گزیده

▪ ▪ ▪ ▪ ▪ ▪

 

     فهرست چشم انداز 47  صفحه اول  |  بایگانی سال 1386  |    

 

 چشم انداز ایران - شماره 47 دی و بهمن ماه 1386

 

 

واژه‌نامه سياسي

نژادباوري (Racism)

نيلوفر سياوشي

من جايزه صلح نوبل را در حالي مي‌پذيرم كه 22 ميليون سياهپوست امريكا در حال مبارزه براي به پايان رساندن شب دراز بي‌عدالتي نژادي‌اند. (بخشي از سخنراني مارتين لوتركينگ هنگام دريافت جايزه صلح نوبل)

راسيسم از لغت فرانسوي(Race) به‌معناي تبار و نژاد گرفته شده است. اين نظريه برمبناي فلسفه برتري نژادي استوار شده و تمامي نظراتي را كه مبتني بر برتري يك نژاد يا قوم بر نژادها و اقوام ديگر است را شامل مي‌شود.

«باور به اين‌كه فرقه‌‌‌‌هاي نژادي، گروه‌هاي انساني ـ كه منشأ آنها در ژن‌ها و وراثت نژادي است ـ اهميت اساسي دارند و موجب اختلاف‌هاي فرهنگي و تاريخي جامعه‌ها و تمدن‌هاي بشري مي‌شوند و ميان ويژگي‌هاي نژادي و ارثي گروه‌هاي بشري و درجه هوشمندي و آفرينندگي فرهنگي آنها رابطه مستقيم وجود دارد.»(1)

«نظريه‌هاي نژادگرا اثبات مي‌كنند كه نژادهاي بشري داراي استعدادهاي ذهني و اجتماعي گوناگون و نابرابري‌ هستند.»(2) قائلين به اين نظريه معتقدند كه «تنها نژادهاي برترند كه لياقت و ظرفيت حكومت‌كردن را در جهت خير و صلاح عمومي و پيشبرد تمدن دارند، نژادهاي پست‌تر از انجام اين كار عاجزند، ولي نمي‌خواهند بر پستي خويش گردن نهند. پس با نژادهاي برتر به مبارزه برمي‌خيزند تا جلوي تسلط آنان را بگيرند.»(3)

«ظاهراً يكي از نخستين نظريه‌سازان نژادگرا (خوان جينش دِ اسپول‌ودا) است كه در سال 1550 با توصيف «فرو‌تري و تباهي بومي‌هاي امريكا» اثبات كرد كه «موجودات عقلايي» نيستند و نتيجه گرفت كه «همان‌قدر با اسپانيايي‌ها تفاوت دارند كه ميمون‌ها با انسان متفاوتند. نژادگرايي عليه سياهان همراه با بردگي آفريقاييان فزوني گرفت و براي آباداني مستعمره‌هاي امريكا به كار گرفته شد. امريكا 50 ميليون انسان را از ماوراي بحار به امريكا انتقال داد كه هنگام مسافرت 25 ميليون نفر از آنها مردند... در قرن نوزدهم با موج دوم فتوحات استعماري، نژادگرايي بار ديگر گسترش يافت. جنگ‌هاي استعمارزدايي قرن بيستم نيز بدان نيروي تازه‌اي بخشيد.»(4)

«كنت دوگوبينو، نويسنده فرانسوي در كتاب چهارجلدي «گفتاري درباره نابرابري نژادهاي انساني»، استدلال مي‌كرد كه ژرمن‌ها (منظور او اشرافيت فرانسه يعني فرانك‌ها بودند كه از نژاد ژرمن به شمار مي‌رفتند) در بين همه نژادها، نژاد برتر و آفريننده فرهنگ و تمدن بشري بوده‌اند.»(5)

«برخي از شاگردان گوبينو چون واشردولاپوژ و آمون كوشش كردند تا اين نظريه‌ها را از ديدگاه علمي مورد بررسي قرار دهند و بدين‌منظور از علم آمار بر پايه اندازه‌گيري جمجمه‌هاي انساني مدد گرفتند.»(6)

اين نظريه بعدها در ايدئولوژي‌هاي سياسي و ايجاد حكومت‌هايي چون آلمان هيتلري (نازيسم) و رژيم آپارتايد آفريقاي جنوبي ـ‌كه در سال 1948 به قدرت رسيد ـ ظهور و بروز يافت. با به قدرت رسيدن «حزب ملي» در آفريقاي جنوبي مقرراتي براي جلوگيري از آميزش نژادها و حفظ برتري سفيدپوستان وضع شد. «مقررات حزب ملي حدود حقوق سياسي، آمد و شد، خانه‌گزيني، مالكيت، گزينش شغل و زناشويي را براي ناسفيدان معين مي‌كرد و در واقع حقوق سفيدان را به زيان ناسفيدان گسترش مي‌داد. از 1953 شركت سياهپوستان و اقليت‌هاي نژادي ناسفيد در اعتصاب و به راه انداختن آن و نيز زناشويي سفيد و ناسفيد جنايت شناخته مي‌شد.»(7)

از نمونه‌هاي ديگر نمود و ظهور راسيسم در ميان گروه‌ها مي‌توان به فرقه كو ـ كلوكس ـ كلان اشاره كرد كه سابقه‌اي بيش از يك قرن دارد. اين فرقه پس از شكست جنوبي‌ها در جنگ داخلي امريكا ازسوي هواداران بردگي سياهان و تبعيض نژادي به‌وجود آمد. از اعمال هواداران اين فرقه مي‌توان به موارد زيادي «لينچ» يا به دار آويختن و آتش‌زدن سياهان را نام برد.

مايه تعجب است كه در حال حاضر نيز برخي در تلاش براي اثبات فروتري زيستي برخي نژادها هستند. چندي پيش جيمز واتسون ژنتيك‌دان 79 ساله (برنده جايزه نوبل پزشكي سال 1962) «پيش از آن‌كه روز چهارشنبه 25 مهرماه وارد انگلستان شود با اظهارات خويش خشم همگان را برانگيخت... دكتر واتسون كه يكي از انستيتوهاي پژوهش علمي پيشرو در امريكا را اداره مي‌كند، اين اظهارات جنجالي را در گفت‌وگو با ساندي تايمز بر زبان آورد: «ذاتاً در مورد آينده آفريقا نااميدهستم» زيرا «در تمام سياست‌گذاري‌هاي اجتماعي ما بر پايه اين واقعيت قرار دارند كه هوش آنها با هوش ما برابر است درحالي‌كه تمام آزمون‌ها نشان مي‌دهد واقعاً اين‌طور نيست.»(8)[!]

«هرگز كسي نتوانسته است ثابت كند كه اختلاف در استعدادهاي فكري يا در قابليت‌هاي اجتماعي و سياسي از اين اختلاف‌هاي وراثتي سرچشمه مي‌گيرد. در ايالات‌متحده امريكا پاره‌اي از جامعه‌شناسان مدعي شده‌اند كه از آزمون‌هاي مغزي (هوش و استعداد) براي اثبات برتري نژاد سفيد، نسبت به نژادهاي رنگين استفاده كرده‌اند، ولي نشان داده شده است كه آزمون‌هاي يادشده، درواقع در چارچوب تمدن سفيدپوستان شكل گرفته‌اند. عجيب نيست اگر افرادي كه در تمدني از نوع ديگر پرورش يافته باشند، به اين آزمون‌ها پاسخ‌هاي چندان مناسبي ندهند. در سال 1931 پاره‌اي از دانشمندان امريكايي از آزمون‌هاي خاص نوزادان كه از عوامل ذهني به هيچ‌وجه ياري نمي‌گيرد، استفاده كردند و نوعي برتري سفيدان را در سنين مساوي پيدا كردند، ولي نشان داده شد كه نوزادان سياهي كه مورد آزمون واقع شده‌اند، به سبب اين‌كه از سفيدان تهيدست‌تر بودند، از جهت تغذيه در وضع نامناسب‌تري قرار داشتند و همين امر اختلاف‌هاي قابل ملاحظه‌اي را در رشد آنان، در همان ابتداي زندگي، موجب مي‌شد. آزمايش‌هايي كه در زمان جنگ، روي نوزاداني از هر دو نژاد كه به يك طريق تغذيه مي‌شدند، انجام شد و تبيين قبيلي را از رهگذر تجربي تأييد كرد، آزمون‌ها براي هر دو نژاد، نتايج واحدي دادند.

ادله‌اي كه بر اختلاف درجه توسعه تكيه مي‌كنند، نيز ارزش بيشتري ندارند. پاره‌اي از تمدن‌هاي زرد، امريكايي، سرخپوست و سياه از تمدن‌هاي سفيد اطراف خود برتر بوده‌اند. اختلاف در توسعه و در رفتار، از شرايط زندگي (مادي و علم‌الاجتماعي) كه گروه‌هاي انساني در آن قرار گرفته‌اند، ناشي است، نه از يك فروتري زيستي ادعايي... نظريه‌هاي نژادي از ديدگاه علمي بي‌ارزشند و توسل جستن آنان به علم، درواقع كوششي براي توجيه و همچنين گونه‌اي پنهان‌كاري ناخودآگاه در مورد دلايل غيرقابل اقرار است.»(9)

پي‌نوشت‌ها:

1ـ آشوري، داريوش. دانشنامه سياسي، انتشارات مرواريد، چاپ چهارم (1376).

2ـ دوورژه، موريس. جامعه‌شناسي سياسي، ترجمه دكتر ابوالفضل قاضي، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ چهارم، صفحه 245.

3ـ همان.

4ـ همان، صفحه‌هاي 247ـ246.

5ـ بشيريه، حسين. جامعه‌شناسي سياسي، نشر ني، چاپ هفتم، 1380، صفحه 279.

6ـ دوورژه، موريس. صفحه 250.

7ـ آشوري، داريوش. صفحه 109.

8ـ هفته‌نامه شهروند امروز، كاوه فيض‌اللهي، يكشنبه 6 آبان 1386، شماره 22.

9ـ دوورژه، موريس. صفحه‌هاي 256ـ255.

 

 

     فهرست چشم انداز 47  |  صفحه اول  |  بایگانی سال 1386  |