گزیده

▪ ▪ ▪ ▪ ▪ ▪

هدف اصلي از تحقيق عرصه‌هاي تصميم‌سازي و تصميم‌گيري زنان متأهل ايران زمين، نشان‌دادن اين واقعيت است كه زنان ايران‌زمين به مانند زنان تمامي سرزمين‌ها آن هم عليرغم مشكلات تاريخي، محروميت‌ها و محدوديت‌ها، انسان‌هايي پويا، خلاق، آگاه با تمايلات جدي ساختن دنياي بهترند و نگاه ارائه شده در مورد زن ايراني به‌عنوان موجودي منفعل، سركوب و تحقيرشده، ناتوان و عقب‌مانده، گرچه در مورد اقليتي درست است، سخت‌ يكسويه، ساده شده و حتي ساده‌لوحانه است كه زمينه انواع سوءاستفاده‌ از شرايط زنان ازجمله سوءاستفاده سياسي و رسانه‌اي را فراهم مي‌آورد

▪ ▪ ▪ ▪ ▪ ▪

مهمترين نكته مستندكردن علمي اين واقعيت است كه شناخت علمي جامعه نسبت به زنان تا چه اندازه با پيشداوري‌هاي ناروا همراه است و همين پيشداوري‌ها زمينه سوءاستفاده بسياري در داخل و خارج از ايران را فراهم آورده است

▪ ▪ ▪ ▪ ▪ ▪

در بررسي حاضر فعلاً به تغيير نگرش مرد و زن پس از انقلاب مشروطيت و شكل‌گيري نطفه جنبش اجتماعي زنان اشاره‌اي نمي‌شود. اما آثار چنين نگرش‌هايي در فرهنگ عامه تداوم پيدا مي‌كند

▪ ▪ ▪ ▪ ▪ ▪

در تحقيق كيفي تعدادي از زنان پاسخگو به وضوح اعلام كرده‌اند كه مادران آنان از كودكي چنان ذهنيتي در مورد مرد، همسر آتي آنان و خانواده او، پديد آورده و در آنان نهادينه كرده‌اند و همخوان با چنين ذهنيتي رفتارهايي به ايشان آموخته‌اند كه فرصت تجربه زندگي مشترك همراه با عشق، محبت و همدلي را براي ابد از آنان دريغ داشته‌اند. تعدادي از زنان تعليمات مادران خود را به بهترين وجه تشريح كرده، نتيجه گرفته‌اند كه به هنگام ازدواج، احساس ورود به ميدان جنگي نابرابر داشته‌اند. مشابه همين ذهنيت نيز با تكرار تصاوير بالا از زن در ذهن مردان شكل گرفته و پايدار مي‌شود. جملاتي چون «گربه را دم حجله بايد كشت» از يك‌سو بر ضرورت ترس زن از شوهر و «با لباس سفيد عروسي رفتن و با كفن از خانه شوهر بيرون آمدن» بر لزوم سوختن و ساختن تأكيدي مداوم و تكرارشونده دارند

▪ ▪ ▪ ▪ ▪ ▪

به هر تقدير پژوهش زنان بر پايه تحليل محتواي متون بويژه متون عامه‌پسند، كوشيده است كه اولاً ويژگي‌هاي زن در گسترده تاريخ ايران، حداقل تا مشروطيت را به تصوير كشد و ثانياً به ويژگي‌هاي رفتاري زن و مرد كه نتيجه مستقيم تصاوير ارائه شده و ذهنيت حاصل از آن است توجه نمايد

▪ ▪ ▪ ▪ ▪ ▪

 

     فهرست چشم انداز 47  صفحه اول  |  بایگانی سال 1386  |    

 

 چشم انداز ایران - شماره 47 دی و بهمن ماه 1386

 

 

عرصه‌هاي تصميم‌گيري و تصميم‌سازي زنان ايران زمين: نيم‌نگاهي به يك تحقيق علمی

پرويز پيران ـ بخش دوم

كارپايه روش شناختي تحقيق

در بخش نخست نوشتار حاضر به كارپايه يا چارچوب مفهومي پژوهش علمي عرصه‌هاي تصميم‌سازي و تصميم‌گيري زنان ايران زمين اشاره شد و نظريه‌هاي مطالعات زنان مرتبط، مورد بحث قرار گرفت. در بخش حاضر، به كارپايه روش‌شناختي پژوهش پرداخته مي‌شود. از آنجا كه جمعيت مورد نظر زنان متأهل ايراني را در برمي‌گيرد و بررسي قدرت تصميم‌سازي و تصميم‌گيري آنان به نحوي كه در شماره قبل تعريف شده‌اند، هدف پژوهش تلقي مي‌گردد، طبعاً پژوهش انجام گرفته، مي‌بايست روش توصيفي ـ تحليلي را برمي‌گزيد. روش توصيفي چنان‌كه از نامش پيداست به توصيف آنچه كه هست، همت مي‌گمارد و وظيفه اصلي معرفي ويژگي‌هاي جمعيت مورد نظر را برعهده دارد. ويژگي‌هايي چون سن، تحصيلات، شغل، درآمد، نحوه سكونت، ويژگي‌هاي همسران، شغل يا كسب و كار و تحصيلات آنان، تعداد فرزندان، نحوه ازدواج و نظاير آنها. به بيان ديگر روش توصيفي به معرفي يا شناساندن جمعيت مورد مطالعه اقدام مي‌كند. لیکن روش تحليلي، ويژگي‌هاي يادشده را به ويژگي‌هاي ديگر جمعيت پيوند مي‌زند. تمامي ويژگي‌هايي كه توصيف مي‌شوند و به يكديگر پيوند زده شده تحليلي به دست مي‌دهند را «متغير» مي‌گويند.در واقع متغیرها اندازه‌های گوناگونی را به خود اختصاص می‌دهند. ربط ‌دادن متغيرها برپايه فرضيه‌هاي تحقيق انجام مي‌شود. فرضيه نیز چيزي جز حدس رابطه بين دو متغير نيست. براي مثال چنانچه گفته ‌شود، زنان متأهل تحصيل‌كرده قدرت تصميم‌گيري بيشتري آن هم در مقام مقايسه با زنان بي‌سواد يا با تحصيلات كم دارند، فرضيه‌اي خلق شده است.

با مشخص‌شدن روش تحقيق، انتخاب فن گردآوري اطلاعات در دستور قرار مي‌گيرد. از آنجا كه موضوع تحقيق نيازمند توصيف و تحليل جمعيتی پرشماره‌است، پيمايش اجتماعي يا تحقيق مبتني بر پرسشنامه، انتخابی طبیعی تلقی گردید و برپايه وجوه و ابعاد مختلف موضوع (قدرت تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی زنان متأهل ایران زمین)، پرسشنامه‌ای فراهم آمد. در شماره قبل موضوعاتي معرفي شدند كه شاخص تصميم‌سازي و تصميم‌گيري زنان متأهل به‌شمار مي‌روند. مباحثي چون تصميم‌گرفتن در مورد محل زندگي، هزينه‌كردن درآمد، نظارت بر تحصيل فرزندان، انتخاب مقصد سفرهاي خانواده و نظاير آنها كه درواقع بنياد فرضيه‌هاي پژوهش محسوب مي‌شوند. از سوي ديگر هريك از شاخص‌هاي يادشده به‌گونه‌اي درجه‌بندي شده‌اند تا ميزان بسيار كم و بسيار زياد و حالات بين اين دو را نشان دهند. سپس از يك‌سو هر يك از حالات يادشده با ويژگي‌هاي شناسايي جمعيت يعني سن، تحصيلات، درآمد، مدت تأهل و نظاير آنها مورد تحليل قرار گرفته‌اند و ازسوي ديگر براي هر فرد يا به زبان روش‌شناسي، براي هر واحد جمعيت، امتياز نهايي تصميم‌سازي و تصميم‌گيري مشخص شده، مجموعه امتياز تصميم‌گيري و تصميم‌سازي‌ مجدداً‌ با ويژگي‌هاي شناسايي به‌اصطلاح روش‌شناسي تقاطع داده شده‌اند و مورد تحليل قرار گرفته‌اند. بدين‌طريق مي‌توان به بررسي وجوه، ابعاد و نوع تصميم‌گيري و تصميم‌سازي اقدام كرد و از سوي ديگر شناختي كلي از گسترة تصميم‌سازي و تصميم‌گيري زنان متأهل ايراني به‌دست داد. در كنار امتياز نهايي تصميم‌گيري و تصميم‌سازي، نمونه مورد بررسي براساس امتيازدهی به برخي شاخص‌ها به زنان مدرن و سنتي تقسيم شده‌اند، تا مشخص شود كه قدرت تصميم‌گيري در چه گروه‌هايي از زنان بالاتر است.

قبل از ادامه بحث بايد تأكيد شود كه پس از تدوين پرسشنامه اوليه، پرسشنامه يادشده به پانزده‌نفر از زنان آشنا به تحقيق به‌عنوان داور داده شد تا به ارزيابي پرسشنامه پرداخته، آن را نقد كنند. بدين شكل پرسشنامه جديدي به كف آمد (نسخه دوم پرسشنامه).سپس با انتخاب يكصد و پنجاه زن با ويژگي‌‌هاي فردی كاملاً متنوع به‌عنوان پايلوت يا نمونة آزمون، پرسشنامه نسخه دوم، تكميل و به‌عنوان پيمايشي مستقل، كاملاً ارزيابي گرديد. بدين معنا كه پس از تكميل پرسشنامه كليه مراحل عمل‌آوري داده‌ها يا اطلاعات به‌دست آمده، شامل كدگذاري، بسته‌كردن و كدگذاري سؤالات باز، تدوين جداول يك بعدي يا جداول شناسايي، تقاطع داده‌‌ها حول فرضيه‌هاي تصميم‌سازي و تصميم‌گيري يا تقاطع دادن متغيرهاي مستقل(ویژگیهای فردی) با متغيرهاي وابسته (متغيرهاي فرضيه آزمايي) و بالاخره توصيف و تحليل تمامي داده‌هاي به كف‌ آمده به فرجام رسيد. پس از بررسي نتايج پايلوت يا نمونة آزمون، و آنچه كه آزمون اوليه پرسشنامه خوانده مي‌شود، مجدداً پرسشنامه مورد بازبيني قرار گرفته و نسخه سوم آن آماده گرديد.

با نهايي‌شدن پرسشنامه و بازانديشي كل فرايند تحقيق، محاسبه حجم نمونه در دستور قرار گرفت. جمعيت زنان متأهل مبناي چنين محاسبه‌اي است. براي اين كار از فرمول ارائه شده توسط كوكران (William G. Cochran) استفاده شد و بر پايه بهينه‌ترين ضرايب و در سطح اطمينان 95 درصد، حجم نمونه برابر 3100 واحد يا 3100 زن متأهل به دست آمد. از آنجا كه موضوع پژوهش زنان فوق‌العاده پيچيده و حساس است، پيش‌بيني گرديد كه تمامي پرسشنامه‌هايي كه پرسش‌هاي كنترل‌كننده در آنها بر مسئله‌داربودن آن پرسشنامه‌ها گواهی دهند، حذف گردند ولي در عين حال حجم نمونه محاسبه شده كاهش پيدا نكند. از اين‌روي به‌جاي 3100 پرسشنامه ضروري، 4500 پرسشنامه توسط دانشجويان گرانقدر دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه علامه طباطبايي با علاقه‌مندي و وجدان حرفه‌اي مثال‌زدني تكميل شد. براي آنكه تمامي متن‌هاي اجتماعي و قومي كه زنان متأهل در آنها روزگار مي‌گذرانند در نمونه معرف يا نمونه قابل تعميم وجود داشته باشد و از هر حيث قابليت تعميم نمونه به حداكثر ممكن ميل كند، 68 شهر و 51 روستا در جامعه‌اي چند قومي، چند فرهنگي كه در آن طبقات گوناگون، اقشار اجتماعي مختلف با سطوح تحصيلي متفاوت و در يك كلام زنان متأهل متفاوت وجود دارند، براي تكميل پرسشنامه‌ها انتخاب گرديدند. ناگفته پيداست كه چنانچه به جمعيت هر پژوهشي برای حضور در نمونه، شانس مساوي داده شود، نمونه به‌دست آمده براساس منطق آماري، قابل تعميم است. پژوهش زنان علاوه بر شرط بالا كوشيده است تا واحدهاي موجود در نمونه يا زنان متأهل را به‌گونه‌اي برگزيند كه فراتر از منطق آماري يادشده، نمونه به مينياتوري كاملاً شبيه جمعيت پژوهش از كار در آيد. ليكن عليرغم قابليت تعميم كامل نمونه، در پايان تصميم گرفته شد تا بهنگام نگارش گزارش به‌گونه اي رفتار شود كه گويي تنها سخن از زنان شركت‌كننده در تحقيق در ميان است و قصد تعميم وجود ندارد. گرچه احتياط تا بدين حد، ضرورتي ندارد، اما به‌دليل آنكه در زمينه مورد بحث در ايران پژوهشي انجام نشده است تا امكان مقايسه‌ها و بازبيني يافته به كف آيد، چنين احتياط‌هايي بر ارزش تحقيق مي‌افزايد.

با اين هدف كه نوشته حاضر ضمن معرفي تحقيق زنان براي دانشجويان يا علاقمندان به پژوهش علمي نیز قابل استفاده باشد و مراحل تحقيقي علمي كاملاً بيان شود، اضافه مي‌نمايد كه پرسشنامه پژوهشي ـ علمي، از چهار بخش تشكيل مي‌شود. در نخستين بخش مقدمه‌اي ارائه مي‌شود كه پژوهش را صادقانه معرفي مي‌كند و به نحوي موجز اهداف پژوهش را بيان مي‌دارد. بخش دوم پرسشنامه شامل پرسش‌هاي شناسايي است كه ويژگي‌هاي پاسخگويان به پرسش‌هاي پرسشنامه يا جمعيت نمونه را به دست مي‌دهد. بخش سوم حاوي سؤالات فرضيه‌آزمايي است و بالاخره بخش چهارم به پرسش‌هاي كنترل‌كننده اختصاص دارد. بايد اضافه كرد كه علاوه بر پرسش‌هاي كنترل‌كننده كه آگاهانه در پرسشنامه گنجانيده مي‌شود، هر پرسشنامه‌اي في‌نفسه داراي قدرت كنترل دروني است كه از ماهيت پرسش‌ها نشأت مي‌گيرد. براي مثال به هنگامي كه در پرسشنامه‌اي در پاسخ به سؤال وضعيت تأهل، 50 نفر خود را متأهل و 30 نفر خود را مجرد معرفي كرده‌اند (حجم نمونه 80 نفر فرض شده است)، در پاسخ به پرسش ديگري چون تعداد فرزندان و يا ميزان رضايت از همسر و نظاير آن، 30 پاسخ بايد گزينه بي‌مورد را به خود اختصاص دهد. زيرا چنين پرسش‌هايي در مورد مجردها موضوعيت ندارد. اين مسئله‌ گوياي همان كنترل دروني پرسشنامه است. علاوه بر آنكه در هر تحقيق بايد به بحث روايي و پايايي نيز پرداخت.از این روی پس از انجام پیش آزمون به محاسبه پایایی وروایی صوری سؤالات پرسشنامه ساخته شده با مراجعه به جامعه آماری انجام شده است.این کار معمولا از طریق محاسبه ضریب پایایی صورت می‌پذیرد. خلاصه آنکه پژوهش زنان کوشیده است تا تمامي دقايق روش شناختی انجام پيمايش اجتماعي يا تحقيق پرسشنامه‌اي را كاملاً رعايت نماید. حال عليرغم رعايت تمامي جوانب روش‌شناختي، تا چه ميزان در كار خود موفق بوده است، پرسشي است كه ديگران بايد بدان پاسخ دهند.

به هر تقدير پرسشنامه نهايي با 80 سؤال باز و بسته توسط 4500 پاسخگو يعني زنان متأهل كه در زمان تحقيق با همسران خود زندگي مي‌كردند، به شيوه مصاحبه حضوري تكميل گرديد. همانگونه كه بيان گرديد، حجم نمونه 3100 واحد تعيين شده بود كه بايد به نسبت جمعيت زنان متأهل در شهرها و روستاهاي محل تحقيق توزيع مي‌شد. از آنجا كه جمعيت زنان متأهل در تمامي شهرها و روستاهاي مورد نظر مشخص نبود، سهم لازم هر شهر و روستا براساس تعداد خانوار در هر شهر و روستا توزيع گردید. بديهي است كه تعداد خانوارها در هر نقطه از تعداد زنان و شوهراني كه در زمان انجام تحقيق با هم زندگي مي‌كردند، بيشتر مي‌باشد، زيرا بنا به تعريف سرشماري سال 1375 كه در زمان تحقيق در دسترس بوده است و در آن زمان آخرين سرشماري محسوب مي‌شده است، معناي خانوار در برگيرنده خانواده‌هاي ناقص (مرگ همسر و طلاق) نيز مي‌باشد. ليكن تفاوت تعداد خانوار در زمان تحقيق (سال 85ـ1384) با تعداد خانوار مندرج در اطلاعات سرشماري سال 1375، تا حدودي اين مشكل را مرتفع مي‌سازد، گرچه نه‌ به‌طور كامل. تخمين نزديك به واقعيت جمعيت روستاهاي برگزيده، به علت كمي جمعيت و براساس بعد خانوار به مراتب ساده‌تر از شهرها بوده است. پس از مشخص‌شدن سهم هر شهر و روستا، انتخاب تصادفي پاسخگويان در دستور كار قرار داشت كه در شهرها با استفاده از نمونه گيري خوشه‌اي، مشخص ساختن كل خانوارهاي هر خوشه و تقسيم آن به سهم نهايي هر شهر از كل پرسشنامه‌ها، كل نمونه مورد نظر و انتخاب تصادفي اولين پاسخگو به فرجام رسيد، بدين معنا كه مثلاً سهم شهر خاصي 100 پرسشنامه مي‌باشد و در كل خوشه‌هاي تصادفي انتخاب شده 1000 خانوار زندگي مي‌كنند پس از هر 10 خانوار يكي برگزيده مي‌شود. مي‌توان مدعي شد كه در تدوين طرح تحقيق و كارپايه روش‌شناختي، تمامي اصول انتخاب تصادفي پاسخگويان رعايت گرديده است. با شناختي كه از دانشجويان شركت‌كننده در تحقيق وجود دارد و با توجه به رابطه نگارنده با دانشجويان گرانقدر پيش گفته، حداقل در مورد آن گروه از دانشجويان كه پرسشنامه تكميل شده آنان مورد پذيرش قرار گرفته است و قبلاً و يا در زمان انجام تحقيق كلاس‌هايي با نگارنده گذرانده بودند، ادعاي رعايت جوانب گوناگون پژوهش علمي تا بدانجا كه در توان داشته‌اند و بر پايه آگاهي آنان از پيمايش اجتماعي، ادعاي گزافي نخواهد بود. همان‌گونه كه قبلاً اشاره شد، با 1400 پاسخگو بيش از حجم نمونه محاسبه شده، (حجم نمونه لازم 3100 بوده است، ليكن 4500 پرسشنامه تكميل شده است) مصاحبه براي تكميل پرسشنامه‌ها به فرجام رسيده است. در پايان با استخراج اوليه داده‌ها و پس از بررسي يكايك پرسشنامه‌ها بويژه توجه به پرسش‌هاي كنترل‌كننده و كنترل‌هاي دروني پرسشنامه‌ها، 3220 پرسشنامه پذيرفته شد و 1280 پرسشنامه حذف گرديد. از تعداد پرسشنامه‌هاي حذف شده 690 پرسشنامه به دليل عدم اعتماد و بقيه به دليل ناقص‌بودن از مجموع پرسشنامه‌ها خارج شدند. در چنين مواردي بررسي پرسشنامه‌هاي حذف‌شده الزامي است، زيرا حذف پرسشنامه‌ها در صورتي به تحقيق آسيبي نمي‌رساند كه داراي پراكنش طبيعي در مجموع داده‌ها باشند. برعكس چنانچه بررسي پرسشنامه‌هاي حذف شده نشان دهد كه ويژگي‌هاي خاصي يا پاسخ به پرسش‌هاي معيني و بالاخره پاسخگويان مشخصي حذف شده‌اند، پژوهش با مسئله‌اي جدي روبه‌رو خواهد گرديد كه نشان‌دهنده نوعي تورش يا يكسويه بودن و داشتن طرفيت است. خوشبختانه بررسي پرسشنامه‌هاي حذف شده به روشني نشان داد كه موارد بالا موضوعيت نداشته است. در اينجا اشاره به نكته‌اي خالي از لطف نيست. چنانچه افرادي از ضعف وجدان كاري رنج مي‌برند يا به اصطلاح امروزي‌ها خود را زرنگ مي‌دانند، وقتي بدون مصاحبه در خلوت خود با بي‌مسئوليتي تمام به تكميل پرسشنامه‌ها مي‌پردازند، براي عادي جلوه‌دادن موضوع، آگاهانه پاسخ‌ها را شديداً و به نحوي غيرطبيعي پراكنده انتخاب مي‌كنند. مثلاً در مورد سن پاسخگو، سعي مي‌كنند كه از تمامي گروه‌هاي سني ياد كنند كه مسئله كاملاً عادي تلقي شود. لیکن در عالم واقع پراكنش ويژگي‌ها به‌ندرت به‌صورت كامل یا صد در صد رخ مي‌دهد. درنتيجه اصرار تعداد كمي محقق نما بر پراكنش فوق‌‌العاده پاسخ‌ها، سبب مي‌شود كه حذف پرسشنامه‌هاي ساخته شده آنان مسئله‌اي پديد نياورد. لازم به يادآوري است كه درمجموع پرسشنامه‌هاي بيش از 100 دانشجوي گرانقدر، سخت‌‌كوش و صادق مورد پذيرش قرار گرفت. پس از كدگذاري‌هاي نهايي، بسته‌كردن پرسش‌هاي باز پرسشنامه‌ها و تعيين كدهاي لازم، اطلاعات به رايانه منتقل و با استفاده از مجموعه‌ آماري براي علوم اجتماعي (SPSS)، جداول شناسايي (يك بعدي) و جداول فرضيه آزمايي (دو بعدي و يا بيشتر) به كف آمد و از نظر رابطه و معنادار بودن رابطه، مورد تحليل قرار گرفت و پيمايش اجتماعي به پايان آمد. باز هم تأكيد مي‌شود كه در كنار متغيرهاي وابسته گوناگون دو متغير يعني قدرت تصميم‌گيري زنان و مدرن و سنتي‌‌بودن آنان متغيرهاي اصلي بودند.

برخي از دانشجويان بسيار عزيز و گرانقدري كه تكميل پرسشنامه‌ها را برعهده گرفتند، در كنار تحويل پرسشنامه‌هاي تكميل‌شده گزارش‌هاي ارزشمند و سودمندي از مراحل كار حاوي مسائلي كه با آن روبه‌رو بودند، موانعي كه بر سر راه قرار داشت و بالاخره نحوه برخورد زنان پاسخگو ارائه كرده‌اند كه خود پژوهش مستقل و ارزنده‌اي است که خاطره نهادی پژوهش را پدید می آورد،امری که در ایران کمتر مورد عنایت قرار می گیرد. بهنگام بررسي گزارش‌هاي يادشده، موضوعي بس مهم تقريباً در تمامي گزارش‌ها مطرح شده است و آن پذيرش بسيار دوستانه پاسخگويان و برخورد سخت مهربانانه و ياورانه دانشجويان ازسوي زنان پاسخگو بوده است. علاوه آنكه، اكثريت قريب به اتفاق افراد نمونه به راحتي و با صداقت نسبتاً بالايي به تمامي پرسش‌ها پاسخ داده و از اينكه در تحقيقي در مورد زنان شركت كرده‌اند، ابراز شادماني نموده‌اند. چنين نكاتي با استخراج داده‌هاي پرسشنامه‌ها كاملاً تأييد گرديد و پرسش‌‌هاي كنترل‌كننده و كنترل‌هاي دروني پرسشنامه‌ها بر صداقت بخش اعظم پاسخگويان مهر تأييد نهاد. به هنگامي كه نگارنده از اين امر اطمينان يافت، بدين فكر افتاد تا در كنار تحقيق پرسشنامه‌‌اي يا پيمايش اجتماعي كه تحقيقي كمي تلقي مي‌شود، به پژوهشي كيفي نيز دست زده، كوشش نمايد تا گام‌هاي نخستين ورود عميق‌تر به دنياي نامشهود زنان را بردارد و به موضوعاتي بپردازد كه هرگز موضوع بررسي‌هاي علمي و دانشگاهي نبوده‌اند. آن هم بدين اميد كه از ديدگاه‌هاي زنان متأهل در مورد زيستن با مرد ايراني، دغدغه‌ها، دلمشغولي‌ها، نگراني‌ها، رنج‌هاي احتمالي و غم‌هاي آنان، آگاه شود و جامعه و مسئولان را براي برنامه‌ريزي درست‌تر از آنها آگاه سازد.

همانگونه كه گفته شد، هدف اصلي از تحقيق عرصه‌هاي تصميم‌سازي و تصميم‌گيري زنان متأهل ايران زمين، نشان‌دادن اين واقعيت است كه زنان ايران‌زمين به مانند زنان تمامي سرزمين‌ها آن هم عليرغم مشكلات تاريخي، محروميت‌ها و محدوديت‌ها، انسان‌هايي پويا، خلاق، آگاه با تمايلات جدي ساختن دنياي بهترند و نگاه ارائه شده در مورد زن ايراني به‌عنوان موجودي منفعل، سركوب و تحقيرشده، ناتوان و عقب‌مانده، گرچه در مورد اقليتي درست است، سخت‌ يكسويه، ساده شده و حتي ساده‌لوحانه است كه زمينه انواع سوءاستفاده‌ از شرايط زنان ازجمله سوءاستفاده سياسي و رسانه‌اي را فراهم مي‌آورد. باز هم تأكيد مي‌شود كه نفي نگاه ساده‌لوحانه يادشده به‌هيچ‌وجه به معناي نفي و ناديده گرفتن محدوديت‌ها، محروميت‌ها و ستم‌ مضاعف بر بخشي از زنان ايران زمين نيست. مهم درك علمي و درست از شرايط زنان به‌عنوان گام نخست در فرارفتن از وضعيت موجود به وضع و شرايطي مطلوب است. چشم فروبستن بر عوامل منفي زندگي زنان نیز يا ساده‌لوحانه و يا فرصت‌طلبانه تلقي مي‌شود.

به هر تقدير با مناسب تشخيص دادن شرايط و زمان براي انجام تحقيقي كيفي در كنار تحقيق كمي، پژوهش كمي نيز كامل‌تر شده، ابعادي كه از طريق تحقيق كمي بنا به ماهيت چنين تحقيقاتي، غيرقابل دستيابي است، مورد بحث قرار خواهند گرفت. بر اين پايه دو فن گردآوري اطلاعات كيفي يعني مصاحبه عميق و گفت‌‌وشنود متمركز گروهي نيز در دستور كار قرار گرفته، باز هم با ياري دانشجويان(1) گرانقدر، مسئول و آگاه دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه علامه طباطبايي به فرجام رسيد. در اولين مرحله 40 مصاحبه عميق و 10 گفت‌وشنود متمركز گروهي فراهم آمد و پس از پياده‌شدن گفت‌وگوها از نوارهاي ضبط‌صوت، تحليل محتواي متن‌هاي به‌دست آمده به پايان رسيد و يافته‌هاي علمي بسيار ارزنده و جالبي به كف آمد. مهمترين نكته مستندكردن علمي اين واقعيت است كه شناخت علمي جامعه نسبت به زنان تا چه اندازه با پيشداوري‌هاي ناروا همراه است و همين پيشداوري‌ها زمينه سوءاستفاده بسياري در داخل و خارج از ايران را فراهم آورده است. ضمناً يافته‌ها مشخص ساخت كه چه راه درازي فراروي جامعه بويژه در مورد زنان گسترده است. اساساً بايد تأكيد كرد كه از نظر روش‌شناسي از اواخر دهه 1960 بر روي استفاده همزمان از سه فن گردآوري اطلاعات و مقايسه يافته با هم در قالب مفهوم(Triangulation) بويژه در جامعه‌شناسي تأكيد فراوان شده است و آن را گامي در جهت كاهش جدي و مبارزه با تقليل‌گرايي ذاتي تحقيقات مربوط به انسان و جامعه دانسته‌اند. چنين تقليل‌گرايي‌اي از آن روي رخ مي‌دهد كه پديده‌هاي مربوط به انسان، گروه، اجتماع محلي و جامعه، پديده‌هايي چند بعدي و سخت پيچيده و عمدتاً كيفي‌اند. در پژوهش‌هاي اجتماعي چاره‌اي نيست مگر از طريق شاخص‌هاي گزينش‌شده به بررسي آنها پرداخت و همين امر منبع تقليل‌گرايي نهفته در پژوهش‌هاست. براي مثال سال‌هاست که مفهومي به پيچيدگي طبقه اجتماعي از طريق سه شاخص، يعني سال‌هاي تحصيل پاسخگو، توان مالي او يا درآمد ماهيانه او (امكانات زندگي مثلاً مالكيت مسكن، داشتن اتومبيل و نوع آن) و بالاخره اهميت شغل از بسيار مهم تا كم‌اهميت، سنجيده مي‌شود. طبيعي است كه سه شاخص يادشده قادر به تصويركشيدن تمامي ابعاد مفهومي چون طبقه اجتماعي نيست. از اين‌روي افزودن فنون كيفي كه امكان بررسي عمقي وجوهي از زندگي سوژه‌ها يا شركت‌كنندگان در تحقيق را فراهم مي‌آورد تا حدودي و فقط تا حدودي به درك گسترده‌تري از موضوع مورد پژوهش مي‌افزايد و تقليل‌گرايي نهفته در شاخص‌سازي و سنجش كمي را كاهش مي‌دهد.

بهنگام مصاحبه عميق و گفت‌وشنود متمركز گروهي سه شيوه گفت‌وگو معمولاً به كار مي‌رود. در اولين شيوه محقق فهرست كاملي از پرسش‌هاي مورد نظر خود را آماده مي‌سازد و در ضمن گفت‌وگو به شكلي غيررسمي و دوستانه به طرح سؤالات پرداخته و پاسخ‌ها آن هم درصورت توافق مصاحبه‌شونده ضبط مي‌گردد. علاوه بر محقق اصلي كه بدان ناظم جلسه(Moderator) يا هماهنگ‌كننده مي‌‌گويند، يك يا دونفر ديگر كه ضبط‌كننده مطالب تلقي مي‌شوند، حضور دارند. در صورت ضبط مطالب، ضبط‌كننده مرتباً ضبط‌صوت را بررسي كرده تا از ضبط كامل مطالب اطمينان يابد. در حالتي كه پاسخگو با ضبط مطالب موافق نيست و يا محقق تشخيص مي‌دهد كه وجود ضبط‌صوت ممكن است بر صحت مطالب گفته شده و فضاي جلسه تأثير گذارد. ضبط‌كنندگان به يادداشت‌برداري مي‌پردازند تا از ثبت تمامي مطالب مطمئن شوند. در حالت دوم كه به آن «حرف حرف مي‌آورد»(Snowballing) مي‌گويند، محقق پس از تأمل كافي فقط يك پرسش آغازين كه كاملاً به موضوع تحقيق مربوط است را آماده مي‌كند و بقيه پرسش‌ها از پاسخ پاسخگو به پرسش اول في‌البداهه استنتاج مي‌گردد. معمولاً پس از پاسخ به پرسش آغازين، در پاسخي كه ارائه مي‌شود يك يا دو موضوع يا بيشتر وجود دارد كه هم جالب‌‌اند و هم به تحقيق مربوط بوده يا بالاخره پاسخ بدان‌ها براي تحقيق اهميت دارد. لذا هماهنگ‌كننده به طرح آنها مي‌پردازد. مجدداً براساس پاسخ به پرسش‌هاي بعدي، سؤالات بيشتري شكل مي‌گيرد و پرسش مي‌شود. اين روال آنقدر تكرار مي‌شود تا هماهنگ‌كننده متوجه شود كه براي طرح سؤال جديد بايد مقدار زيادي تأمل كند. اين امر نشان‌دهنده به پايان رسيدن گفت‌وگوست. البته هماهنگ‌كننده كه بايد به موضوع تسلط كامل داشته باشد، به هنگامي كه اطلاعات كافي در مورد موضوع تحقيق را به‌دست آورد، جلسه را ختم شده اعلام مي‌كند. در گفت‌وشنود متمركز گروهي همين شيوه به كار مي‌رود، ليكن به‌جاي يك نفر تمامي اعضاي گروه كه معمولاً بين 8 تا 12 نفرند بايد در يكايك بحث‌ها و به هنگام طرح هر سؤال، فعالانه پاسخ ارائه كنند. حالت سوم تركيبي است از شيوه «حرف حرف مي‌آورد» و تعدادي پرسش مهم از پيش تعيين شده. شيوه سوم در تحقيق كيفي زنان به كار رفته است. پرسش آغازين به ميزان تصميم‌گيري پاسخگو در زندگي زناشويي مربوط بوده است. بايد افزود كه مفهوم(Snowballing) در معناي لغوي شكل‌دادن به گلوله برفي و حركت‌دادن آن روي برف و بزرگ‌شدن گلوله به‌طور مداوم معنا می دهد. معمولاً بچه‌ها و نوجوانان و در مواردي بزرگسالان در روزهاي برفي با شور و شوق فراوان بدين كار مبادرت مي‌كنند و از گلوله برفي كوچك، توده به هم فشرده و عظيمي از برف مي‌سازند. اما در روش‌‌شناسي معناي اين واژه انگليسي از موضوعي به موضوع ديگر فرق مي‌كند. در اولين كاربرد، اين مفهوم زماني به كار مي‌رود كه محقق براي تدوين منبع‌شناسي موضوع تحقيق يا مطالعه و بررسي خود، ابتدا به يك منبع دست مي‌يابد. اما با رجوع به فهرست منابع انتهايي همان منبع اوليه يا با نگاه به منبع‌شناسي آن مثلاً‌ با ده، دوازده منبع مرتبط با موضوع آشنا مي‌شود و فهرست او به يازده يا سيزده منبع افزايش مي‌يابد. (گلوله برفي بزرگتر مي‌شود)، سپس از بين ده، دوازده منبع جديد، چند منبع مهم و مستقيماً مرتبط با موضوع را شناسايي و بررسي مي‌كند. باز هم هر يك از منابع حاوي چندين منبع جديد است كه به فهرست اضافه مي‌شودو منبع شناسی قابل توجهی فراهم می آید. در معناي دوم مفهوم انگليسي مورد بحث، نگارنده در مجموعه مقالاتي باعنوان «نگاهي به فنون گردآوري اطلاعات در علوم اجتماعي»(2) به هنگام بحث از فنون كيفي ازجمله مصاحبه عميق، معادل «حرف حرف مي‌آورد» را انتخاب كرده است. زيرا با طرح سؤال و آغاز گفت‌وگو هر حرفي به حرف‌هاي ديگري يا هر پرسشي به پرسش‌هاي جديدي جان مي‌بخشد و مصاحبه عميق يا گفت‌وشنود گروهي ادامه مي‌يابد. بدين شكل یعنی با انجام پژوهش کیفی، تحقيق زنان تكميل شد. قبل از شروع تحقيق کیفی، راهنماي گام به گام نسبتاً‌ كاملي كه نگارنده آن را نوشته است در اختيار يكايك اعضاي گروه قرار گرفت و طي كارگاه‌هاي آموزشي چندساعته‌اي با دانشجويان به بحث گذارده شد تا كاملاً نسبت به فنون مورد استفاده آشنايي لازم به كف آورند. نحوه انتخاب زنان براي مصاحبه عميق و گفت‌وشنود متمركز گروهي نيز همانگونه كه اشاره شد، تنوع ويژگي‌هاي شناسايي ازجمله سن، طبقه اجتماعي، تحصيلات، محل تولد و زندگي و نظاير آن بود.

بالاخره بايد قبل از پايان گرفتن كارپايه روش‌شناختي پژوهش زنان، بدين موضوع اشاره كرد كه تحليل محتواي گزيده‌اي از متون قديمي‌تر (متوني ادبي و تاريخي) از سوي نگارنده به فرجام رسيد و تعدادي از دانشجويان نيز برخي ديگر از متون را تحليل محتوا كردند. نگاه به زن مستتر در متون يادشده راهنماي كار تحليل محتواي كيفي بود. منظور از تحليل محتواي كيفي، جمع‌آوري بخش‌هايي از هر متن دررابطه با زنان و تحليل كيفي آنهاست. زيرا تحليل محتواي متون مي‌تواند تا مرحله كمي كردن و تدوين جداول شناسايي و فرضيه آزمايي حول واحدي چون واژه يا مفهوم به پيش رود و شبيه پيمايش اجتماعي يا تحقيق پرسشنامه‌اي (Survey) گردد. به همين دليل به تحليل محتواي متون پيمايش معكوس نيز مي‌گويند. ليكن تحليل محتوا در پژوهش زنان در سطح كيفي متوقف گشته است كه اگر پيمانه پر نشده باشد و اين ميهماني كوتاه به پايان خويش نرسد، روزي تكميل خواهد گشت.

يافته‌هاي پژوهش: مروري گذرا

پژوهش زنان با توجه به حجم بالاي نمونه مورد بررسي، استفاده از فنون كيفي و بالاخره تحليل محتواي كيفي برخي از متون قديمي و جديد، پژوهشي بسيار گسترده از كار درآمده است. از اين‌روي مرور تمامي يافته‌ها و نتايج آن از فرصتي كه معمولاً به مقاله اختصاص داده مي‌شود، بسي فراتر رفته با آن همخواني ندارد. درنتيجه و به ناگزير چاره‌اي جز گزينشي محدود آن هم در حد كليات باقي نمي‌ماند. ازسوي ديگر چنين گزينشي ناتمام و ناقص خواهد بود كه خطر برداشت‌هاي نادرست يا سوءبرداشت را تقويت مي‌كند. لذا در اين مرحله كوشش شده است تا يافته‌هايي كه به توضيح و شرح و بسط گسترده نيازمندند، مطرح نشود. ناگفته پيداست كه با چنين تصميمي برخي از مهمترين و بديع‌ترين نتايج به بحث گذاشته نخواهند شد.

با اين مقدمه مرور يافته‌ها ارائه مي‌شود. همانگونه كه در بخش نخست يا كارپايه مفهومي و نظري پژهش زنان عنوان گرديد، يكي از دلايل پرداختن به مسئله‌ زنان در ايران، وجود تصاوير متناقض، مغشوش، يك سويه و حاوي پنداشته‌هاي ناروا در مورد زنان است كه با ارائه نمونه‌هايي كه به خوبي تصاوير منفي يادشده را نشان مي‌‌دهند و حاصل تحليل محتواي متون مي‌باشند به مستندسازي ادعاي طرح شده، اقدام مي‌گردد. اولين تصويري كه از زن در متون قديمي ارائه شده است و براي قرن‌ها از طريق تكرار آن هم به كرات، تثبيت گرديده است، نشان‌دادن زن به‌عنوان موجودي فوق‌العاده فريب‌كار و شيطاني است. اولين منبع تحليل محتواشده كتاب «سندباد نامه» است كه به قول مرحوم استاد مجتبي مينوي نویسنده آن احتمالاً برزويه حكيم بوده است. اهميت كتاب در آن است كه در قبل از اسلام نگاشته شده و نشان مي‌دهد كه تصوير ارائه شده از زن حداقل به گواهي اين متن قديمي‌تر از نگاه ارائه شده در پس از اسلام مي‌باشد. نكته دوم آن است كه كتاب يادشده، قصه‌‌اي است كه در نزد توده مردم رواج داشته است. گرچه مطالب كتاب مبناي علمي ندارد و چنين ادعايي نيز نمي‌كند، ليكن اتفاقاً چنين متوني در شكل‌دهي به انگارگان مردم عادي نقشی بس تعيين‌كننده دارند. جالب آنكه كتاب در قالبي قصه‌وار سعي در «اثبات خدعه و مكر زنان» دارد. نكته ديگر آنكه كتاب به زبان‌هاي متعددي ترجمه شده و روزگاري در اقصا نقاط جهان شناخته شده بوده است. مطالب ارائه شده از ترجمه فارسي كتاب به‌دست محمدبن علي بن محمد الظهيري السمرقندي(3) نقل مي‌شود:

ديو از فعل زن رميده شود چون برآميزد او يكي تلبيس

در فريب و فسون و مكر و حيل بندگي‌ها نمايدش ابليس (ص 94)

زن چو ميغ‌ست و مرد چون ماه‌ست ماه را تيرگي ز ميغ بود

بدترين مرد اندر اين عالم به بهينِ زنان دريغ بود (ص 94)

«كه زنان را در مكر و غدر تصنيف‌ها و در خداع و حيلت تأليف‌هاست، بدان درجه كه ابليس با كمال مسعودي و استادي، در معماي مكر زنان سررشته كياست، گم كند.» (صص 100ـ99)

«كه به حقيقت داستان مكر ایشان(زنان) از اشراف، فهم و ادراك وهم زيادت است و عاقل‌ترين مردان در جوال محال ايشان رود و به عشوه ولاوه ايشان مغرور گردد.» (ص 101)

«كه حيلت و مكر زنان را غايت و نهايت نيست.» (ص 132)

تأكيد بر مكر زنان تقريباً در تمامي متون تحليل محتوا شده به كرات تكرار شده است كه فرصت پرداختن به آنها وجود ندارد.

تصوير دوم از زن، كاملاً با تصوير اول در تناقض است، ليكن در متون مختلف عليرغم تناقض بين دو تصوير ارائه شده در باب زن، هر دو تصوير با هم آورده شده‌اند. تصوير دوم بر ناقص عقل بودن زنان، تأكيدي تمام و كمال مي‌نمايد. باز هم سندبادنامه در اين باب چنين آورده است: «از بهر آنكه زنان، اگرچه ناقصاتِ عقل‌اند، بر كمال عقول رجال خندند و عقلا را به حبايل گفتار، چون كفتار، در جوالِ محال خود كنند.» (ص 111)

انسان برجسته و عارفي كم‌نظير چون نورالدين عبدالرحمن جامي در مثنوي «سلامان و ابسال» از قول حكيمي خردمند زن را به شكل زير توصيف مي‌كند. چنين نگاهي در ساير آثار او نيز نمودي بارز دارد:

چاره نبود اهل شهوت را ز زن صحبت زن هست بيخ عمر كن

زن چه باشد ناقصي در عقل و دين هيچ ناقص نيست در عالم، چنين

دور دان از سيرت اهل كمال ناقصان را سخره بودن ماه و سال (ص 121)

جامي در جاي ديگري از مثنوي يادشده به گفت‌وگوي حضرت سليمان(ع) و همسرش بلقيس اشاره مي‌كند كه «از مقام انصاف سخن گفته‌اند» و راز درون و خواست خود را مطرح ساخته‌اند. پس از اشاره به «راز نهفت بلقيس»، جامي چنين آورده است:

«اين بود حال زنان نيك خوي از زن بد خو نشايد گفت‌وگوي»

سپس در تأييد نظر منفي خود نه درباره زنان به نظر او بد، بلكه حتي زنان خوب، به نظر فردوسي اشاره كرده بيان مي‌دارد:

«خواجه فردوسي كه داني بخردش بر زن نيك است نفرين بدش

كي زن بد گونه، نيك آيين بود پيش نيكان در خور نفرين بود»(4) (ص 123)

در كنار دو تصوير عمده‌‌اي كه در متون مختلف تحليل محتوا شده به كرات به تصوير كشيده شده است و فرصت مقاله حاضر اجازه نمي‌دهد تا تمامي اشارات كتب يادشده مخصوصاً به نحوي كه در كيمياي سعادت، اخلاق ناصري، طوطي‌نامه، هزار و يكشب، نوش‌آفرين و نظاير آنها منعكس است، مرور شوند. هدف مقاله نيز تحليل چنين تصاويري و بحث از منشأ آنها بويژه پدرسالاري و مردسالاري نيست. مهم آن است كه چنين اشاراتي بويژه در كتب عامه‌پسندي كه روزگاري از بام تا شام توسط نقالان و یا در شبهای ماه رمضان توسط سوادداران هر طایفه ای براي خرد و كلان، مرد و زن با آب و تاب فراوان نقل مي‌شده است (كتبي چون طوطي‌نامه، امير ارسلان نامدار، سندبادنامه، هزار و يكشب و غيره) به‌تدريج به دو گرايش اصلي در ذهن عامه‌ مردم شكل داده و به دروني‌سازي و تثبيت و پايدارسازي آنها منجر مي‌شده است. گرايش اول كه بويژه در ذهن مردان پديد مي‌آمده است، زن را موجودي فريب‌كار، درس‌دهنده شيطان، دام شيطان و منبع خدعه و نيرنگ و در عين حال ناقص عقل، ناكامل، برخاسته از دنده چپ مرد، منشأ و علت كجروي مرد، ضعيف و متكي به مرد به تصوير مي‌كشيده است كه در عين حال مملو از تناقض است. مهمتر از اين گرايش، گرايش دوم است كه در ذهن زنان جاي خوش مي‌كند و تثبيت مي‌شود. يعني تأكيدات عنوان شده به‌تدريج به باور بخش عمده‌اي از زنان منجر و خود را با تصوير يادشده همخوان مي‌انگارند و به رفتاري مناسب آن دست مي‌زنند. در عين حال «ذهنيت قرباني» و رفتار ناشي از چنين ذهنيتي نيز به بحث بالا اضافه مي‌شود. بايد توجه شود كه تصاوير ارائه شده تصاوير تاريخي از زن است و حداقل تا انقلاب مشروطيت عمومي بوده است. در بررسي حاضر فعلاً به تغيير نگرش مرد و زن پس از انقلاب مشروطيت و شكل‌گيري نطفه جنبش اجتماعي زنان اشاره‌اي نمي‌شود. اما آثار چنين نگرش‌هايي در فرهنگ عامه تداوم پيدا مي‌كند. چنانچه خواهد آمد در تحقيق كيفي تعدادي از زنان پاسخگو به وضوح اعلام كرده‌اند كه مادران آنان از كودكي چنان ذهنيتي در مورد مرد، همسر آتي آنان و خانواده او، پديد آورده و در آنان نهادينه كرده‌اند و همخوان با چنين ذهنيتي رفتارهايي به ايشان آموخته‌اند كه فرصت تجربه زندگي مشترك همراه با عشق، محبت و همدلي را براي ابد از آنان دريغ داشته‌اند. تعدادي از زنان تعليمات مادران خود را به بهترين وجه تشريح كرده، نتيجه گرفته‌اند كه به هنگام ازدواج، احساس ورود به ميدان جنگي نابرابر داشته‌اند. مشابه همين ذهنيت نيز با تكرار تصاوير بالا از زن در ذهن مردان شكل گرفته و پايدار مي‌شود. جملاتي چون «گربه را دم حجله بايد كشت» از يك‌سو بر ضرورت ترس زن از شوهر و «با لباس سفيد عروسي رفتن و با كفن از خانه شوهر بيرون آمدن» بر لزوم سوختن و ساختن تأكيدي مداوم و تكرارشونده دارند. البته در كنار تصاوير يادشده، تصوير ديگري از چند بانوي گرانقدر نيز در منابع و متون آمده است كه بر متون ارزشمند ديني استوار است. تصوير حضرت مريم(ع)، مادر يحيي(ع) تعميددهنده، حضرت فاطمه(س) و حضرت زينب(س) نمونه اين بانوان استثنايي‌اند. كافي است به تصويري كه مولوي فرهيخته و مردي براي تمامي قرون كه پس از چند سده جهاني شده است از مريم مقدس ارایه کرده است توجه شود كه چگونه نور الهي در كالبد او دميده مي‌شود و چگونه به هنگام زادن مسيح(ع) نخل خشكيده بار مي‌دهد.

به هر تقدير پژوهش زنان بر پايه تحليل محتواي متون بويژه متون عامه‌پسند، كوشيده است كه اولاً ويژگي‌هاي زن در گسترده تاريخ ايران، حداقل تا مشروطيت را به تصوير كشد و ثانياً به ويژگي‌هاي رفتاري زن و مرد كه نتيجه مستقيم تصاوير ارائه شده و ذهنيت حاصل از آن است توجه نمايد. با چنين مقدمه‌اي ارائه يافته‌هاي تحقيق نخست با معرفي جداول يك بعدي يا جداول شناسايي، جداول دو بعدي يا جداول فرضيه آزمايي ناشي از مرتبط ساختن شاخص‌هاي تصميم‌سازي و تصميم‌گيري از يك‌سو يا متغيرهاي پايه‌اي شناسايي از سوي ديگر، آغاز و به فرجام رسيده است. در پايان تحليل تحقيق پيمايشي يا كمي، جمع امتيازهاي تصميم‌گيري و تصميم‌سازي مجدداً‌ به متغيرهاي شناسايي ربط داده شده‌اند تا مثلاً مشخص شود كه تصميم‌گيري و تصميم‌سازي در گروه‌هاي سني مختلف، در بين گروه‌هاي تحصيلي مختلف، در طبقات درآمدي مختلف و نظاير آنها به چه ميزان است؟ سپس جمع امتياز تصميم‌گيري زنان به سه گروه امتياز بالا، متوسط و پايين طبقه‌بندي شده مجدداً‌ كوشش شده است تا معلوم گردد كه جمع امتياز تصميم‌گيري و تصميم‌سازي (تصميم‌گيري غيرمستقيم يا هدايت شوهر در جهت تصميم مورد نظر زن)، در گروه‌هاي مختلف زنان به چه ميزان است؟ در عين حال همانگونه كه اشاره شده، با دادن امتيازهايي بر روي طبقي داراي دو قطب مدرن و سنتي، نمونه مورد بررسي طبقه‌بندي‌شده، مجدداً طبقه‌بندي سنتي و مدرن يك‌بار با شاخص‌هاي مخلتف تصميم‌گيري و تصميم‌سازي تقاطع يا ربط‌ داده شده و تحليل‌ گرديده است و سپس همان طبقه‌بندي سنتي و مدرن يا جمع امتيازهاي تصميم‌گيري و تصميم‌سازي در قالب امتياز بالا، متوسط و پايين تقاطع داده شده است. توصيف جداول شناسايي و تحليل جداول فرضيه آزمايي مهمترين گام‌هاي پيمايش به حساب مي‌آيند و مبناي نتيجه‌گيري محسوب مي‌شوند. البته در مورد روابط تحليل شده بايد به بحث از معناداري رابطه و بررسي احتمال تصادفي بودن رابطه‌ها نيز پرداخت تا مشخص شود كه واقعاً رابطه بين متغيرها وجود دارد،غیر تصادفی است و يا خير.

پس از پايان گرفتن تحقيق كمي، بررسي و تحليل تحقيق كيفي آغاز شده، در گام نخست هر آنچه در متن‌هاي پياده‌شده‌، مصاحبه‌ كيفي و گفت‌وشنود متمركز گروهي قابل كمي كردن بوده است، كمي شده، جداول يك بعدي و دو بعدي مشابه پيمايش ليكن تنها قابل تعميم به زنان مصاحبه‌شده و شركت‌كننده در گفت‌وشنود متمركز گروهي، فراهم آمده، معرفي و تحليل شده‌اند. پس آنگاه به تحليل كيفي متون پياده شده پرداخته و در پايان براساس نتايج تحقيق كمي و كيفي گزارش نهايي به همراه پيشنهادها به رشته تحرير درآمده است. مهمترين يافته تحقيق در كلي‌ترين سطح به قرار زير است:

1ـ زنان ايراني در واكنش به «شرايط تاريخي»، «سپهر زندگي» و «تجارب روزمره»، داراي دو رويه يا بعد در زندگي زناشويي‌اند.

2ـ زنان ايراني يا حداقل درصد بالايي از آنان برعكس باور عمومي شده موجود، برخوردي به‌شدت فعال و پويا همراه با خلاقيت مثال‌زدني به زندگي زناشويي دارند. اين امر در مورد درصدي از آنان كه كاملاً مورد ظلم قرار مي‌گيرند با خشونت روبه‌‌رويند و دم بر نمي‌آورند نيز صادق است.

3ـ درك درصد بالايي از مردان ايراني از زندگي مشترك زناشويي بسيار محدود، آكنده از پيشداوري‌هاي نادرست و زبانبار است.

4ـ درصد قابل ملاحظه‌اي از زنان ايراني تصميم‌هاي جدي زندگي زناشويي را مستقيماً اتخاذ مي‌كنند و درصدي از اقليت باقيمانده، آگاهانه و با استفاده از سازوكارهاي خلاق غيرمستقيم بر اكثريت قريب به اتفاق تصميمات اثري تعيين‌كننده مي‌گذارند. (پژوهش نزديك به 400 سازوكار يا مكانيسم و راهكار يا تاكتيك را جمع‌آوري كرده است كه در 7 گروه قابل طبقه‌بندي‌اند.)

5ـ آموزش‌هاي لازم بويژه آموزش و مهارت‌هاي ضروري زندگي زناشويي براي مرد و زن در سطحي بسيار نازل قرار دارد و با برداشت‌هاي نادرست نيز همراه است.پژوهش زنان به خوبی نشان داده است که به باور درصدی از زنان شرکت کننده در تحقیق، مردان با ذهنیت های کاملا نادرستی با زنان برخورد می کنند. سکوت زنان بر این برخوردها می افزاید.

6ـ‌ ميزان آگاهي زنان نسبت به شرايط زندگي خود حتي در گروه‌هاي كمتر تحصيل‌كرده، ساكن روستاها و شهرهاي كوچك بسيار فراتر از سطحي است كه در مجموع از آن برداشت مي‌شود.عدم آگاهی درصدی از شوهران از سطح آگاهی یادشده سبب اصلی فاصله بسیار شدید بین زن و شوهر است.

7ـ درصد كمي از زنان در تمامي طول زندگي مكنونات قلببي خود را بروز مي‌دهند ترس از نتايج ناگوار، علت اين امر اعلام شده است. در نتیجه به باور درصدی از زنان، گروهی از مردان هرگز برای شناخت واقعی همسر خود تلاشی نمی کنند.

8ـ در درصدي نه چندان بالا از نمونه، مردسالاري تاريخي به بدترين شيوه زن‌سالاري كه بر استثمار بي‌قيد و شرط و بي‌حد و مرز مردان استوار است، منجر گرديده اين مسئله در بين تحصيل‌كردگان و آناني كه اصطلاحاً مدرن خوانده مي‌شوند، رايج‌تر است.

9ـ درصد ناچيزي از زنان و مرداني كه جايگاهي تعريف شده براي افراد خانواده تعريف كرده‌اند و آن جایگاه ظاهرا پذیرفته شده است (صرف‌نظر از ماهيت جايگاه و تعريف ارائه شده) به شرط برخورداري از رفاه نسبي و تأمين قابل قبول معاش، زندگي زناشويي بسيار آرام و خالي از تنشي دارند. اين امر در خانواده‌هاي مذهبي كه كاملاً تعاليم ديني را رعايت مي‌كنند مشهودتر است. در نسل دوم چنین خانواده هایی تنش نسلی نیز مشهودتر است.

8- گفتمان های جامعه در باب زن، زندگی زناشویی، و خانواده با تحولات جامعه ایران همخوان نیست. از این روی آنها قادر به تبیین شرایط امروزین پدیده ها و نهاد یاد شده نیستند. نگاه غالب به زن نگاهی سخت ایستاست.

(ادامه دارد)

پي‌نوشت:

1ـ انجام پژوهش مورد بحث به موضوعي بس ارزنده و آموختني انجاميد كه ذكر آن مفيد تواند بود. نگارنده در تمامي تحقيقات ميداني خود در بيش از بيست سال گذشته (24 پيمايش اجتماعي)، با مشخص‌كردن ويژگي‌هاي دانشجويان براي شركت در تحقيق، هرگز به انتخاب آنان نپرداخته است. در صورتي‌كه داوطلبان داراي ويژگي‌هاي تعيين‌شده مساوي يا كمتر از تعداد لازم بوده است، تمامي آنان پذيرفته شده‌اند و در صورت افزون بودن دانشجويان، تعداد لازم به قيد قرعه انتخاب شده‌اند. بر اين اساس دانشجويان شركت‌كننده در پژوهش زنان داراي سليقه‌ها و سبك زندگي و نگرش‌هاي متفاوت بودند. پس از پايان گرفتن تحقيق به كرات به اين نكته اشاره كردند كه بر پايه پيشداوري‌هاي خود عليرغم گاه همكلاسي بودن براي چهار سال، هرگز حشر و نشري با كساني‌كه در ظاهر با آنان متفاوت بوده‌اند، نپرداخته و تنها در خلال تحقيق حاضر در كنار يكديگر قرار گرفته و گاه دوستي پايداري بين آنان شكل گرفته و باليده است. اين نكته آموختني نشان مي‌دهد كه در عرصه‌هاي كار و زندگي چگونه پيشداوري‌هايي كه هرگز امكان ارزيابي درستي آنها فراهم نشده است، بي‌دليل سبب جدايي، عدم تحمل ديگري بودن و متفاوت بودن و كنارگذاشتن و به حساب نياوردن شده است و چه دوستي‌هاي ارزشمند و پايداري فرصت ظهور نيافته است.

2ـ منتشره در ماهنامه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي رونق 1369 و 1370 كه فقط هفت يا هشت شماره منتشر گرديد و به پايان عمر خود رسيد.

3ـ انتشارات كتاب فرزان، تهران، چاپ اول 1362.

4ـ نگاه كنيد به مثنوي سلامان و ابسال به تصحيح زهرا مهاجري، تهران، نشر ني 1376.

 

 

     فهرست چشم انداز 47  |  صفحه اول  |  بایگانی سال 1386  |