) درج كرده است. درس مهمي در اين گفت‌وگو نهفته كه بهتر است در ابتدا اصل گفت‌وگو را با هم بخوانيم.

آيا شمال عراق، تهديدي براي تركيه است؟

كردها اگر چند سالي بتوانند در استقرار به سر برند، از نظر قدرت نظامي، سياسي و اقتصادي، هم‌طراز دولت‌هاي همسايه خواهند گرديد و از اين منظر است كه تركيه، حكومت فدرال كرد را براي خود مهمترين خطر تلقي مي‌كند و درصدد است آن را سركوب و تضعيف نمايد. البته امريكا اجازه چنين امري را نمي‌دهد و تركيه در اين خصوص موفق نخواهد شد.

آيا حزب كارگران كردستان، خواهان كشاندن تركيه به اين منطقه است؟

بله، احتمال دارد، اما در اينجا نيروهايي به مراتب مؤثرتر از پ.ك.ك وجود دارند و از همه مهمتر، ايران است كه تركيه را به خطا سوق مي‌دهد، عرب‌ها نيز تركيه را به اشتباه مي‌كشانند. البته نقش اسراييل را نيز نبايد در اين منطقه فراموش كرد. اينك در عراق اتحاد ايران ـ كرد جاري است. شيعيان عراق به‌منزله دست ايران هستند و به نوعي اتحاد شيعي ـ‌كرد را تداوم بخشيده‌اند. البته نيروهايي هستند كه از اين اتحاد، نگران وناخشنودند كه در رأس آنها اسراييل قرار دارد.

پژاك چيست؟

پژاك در سال 2003 ميلادي تشكيل شد و طي سال جاري با ايران در حال درگيري و جنگ است. طي سه سال اخير در منطقه كردستان ايران، رغبت محسوسي نسبت به حزب كارگران كردستان به‌وجود ‌آمده است. 40درصد اعضاي حزب كارگران كردستان را ترك‌تبار، 20درصد آن را كردهاي سوريه و 30 درصد آن را نيز كردهاي ايران تشكيل مي‌دهند. البته در اين اواخر تعداد اعضاي كردهاي ايراني از ترك‌ها بيشتر شده، چنانچه مي‌توان گفت، حزب كارگران كردستان از تركي‌بودن رها شده و بيشتر به ايراني گرديدن روي آورده است.

مسلماً چنين روندي در تاكتيك‌ها و راهبردهاي حزب كارگران كردستان مؤثر خواهد بود. البته ايران مانند تركيه از حمايت‌هاي كشورهاي خارجي برخوردار نيست، ضمن آن‌كه سازماندهي ارتش ايران به اندازه ارتش تركيه منسجم نيست، از اين‌رو حزب كارگران كردستان، نتايجي را كه نتوانست در تركيه به دست آورد در ايران كسب خواهد كرد.

پژاك شاخه ايراني حزب كارگران كردستان است كه از ديگر گروه‌هاي كرد ايراني پيشي گرفته است. پژاك، ايالات‌متحده امريكا و اسراييل خواهان آن هستند كه نيروهاي تركيه در شمال عراق به تنگنا كشانده شده و به نواحي مرزي ايران روانه شوند تا در آنجا جنگي بين ايران و حزب كارگران كردستان اتفاق افتد. به نظر من، اسراييل تحت نظارت و حمايت ايالات‌متحده امريكا به پژاك كمك مي‌كند.

***

به نظر مي‌رسد كانون وگرانيگاه اين گفت‌وگو، مقوله ساده‌انديشانه‌اي است كه در نقاط ‌عطف‌ مبارزات كردها به چشم مي‌خورد. آقاي عثمان اوجالان در اين گفت‌وگو بر اين باور است، از آنجا كه تركيه نخست از حمايت خارجي برخوردار بود و دوم داراي ارتش منظمي است، بنابراين حزب كارگران كردستان، موفقيتي در تركيه به دست نياورده و نخواهد آورد. عثمان اوجالان مي‌افزايد: از آنجا كه ايران مانند تركيه از حمايت كشورهاي خارجي برخوردار نيست و ارتش ايران، انسجام ارتش تركيه را ندارد، بنابراين حمله‌ها متوجه ايران مي‌شود. ملاحظه مي‌شود در اين گفت‌وگو، روي حمايت اسراييل، امريكا و حتي ارتش تركيه، در حمله به ايران حساب باز شده است.

اين ساده‌انديشي از يك تفكر صرفاً نظامي و بدون دورانديشي سياسي و مكتبي ناشي مي‌شود كه ساده‌انديشي در گذشته هم رخ داده و عوارض منفي چنان زيادي به بار آورده كه هرگاه كردها از تبعيض‌هاي واقعي صحبت كنند، اين چنين تلقي مي‌شود كه خواهان تجزيه و جنگ داخلي هستند.

نمونه اول: پس از جنگ جهاني دوم، فرار رضاخان، از هم پاشيدگي ارتش و اشغال ايران توسط روسيه، انگليس و امريكا،‌حزب دموكرات كردستان تحت حمايت مستقيم روس‌ها و حمايت تلويحي انگليس به‌وجود آمد. رهبري مبارزه كردها بدون مخالفتي با اشغال ايران فرصت را مناسب دانسته و با كمك اشغالگران و بدون توجه به هويت آزاديخواهي و استقلال‌طلبي مردم ايران، خواهان احراز هويت و... شد كه عوارض آن را ديديم كه در اسناد منتشر و ويژه‌نامه شماره يك و دو كردستان چشم‌انداز ايران به تفصيل آمده است.

نمونه دوم: همان‌طور كه مي‌دانيم در سال 1337 با الهام از نهضت ملي ايران و مبارزات ضدسلطنتي ـ ضداستعماري آن، مردم عراق به رهبري عبدالكريم قاسم، رژيم سلطنتي عراق را سرنگون كردند. قاسم تا سال 1342 موفق شد 95 درصد نفت عراق را ملي كند و در اين راستا قانون شماره 80 را به تصويب رساند و اصلاحات زيادي ازجمله اصلاحات ارضي را در عراق شروع كرد، ولي رهبري مبارزان كرد با اين تحليل كه اگر اصلاحات ارضي در مناطق كردنشين عراق عملي شود، قدرت نظامي ـ فئودالي كرد ضعيف خواهد شد، با عبدالكريم قاسم به مخالفت برخاست و درنهايت در يك اتحاد بين امريكا، انگليس، ملامصطفي بارزاني و حزب بعث عراق، كودتاي بي‌رحمانه‌اي عليه قاسم صورت گرفت و حكومت وي را سرنگون كرد و فجايع زيادي به بار آورد. اين بار نيز رهبري مبارزان كرد، به دام يك راهبرد نظامي بدون برخورداري از تفكر سياسي و مكتبي افتاد. اگر تعريف سياست را «علم اولويت‌ها» بدانيم، در اولويت‌ها اشتباه كردند و كاري به «حق و باطل» و «درست و نادرست» نداشتند و صرفاً احراز هويت نژاد محور كرد را دنبال مي‌كردند. آنها بر اين باور بودند كه اگر با نيروهاي مترقي درگير شوند، از حمايت امريكا و انگليس برخوردار خواهند شد و در پرتو اين حمايت مي‌توانند هويت كردي خود را حفظ نمايند.

آيا نسل‌كشي كردهاي عراق توسط حزب بعث عراق، نتيجه اين نامعادله نبود؟

نمونه سوم درگيري ايران و عراق بر سر اروند رود بود كه درنهايت به قرارداد 1975 (1354) انجاميد. در اين درگيري ايران و عراق، كردهاي عراق به رهبري ملامصطفي بارزاني، فرصت را مناسب ديدند كه با حكومت عراق درگير شوند؛ با اين استدلال كه رژيم شاهنشاهي ايران با حاميان امريكايي ـ اسراييلي‌اش او را حمايت خواهند كرد. استدلال به ظاهر درست بود و اين حمايت همه‌جانبه تا آنجا پيش رفت كه حتي بي‌سيم‌چي‌هاي كردهاي عراق از ارتش ايران بودند و تكنيك، تاكتيك و استراتژي آنها را شاه تعيين مي‌كرد. وقتي در الجزاير قرارداد 1354 بين ايران و عراق امضا شد، شاه ايران پشت كردها را خالي كرد و پس از آن ملامصطفي، عراق را ترك و به شهر كرج منتقل شد. بايد درباره فجايع و عوارض ناشي از آن، كتاب‌ها نوشت كه فرصت مستقلي را مي‌طلبد. اين‌بار نيز ساده‌انديشي مبتني بر تفكر نظامي صرف و بدون دورانديشي سياسي، نتايج وخيمي به بار آورد و كردهاي عراق و ايران ضرر زيادي ديدند.

نمونه چهارم:‌ به‌دنبال انقلاب 1357 ايران و واژگوني نظام سلطنتي و انحلال ساواك، (اين ارگان سركوب) و فروپاشي نسبي ارتش، به‌جاي اين‌كه كردهاي ايران در كنار انقلاب قرار گيرند و با حزب بعث عراق كه نه‌تنها از كردها نسل‌كشي كرده بود، بلكه مردم عراق بويژه شيعيان را مورد آزار قرار مي‌داد، مبارزه كنند. اين بار نيز به جاي انتخاب يك معادله در بستر يك نامعادله صرفاً نظامي قرار گرفتند كه عوارض آن بر كسي پوشيده نيست و در ويژه‌نامه اول و دوم كردستان به اين مقطع اشاره شده است.

نمونه پنجم: همان‌طور كه مي‌دانيم، پيروزي حزب عدالت و توسعه در تركيه، يك زلزله سياسي در راستاي احياي دموكراسي و تضعيف ژنرال‌هاي كودتاچي تلقي شد. اين حزب با امريكا، در جريان اشغال عراق همكاري نكرد. به‌طوري‌كه ولفوويتز در جلسه‌اي به ژنرال‌هاي تركيه گفته شما بايستي به مجلس فشار مي‌آورديد و حتي آقاي اردوغان به عنوان نخست‌وزير از اسراييل با عنوان تروريسم دولتي ياد كرد. ولي حزب كارگران كردستان حمله‌هاي خود را متوجه حزب عدالت و توسعه كرد. شايد مضمون صحبت‌هاي جلال طالباني، رئيس‌جمهور عراق خطاب به حزب كارگران كردستان را بتوان بهترين و منطقي‌ترين بيان دانست. وي خطاب به آنها گفت: «حزب عدالت و توسعه در تركيه راه را براي گفتمان دموكراتيك باز كرده، ديگر كردها را «ترك كوهي» خطاب نمي‌كند و هويت كرد بودن را قبول كرده و اصلاحاتي را در اين راستا انجام داده به‌طوري‌كه تعداد قابل‌ملاحظه‌اي از نمايندگان حزب كارگران كردستان در مناطق كردنشين به پارلمان تركيه راه يافته‌اند. اين حزب موفق شده در راه توسعه مناطق كردنشين گام‌هاي بسياري بردارد. بنابراين توصيه من به شما اين است كه اسلحه را زمين گذاشته و به يك حزب سياسي تبديل شويد. اگر مي‌خواهيد به مبارزه مسلحانه ادامه دهيد بهتر است خاك كردستان را ترك كرده و به كوه‌هاي تركيه كه بلندتر نيز هست برويد.»

عثمان اوجالان نيز امروز ديگر سياست‌هاي رهبري جديد چپ‌گراي مراد قاراييلان و جميل بايك را قبول ندارد. او عمليات 21 اكتبر را كه به كشته‌شدن 12 سرباز تركيه انجاميد «دام گسترده توسط ژنرال‌ها» مي‌داند و خود موافق راه‌حل صلح‌آميز و مذاكره است. او معتقد است: «ارتش تركيه مي‌خواهد وضع بحراني موجود را حفظ كند و با عميق‌كردن شكاف خطرناك بين آنها و امريكا دولت منتخب عدالت و توسعه را بي‌اعتبار سازد.»(1)

من چه در دوران دانشجويي (42ـ1338)، زندان اول (43ـ1342)، زندان دوم (52ـ1350) و چه زندان سوم (7ـ1353) و در فواصل بين اين زندان‌ها با هموطنان كردمان مأنوس بوده‌ام و از ستم مضاعف آنها بي‌اطلاع نيستم. آنچه در اين خلاصه آمد، برخاسته از دل است و اميد دارم كه بر دل نشيند. نمونه‌هاي عبدالكريم قاسم، حزب دموكرات كردستان و آنچه به دنبال قرارداد 1354 بر سر كردها آمد و... نمونه‌هايي است حاصل كار جمعي ستم‌ديدگاني كه در شرايط دهشتناك رژيم شاه به‌سر مي‌بردند و به سعادت مردم ايران بويژه كردها مي‌انديشيدند. شايد نياز باشد كه بيشتر بر سر اولويت‌ها و مباني تئوريك هر عملي انديشه‌ورزي شود تا مبادا يك حزب مدعي كارگران در كنار تروريسم دولتي اسراييل و محافظه‌كاران جديد، اين سرمايه‌داران وحشي، ائتلافي تشكيل دهند.

لطف‌الله ميثمي

پي‌نوشت:

1ـ لوموند (ششم نوامبر2007).

 

 

     فهرست چشم انداز 47  |  صفحه اول  |  بایگانی سال 1386  |