|
|
||||||
|
گزیده ▪ ▪ ▪ ▪ ▪ ▪
|
چشم انداز ایران - شماره 47 دی و بهمن ماه 1386
چشمانداز ادبيات متعهد
و ناگهان چقدر زود دير ميشود اگر دل دليل است... زندهياد قيصر امينپور ـ روحش شاد سراپا اگر زرد و پژمردهايم ولي دل به پاييز نسپردهايم
چو گلدان خالي، لب پنجره پر از خاطرات ترك خوردهايم
اگر داغ دل بود، ما ديدهايم اگر خون دل بود، ما خوردهايم
اگر دل دليل است، آوردهايم اگر داغ شرط است، ما بردهايم
اگر دشنه دشمنان، گردنيم! اگر خنجر دوستان، گردهايم!
گواهي بخواهيد، اينك گواه: همين زخمهايي كه نشمردهايم!
دلي سر بلند و سري سر به زير از اين دست عمري به سر بردهايم *** در سوگ قيصر امينپور احسان تاجيك ديگر كدام روزنه كدام صبح از تابش خورشيد خبر ميدهد ديگر كدام اميد كدام خيال در جستوجوي تو حيرتزده ميماند طلوع اميد رفت صاعقه در ابر فرو ماند امين آسمان در نهانخانه دل بانگ رسا سر داد: بدرود زندگي *** نميدونم چي بگم محمدعلي بهمني (از مجموعه امانم بده) زندگي كاشكي به ما امون ميداد گوشه چشمي به ما نشون ميداد يه كتاب حرف تو دلم داشتم اگه، خدا يه ذره به من زبون ميداد نميدونم، نميدونم چي بگم؟ چي بگم، از كي بگم، با كي بگم؟ دوس دارن ترانههام بازم نخونده بمونه نميخوان راز مگوي منُ هيچكي بدونه اما من تو درهها، رو قلهها، داد ميزنم تا كه پژواك صدام باشه تو گوش زمونه آخرش ترانههامُ ميگيرن پس نميدن حتي ساز منُ با اينكه شكستهس نميدن ميدونم يه شب ميان ميبرنم ـ نگو كجا! ميدوني نشونيمُ ديگه به هيچكس نميدن نميدونم، نميدونم چي بگم؟ چي بگم، از كي بگم، با كي بگم؟ *** نگذاريم بميرد نيكي محمدعلي درخشان ـ تهران نگذاريم كه خوبي را هم، ببرندش مسلخ مشتي از بذر محبت، هر يك بردايم و بكاريم به گلدان صفاي دلمان چند تا هم بنشانيم در باغچهمان تا كه عيد نوروز، اول فصل بهار گل اين باغچه و گلدان را به همه هديه كنيم آشنا يا كه غريب بهجز آن دسته گلدانشكنان كه گل و غنچه آزادي را، كه شعار همگان بود پرپر كردند و نبودند از اول سر تقسيم وفا و انصاف و نكردند مدارا و مروت با ما از گل باغچهمان عطر بسازيم و بپاشيم به شهر نگذاريم فراموش شود لطف و صفا نگذاريم فراموش شود مهر و وفا نگذاريم بميرد نيكي
|
|||||