گزیده

▪ ▪ ▪ ▪ ▪ ▪

 

     فهرست چشم انداز 47  صفحه اول  |  بایگانی سال 1386  |    

 

 چشم انداز ایران - شماره 47 دی و بهمن ماه 1386

 

 

چشم‌انداز خوانندگان

درباره هویت ایرانی

ارزیابی گفت و گوی دکتر پیمان درچشم‌انداز ایران شماره 46

باتشکر از مباحث بسیار اساسی و بنیادی که مطرح می‌کنید، امیدوارم گفت و گو درباره "هویت ایرانی" ادامه پیدا کند و صاحب‌نظران مختلف در این عرصه به اظهار نظر بپردازند. در نشریه شماره 46( آبان و آذر 86) در همین مقوله با آقای دکتر پیمان، گفت و گویی انجام شده که درخور تأمل است.

دکتر پیمان اگرچه در تعریف هویت به ذکر واژه خاطره قومی می‌پردازد اما آنجا که از عناصر تشکیل دهنده هویت سخن می‌رود آن گونه که بایسته است به جایگاه این عنصر بنیادین در تشکیل هویت نمی‌پردازد. ناخودآگاه جمعی که حاصل باورهای مشترک است و سنگ بنای هویت ملت‌هاست، نیز برآیند اسطوره‌ها، رویاها، افسانه‌ها، تاریخ و ... سرگذشتی مشترک است که البته زبان حلقه اتصال این عناصر در کنار یکدیگر است؛ به همین دلیل است که هرگاه از هویت ایرانی سخن می‌رود، فردوسی صدرنشین بی‌بدیل این عرصه است، زیرا فلسفه وجودی اثر شصت هزار بیتی او دقیقاً شکل بخشیدن به معمای از هم گسیخته هویت است و اثر با همین سؤال و یافتن این پاسخ آغاز و انجام می‌یابد:

تو این را دروغ وفسانه مدان به یکسان روشن زمانه مدان

از او هر چه اندر خورد با خرد دگر بر ره رمز معنی برد

یکی نامه بد از گه باستان فراوان بدو اندرون داستان

پراکنده در دست هر موبدی از او بهره‌ای نزد هر بخردی

یکی پهلوان بود دهقان‌نژاد دلیر و بزرگ و خردمند و راد

ز هر کشوری موبدی سالخورد بیاورد کین نامه را گرد کرد

بپرسیدشان از کیان جهان از آن نامداران و فرخ مهان

که گیتی به آغاز چون داشتند که ایدون به ما خوار بگذاشتند

چگونه سر آمد به نیک اختری بر ایشان بر آن روز گند آوری

بگفتند پیشش یکایک مهان سخن‌های شاهان و گشت چهان

همان گونه که دکتر پیمان به هویت مقاومت اشاره کرده‌اند، حمله اعراب( تفکیک شده از جوهره دین) به گسست اتصال هویتی دیروز و امروز انجامیده است و این که فردوسی را هویت‌بخش عنصر ایرانی می‌دانند، پیوند این دو مقطع و تکمیل معمای خاطره، اسطوره، تاریخ، مشترکات قومی است که صد البته پاسخ به ناخودآگاهی جمعی‌ای است که در زمانه شاعر با تمام وجود به عرصه اندیشه هجوم آورده است و فوران آن البته نظم دهنده‌ای خلاق، آگاه و روشنفکر در زمانه خویش می‌طلبد که فردوسی با شاهکاری بی‌بدیل این پرسش را پاسخ می‌دهد. با دکتر پیمان کاملاً هم عقیده‌ام که " مهمترین عامل بنیادین در شکل دادن به فرهنگ، و سلوک رفتار و خلقیات جمعی ایرانیان، ناامنی پایدار است که از سحرگاه تاریخ ایران تا امروز استمرار داشته است."

دکتر پیمان به درستی به تضاد روح ایرانی می‌پردازد و نبود امنیتی پایدار را دلیل به وجود نیامدن پژوهش‌های علمی و پروژه‌های عظیم صنعتی می‌داند، اما عامل دیگری را که دکتر پیمان به آن توجه نکرده‌اندـ بخصوص در مورد پروژه‌های عظیم صنعتی که عامل سیاسی و اقتصادی است ـ و البته این ریشه در انحراف شناختی دارد که در عصر جدید به آن عواملی که ایشان برشمرده‌اند اضافه شده است، این مسئله است که روشنفکران ما مانند مرحوم شریعتی، آل احمد، جریان روشنفکری چپ به طور کلی، سوسیالیست‌های خداپرست و ... حمله به " ماشینیسم" را به عنوان مظهر غربزدگی در سر لوحه افکار خویش قرار دادند و عوارض موجود در جامعه غرب آن روز که درست نیز بود، اما برای آنان و نه ما را به عنوان دشمن اصلی مردم و عامل اصلی بدبختی‌ها و هجوم استعمار قلمداد نمودند. این تفکر وجهی قالب در جامعه ما پیدا نمود که البته ادبیات مارکسیستی نیز بر تأثیر آن می‌افزود و با وجود جریان‌های جدید بین‌المللی و تعدیل شیوه تفکر همگانی هنوز نیز ترکش‌های آن نمایان است و این در شرایطی است که جمله صاحب نظران اعتقادی راستین دارند که جامعه ما هنوز هم مشخصات یک جامعه صنعتی را دارا نیست، چه رسد به عوارض ماشینیسم.

این شیوه تفکر هنوز روان ملت ما را در تسخیر خود دارد و جریان‌های روشنفکری ما باز هم نتوانسته‌اند از پس آن همه گفتار و نوشتار به تبیینی درست از میزان فعالیت اقتصادی بخش خصوصی دست پیدا کنند؛ برای نمونه ما هنوز چه در قانون و چه در فرهنگ و روان ملت خویش نتوانسته‌ایم تفکیکی میان سرمایه‌گذاری و سرمایه‌داری برقرار کنیم، برای همین است که دولت‌های ما به بخش خصوصی به عنوان یک رقیب می‌نگرند تا یک شریک تجاری؛ و البته این بحث مفصل است نه این مجمل، به هرشکل این عارضه را به ناامنی پایدار و با قدمتی دیرینه و همچنین هدایت نشدن تکنولوژی با بافت جغرافیایی، اقتصادی، اجتماعی و قومی اضافه کنید، آن وقت می‌بینید که بسیار هم طبیعی است که گزینه مردم، سود آنی باشد و نه تفکر بلندمدت و استراتژیک، که بر ناامنی پایدار در عصرجدید ناامنی دیگری نیز افزوده شده است و دیگر اینکه از سوی روشنفکران نیز مطرح می‌شود.

با دکتر پیمان موافق نیستم که " عرفان و کلیت و مطلق‌جویی و روح ایرانی که در اشعار شاعران بزرگی چون مولوی و حافظ عالی‌ترین جلوه‌های آن را مشاهده می‌کنیم ( تا اینجا با ایشان صد در صد موافقم ). یکی از مهمترین عوامل " ماندگاری" هویت و موجودیت ملی است که اگر نبود هرگز نمی توانستند اثرات مخرب چند قرنی بیگانه در خاک وطن و از دست دادن آزادی و استقلال خویش را تحمل کنند." که البته در مورد این دو بزرگوار مدح شبیه ذم است. راز ماندگاری هویت و موجودیت ملی، ادبیات حماسی هر ملتی است و زنده شدن خاطره‌های قومی و ناخود آگاهی جمعی که در ابتدا توضیح داده شده . در مورد فلسفه خیام نیز داوری آقای دکتر پیمان را نمی‌پذیرم، که به نظر من شتاب‌زده و دم غنیمت دانستن است و البته با پوچ‌گرایی فاصله بسیار زیادی دارد که بحثی جداگانه را می‌پذیرد:

هنگام سپیده دم خروس سحری دانی که چرا همی کند نوحه‌گری

یعنی که دمیدند در آیینه صبح کز عمر شبی گذشت و تو بی‌خبری

این بی‌خبری که خیام از آن گریزان است و در همه اشعار هشدار می‌دهد و دم غنیمت شمردن خیامی از آن سیاق دم غنیمتی بودنی است که اگر در فردی زنده شود، همان رندی لقب می‌گیرد که از خیام و حافظ و ... تا اخوان ثالث بر طبل آن کوبیده‌اند که " رند عالم سوز را با مصلحت بینی چه کار " و این صد البته با نهیلیسم و پوچ‌گرایی فاصله بسیار دارد.

مظفر احمدی دستگردی – اصفهان

***

دست مریزادی به مهندس آقایی

ضمن تقدیر از درج مقاله‌ها و گفت وگوهای ارزشمند در نشریه چشم‌انداز ایران بویژه گفت و گو با مهندس محمد آقایی با عنوان" نفت و انرژی و سرگذشت آن" در نشریه شماره 45 که همچون نگینی در این شماره می‌درخشد. اگر بخواهم محورهای مطرح شده در این گفت و گو را بازگو کنم باید چند برابر آن، در شرحش بنویسم. از این رو بر آنم تنها به محورهای شاخص آن گفت و گو بپردازم:

وارونه شدن مخروط برنامه سوم در مجلس پنجم: ایشان اشاره می‌کنند؛ نخست این که بخش خصوصی‌سازی که روح برنامه سوم بود، از برنامه حذف می‌شود. دوم،هیچ سرمایه‌ای برای ساخت پالایشگاه در اختیار دولت قرار نگرفت. سوم، مدیریت مصرف به حاشیه رانده شد. چهارم، افزایش قیمت در حد 10درصد سالیانه نیز متوقف می‌شود و پنجم این که رشد مصرف و قاچاق سالانه از حداکثر 3درصد در برنامه حتی به 7/12درصد در سال رسید. به گردانندگان نشریه توصیه می‌کنم بخشی از نشریه را به چاپ مذاکرات مجلس در این زمینه اختصاص دهند تا دیدگاه‌ها و احیاناً غرض‌ورزی‌ها مشخص شود تا این اشتباه تاریخی بهتر درک شود.

راه‌حل‌های چشمگیر: در این گفت و گو بررسی راه‌حل‌ها مشهود است که شامل الف- بهبود تولید در پالایشگاه‌های موجود و ساختن پالایشگاه، ب- بها دادن به روش "سوآپ"( پایاپای سه جانبه)،ج - مدیریت مصرف( توسعه ناوگان ریلی و عمومی )، د- بالا بردن کیفیت اتومبیل با اعداد و ارقام و استدلال‌های ارائه شده توسط ایشان وه – افزایش قیمت بنزین. جناب مهندس آقایی در این گفت و گو، هر یک از این راه‌حل‌ها را ارزیابی کرده و میزان ارزش آن را روشن نموده است، ولی در این میان آنچه درخشان است، ایشان راه‌حل مدیریت مصرف و توسعه حمل و نقل عمومی و بالاخره بهبود صنعت اتومبیل و افزایش قیمت را بر سایر راه‌حل‌ها ترجیح داده است چراکه راه‌حل پالایشگاه‌سازی، هم هزینه بر است و هم ما را از صادرات نفت و گاز در آینده‌ای نه چندان دور محروم خواهد کرد.

راه‌حل پلکانی افزایش قیمت: این راه‌حل در مقابل اقتصاد عامه‌پسند قابل بررسی است و دولت به جای بررسی واقعیت‌ها، ترجیح داده صورت مسئله را پاک کند. باندهای قاچاق بنزین به سمت قاچاق گازوئیل سوق داده می‌شود؛ در نتیجه با آنها و همچنین با ماشین‌سازان و موتورسازان درگیر نشده، می‌خواهند ناوگان حمل و نقل عمومی را در اضطرار حل کنند و منتظر هستند پس از جاافتادن قیمت‌های آزاد در بازار سیاه و سرگردانی عده‌ای – همان طور که هم اکنون جاافتاده ـ علنی شود.

عده‌ای که سرمایه زیادی دارند حتماً قدرت خرید یک وانت‌بار و خواباندن آن و استفاده از سهمیه بنزین آن را دارند. با این روال دولت عدالت محور باز هم به سرمایه‌داران، یارانه بیشتر می‌پردازد. به این محور باید توجه بیشتر داشت، چراکه سهم حمل ونقل با توجه به افزایش قیمت‌ها در سبد خانوار اقشار کم درآمد فشار می‌آورد. دولت خود را به یک باره از مشکلات ناشی از تولید بی‌رویه اتومبیل و شهرسازی، با پاک کردن صورت مسئله راحت کرده است.

بررسی اقتصاد عامه‌پسند: در این محور از بحث‌های کارشناسی به شدت پرهیز می‌شود، کاری که دولت نیز از تفکیک آن به شدت دوری می کند. مقوله امنیتی تحریم‌ها با این مقوله کارشناسی خلط شده است که طمع ضد انقلاب را نسبت به توجه به ارقام داده شده درباره گازوئیل زیاد می‌کند.

بخش بهره مالکانه: اطلاعاتی است که در مورد صنعت نفت در اختیار مردم قرار می‌دهند. این در حالی است که در کشوری که مثل ما نیم قرن است نفت آن ملی می‌باشد، حتی یک مدرسه و یا یک هنرستان نفت وجود ندارد.

گفت و گو با جناب مهندس آقایی می‌تواند به عنوان مبنای تاریخ چند دهه اخیر در اقتصاد کلان کشور و تغییر و تحول طبقات درونی جامعه قرار گیرد. دست جناب مهندس آقایی با ارائه این تحلیل‌ها و اطلاعات ارزشمند درد نکند.

احمد بیگدلی – قم

***

با خواندن شعری در نشریه به یاد خاطراتم افتادم

در نشریه چشم انداز ایران شماره 45، در بخش " چشم‌انداز خوانندگان" ، صفحه 121، آقای ادیب نیشابوری(فریاد) قطعه شعر زیبایی درباره عالم ربانی مرحوم آیت الله سید محمود طالقانی سروده است که از ایشان تشکر می‌کنم. آقای ادیب نیشابوری آن قدر تواضع و ابراز تازه‌کاری کرده بودند که پس از خواندن شعر ایشان از دو جهت دچار حیرت شدم؛ یکی از عنوان پرطمطراق" ادیب نیشابوری" و دیگری از کمالات عرفانی، ادبی و سیاسی شعرشان که به راستی از پخته‌ای با نام و نشان می‌رود، نه خامی گمنام.

بعد از خواندن شعر، به یاد خاطره‌ای از آیت الله طالقانی افتادم. زمان انقلاب در تهران زندگی می‌کردم. سحرگاه روزی( دوشنبه 19 شهریور) که خبر وفات آقا را شنیدم با احساس دردی وحشتناک در وجودم از خواب پریدم، هر چه استقامت کردم درد تسکین نیافت، لاجرم اشهد خود را گفتم و از خدا بر گناهان خود طلب مغفرت نمودم، پس از چند دقیقه درد و رنج مرگ‌آور، ناگهان درد مرا رها ساخت و همزمان با آن این ندا را شنیدم: " این از دردهایی بود که طالقانی در زندان کشید." از آن درد و از این پیام بسیار حیرت کرده بودم.از آنجایی که درد مرا به شدت خسته کرده بود و احتیاج به استراحت داشتم، پس از شکر خدا دوباره به خواب رفتم. صبح طبق معمول برای رفتن به سر کار از خانه خارج شدم.از سر اتفاق پیراهنی سرخ رنگ برتن داشتم. در ایستگاه منتظر اتوبوس بودم که متوجه شدم ماشین‌ها چراغ‌های خود را روشن کرده‌اند. در روزهای انقلاب به چنین وضعیتی عادت کرده بودیم. زمانی که هویدا و ... را اعدام می‌کردند چراغ ماشین‌ها روشن می‌شد. یا وقتی امام خمینی صحبت تازه‌ای درباره آمریکا می‌کردند ماشین‌ها چراغ خود را روشن می‌کردند، به چراغانی‌های متحرک و شاد عادت کرده بودیم، ولی گویا این چراغانی با سکوت غریبی همراه بود. تازه متوجه شدم که مردم لباس سیاه بر تن دارند و پنداری به جای شادمانی عزا گرفتند. اول فکر کردم شاید کسی مرده و اینهایی را که من دیدم مشایعین او هستند، اما جنازه‌ای در کار نبود و افراد عزادار و ماشین‌ها از هر دو جهت مخالف خیابان حرکت می‌کردند؛ با خود گفتم پس لابد عزای عمومی و ملی است. از جایی که بعضی چشم‌ها را متوجه خود می دیدم ‌فهمیدم که بابت سرخی پیراهنم است. ناگهان به خود آمدم و با احساس شرم از اولین کسی که دیدم پرسیدم: " ببخشید آقا، چه خبر شده؟! گویا مردم عزادارند." که پاسخ شنیدم آیت الله طالقانی وفات یافته‌اند و با ناراحتی بسیاربلافاصله به خانه برگشتم و آن پیراهن سرخ را از تنم درآوردم.

اما تواضع و فروتنی آقای ادیب نیشابوری مرا به یاد خاطره‌ای از مرحوم مهدی اخوان ثالث انداخت. چند سالی در مشهد کتابفروشی داشتم. روزی مرحوم اخوان ثالث بیگانه‌وار به مغازه من آمد، پس از دقایقی مشاهده کتاب‌ها، نسخه‌ای از شاهنامه فردوسی در قطع رحلی را انتخاب کردند و پس از پرسش قیمت، مصرانه در برابر تعارف من،وجه آن را پرداخت کردند.پس ازمدتی ایشان به همراه شخص دیگری به مغازه‌ام آمدند و پس از سلام و علیک گفتند: " آیا شما مرا می‌شناسید؟" من گفتم: " جناب اخوان، کیست که شما را نشناسد." گفتند: " پس می‌دانی که شاهنامه نخوانده نیستم ، من این شاهنامه را بابت مقدمه‌ای که قرار بوده مطابق فهرست، از آقای دکتری چاپ کنند، که در آن نیامده خریدم." سپس ایشان فهرست و صفحات را به من نشان دادند.در پس گرفتن کتاب و استرداد وجه، اعلام آمادگی کردم. ناگهان ایشان نفس راحتی کشیدند و گفتند: " ما فکرمی‌کردیم سر پس دادن کتاب مکافات داشته باشیم!" گفتم: " جناب اخوان این چه فرمایشی است، مغازه متعلق به شماست." در این موقع آن آقایی که همراه آقای اخوان بود به ایشان گفتند: " من که به شما عرض کردم هر دری را که بزنید خانه خودتان است." سپس آقای اخوان خطاب به من گفتند حال که چنین است لیوانی آب سرد به من بدهید تا بخورم... پول کتاب را پس نگرفتند و به جای آن چند کتاب از استاد زرین‌کوب را برداشتند تا به دوستانشان هدیه بدهند. من نیز به ایشان کتابی هدیه دادم. حال نمی‌دانم این آقای ادیب نیشابوری همان ادیب نیشابوری معروف هستند که مثل مهدی اخوان ثالث با شهرت خود بیگانه‌اند یا از اولاد ایشان هستند که چنین‌اند و یا پاک‌نژادی دیگر. به هر حال برای ایشان آرزوی توفیق دارم.

ارسلان هاشم‌زاده - مشهد

***

با تشکر از مسئولان نشریه به جهت توجه به موضوع کشاورزی

با مطالعه گفت و گوی آقای کاووس واضحی با عنوان "کشاورزی، توسعه و دموکراسی در ایران" در شماره‌های 41 و 43 از گردانندگان نشریه بویژه مدیر مسئول آن به جهت بذل توجه به موضوع کشاورزی در ایران قدردانی می‌کنم.

علیرضا توفیقی – نیشابور

***

به ما شور و امید می‌بخشید

آقای میثمی، انتشار دو ماهنامه پربار و آگاهی‌بخش چشم‌انداز ایران را به شما تبریک می‌گوییم. دیدن افرادی چون شما که از هستی خویش برای فعالیت اجتماعی مایه می‌گذارند، به ما جوانان این عصر شور و امیدی دو چندان می‌بخشد. بی‌شک نسل آینده این مرز و بوم هر گاه صفحات تاریخ را برای شناسایی عزیزانی که در راه پا گرفتن آزادی، رنج‌ها و خطرهای بزرگ را بر خویش هموار نمودند، ورق بزنند، نام شما نیز در برابر چشمانشان جلوه‌گر خواهد شد. با آرزوی بهترین و زیباترین لحظات برای شما.

جمعی از جوانان شهرستان دلفان

***

درباره کنگره مهدویت بنویسید

آقای محمد جاوید زارع اصل از بهبهان طی نامه مفصلی درباره ظهور امام زمان نوشته است. در بخشی از نامه آمده: " من در زندگی از هر فرصتی برای مطالعه در زمینه‌های گوناگون استفاده می‌کنم. گفت و گو‌های آقای میثمی را در نشریه می خوانم و گفت و گوی ایشان با عنوان " راسخان در علم و تأویل مکتبی " در شماره‌های 44 و 45 برایم جالب بود. من مطالعاتی از منابع مختلف شیعی و فقهی در خصوص زمان ظهور فرزند آخرین پیامبر و منجی عالم بشریت و کیفیت ظهور و وقایع قبل از ظهور در عالم خلقت پس از تولد ایشان که به وقوع می‌پیوندد و زمینه‌های فرا رسیدن ظهور امام زمان دارم. از مسئولان نشریه درخواست می‌کنم که به این مسائل بپردازند و چنانچه برایشان امکان دارد گزیده‌ای از کنگره مهدویت که در تهران برگزار شد و تفاسیری نغز از مقالات ارائه شده را به رشته تحریر در آورند.

***

سازمان قدرتمند و توانا، با یاری افرادی توانا و قدرتمند

خانم شیرین رجبی از همدان در مقاله‌ای با عنوان " سازمان قدرتمند و توانا، با یاری افرادی توانا و قدرتمند" آورده است: " ... با توجه به نظرات دانشمندان علم مدیریت، جامعه‌ توانا، جامعه‌ای است که دارای تنوع، دگرگونی، ناپایداری و متغیرهای گوناگون واقعی باشد. در این جامعه افراد سعی می‌کنند از تناقض‌ها، تضادهای مثبت و بحران‌ها به نفع خود و جامعه به سوی ناشناخته‌های جدید استفاده کنند. در این راستا الگوهایی که بر نوآوری، کشف، انتخاب و عمل حرکت می‌کنند موفق‌تر می‌باشد. جامعه‌ای که ویژگی بارز آن مشارکت همه افراد خودزنده، خودمصحح، خودکنترل و خود مدیریت است که در عرصه رقابت جهانی به سوی ساخت آینده موفق و خودجوش در حرکت می‌باشند و این میسر نمی‌شود مگر این افکار و امکانات را برای افراد جامعه خود میسر نماییم...."

***

پدر و پسر کودتاچی

آقای عبدالکاظم گل‌آوری از آبادان مقاله‌ای با عنوان "پدر و پسر کودتاچی" برای نشریه فرستاده که در مقدمه آن آمده: "فرد هالیدی استاد روابط بین‌الملل در دانشگاه لندن و سردبیر نشریهNew Left Review درمورد حکومت پهلوی‌ها می‌نویسد: هر دو شاه پهلوی را ارتش به قدرت رسانده است، هر دو برای بقای حکومت خود بر ایران بر ارتش تکیه داشتند و هر دو تقویت نیروهای نظامی و حفظ وفاداری آنها را مقدم‌ترین وظیفه خود دانسته‌اند.*همین نویسنده می‌افزاید: حکومت ایران (پهلوی‌ها) از چندین جهت یک دیکتاتوری نظامی است: اول، دستگاه اختناق( نیروهای مسلح و واحدهای امنیتی)، عمده‌ترین نهاد حافظ رژیم در داخل کشور است. دوم، این دستگاه بویژه ارتش، نقش عمده‌ای در اوضاع اقتصادی و اجتماعی کشور دارد. سوم، رژیم ایران از لحاظ تاریخی موجودیت خود را مدیون کودتاهای نظامی است؛ کودتای اسفند 1299 رضاخان و کودتای 28 مرداد 1332 محمدرضا پهلوی.

چنانچه مایل بودید مقاله را به طور کامل مطالعه کنید به سایت WWW. MEISAMI. COM مراجعه کنید.

*دیکتاتوری و توسعه سرمایه‌داری در ایران، فرد هالیدی، ترجمه فضل الله نیک آیین، صفحه 73، انتشارات امیرکبیر، چاپ اول 1358.

***

حقوق زنان و کودکان

مدت‌ها ذهنم به این مطلب مشغول بود که احکام تابع زمان و مکان هستند و با تغییر شرایط، احکام نیز تغییر می‌کنند و تابع موضوعات می‌شوند. در این راستا آیه 102 سوره نسا نظرم را جلب کرد. این آیه مربوط به تغییر شکل ظاهری نماز به هنگام جنگ درزمان پیامبر بوده است و بیشتر علما در زمان حاضر بر این عقیده هستند که چون جنگ‌ها دیگر به صورت رودررو نیست و طرفین جنگ، کیلومترها از هم فاصله دارند، دیگری نیازی نیست مطابق آیه شکل ظاهری نماز را تغییر داد و باید به صورت مواقع عادی اقامه شود. پیشنهاد می‌شود علمای بزرگوار طبق حکمی که خود به خاطر تغییر شرایط زمان و مکان برخلاف آیه 102 سوره نسا داده‌اند، امروز نیز نسبت به حقوق زنان، کودکان و ... به خاطر تغییرات فرهنگی و اجتماعی و به عبارتی تغییر موضوع تجدیدنظر کنند و از وهن اسلام جلوگیری کنند.

علی علوی دهکردی – اصفهان

***

آیت الله محمد صادقی تهرانی؛ پیر نواندیش دینی

آیت الله العظمی دکتر محمد صادقی تهرانی در خاندانی روحانی در سال 1305 ه. ش در تهران متولد شد. پدرش مرحوم حاج شیخ رضا لسان المحققین بود. تا سن 13 سالگی که پدرش در قید حیات بود سیکل دوم دبیرستان را به پایان برد. سپس به حلقه دروس عرفانی، اخلاقی و تفسیری مرحوم آیت الله العظمی میرزا محمد علی شاه آبادی، استاد بزرگ مرحوم امام خمینی پیوست و یک سال هم به دروس مقدماتی( ادبیات عرب) پرداخت. در سال 1320 عازم قم شد و طی سه سال دروس سطح را پایانرساند. پس از آن مرحوم آیت الله العظمی علامه طباطبایی نقشی عظیمی در استمرار درجات تفسیری، عرفانی، فلسفی و اخلاقی ایشان داشت. در دروس این دو بزرگوار هفت سال شرکت کرد و در سفرهای بسیاری که از قم به تهران داشت از دروس فلسفی مرحوم آیت الله العظمی میرزا مهدی آشتیانی و میرزا احمد آشتیانی بهره وافر برد، گرچه استفاده‌های علمی از مرحوم شاه‌آبادی نقش نخستین و محوری داشت.

دکتر محمد صادقی تهرانی دارای حریت و آزادی در اندیشه است و مطالب فقهی را بر مبنای قرآن بیان می‌کند. ایشان آن چنان صراحت قلم و بیان داشته که خاص و عام را مجذوب خود کرده است. مردم فرهنگ دوست کشور بخصوص محققین، طلاب و دانشجویان پویا از طریق آثار او بعد از انقلاب با اندیشه‌هایش آشنا شدند. او پس از ده سال توقف مستمر در قم به تهران مراجعت کرد و در دو بعد علمی و سیاسی به فعالیت پرداخت. با مرحوم آیت الله سید ابوالقاسم کاشانی در قیام نفت و علیه شاه و با مرحوم آیت الله حاج سید احمد خوانساری و مرحوم آیت الله حاج شیخ محمد تقی آملی از نظر استمرار مراحل فقهی ارتباط داشت و همچنین طی مدت اقامت ده ساله در تهران در دانشکده معقول و منقول( معارف اسلامی) بدون شرط حضور در کلاس درس و تنها با شرکت در امتحان‌ها، چهار لیسانس حقوق، علوم تربیتی، فلسفه و فقه و سپس دکترای عالی معارف اسلامی را دریافت کرد و همان جا سه سال به تدریس حکمت( فلسفه اسلامی) بر مبنای قرآن و سنت از روی متن کتاب " آفریدگار و آفریده " پرداخت. جلساتی هم بر دو محور علمی و سیاسی علیه حکومت شاهنشاهی در هفت نقطه در تهران داشت که بیشتر قشر دانشجو در آن جلسات شرکت می‌کردند. ایشان منبر هم می‌رفتند وسخنانش هم دارای نوآوری‌های علمی و سیاسی بود، از این رو مورد تعقیب، تهدید و تحدید دستگاه ستمشاهی قرار گرفت...در سال 1341 ه. ش در اثر مبارزات شدید ضد رژیم طاغوتی بخصوص به جهت سخنرانی در سالگرد ارتحال مرحوم آیت الله بروجردی در مسجد اعظم قم ـ که برای اولین بار افشاگری‌هایی علیه شاه را در بر داشت ـ از سوی ساواک محکوم به اعدام شد و ایران را مخفیانه به قصد حج ترک کرد. در مکه و مدینه با سخنرانی‌ها و اعلامیه‌هایی به زبان فارسی و عربی علیه طاغوت دستگیر شد و حج را در حصار مأموران دولتی انجام داد، ولی در اثر استدلال‌های قاطع ایشان در برابر حکومت سعودی‌ و اجتماع بزرگ و تحصن علمای عراق در مسجدالحرام آزاد شد و تحت الحفظ به عراق رفت. نهضت علمی قرآنی و سیاسی را در نجف اشرف به مدت ده سال با تدریس تفسیر، فقه، اخلاق و سخنرانی و تألیف ادامه داد. در همین دوران بود که تألیفات زیادی از خود عرضه کرد و مورد تأیید علمای نجف قرار گرفت. "بشارات عهدین" از جمله آن کتاب‌هاست.

با آغاز اخراج ایرانیان از نجف اشرف و کل شهرهای عراق به بیروت هجرت کرد و جریان دو نهضت قرآنی و سیاسی را به مدت پنج سال در لبنان ادامه داد. بیشتر تألیفات ایشان در بیروت آفریده شده است. "مناسک حج" با مقدمه‌ای از استاد جلال‌الدین فارسی به رشته تحریر در آمده است که این کتاب با نثر سلیس ادبی و بر مبنای علمی و قرآنی مدون شده است و نیز کتاب " آفریدگار و آفریده" ـ که مناظره‌ای است بین او و دیگران در یکی از دانشگاه‌های ایران و فلسفه اسلام و مبانی علمی فلسفه وجودی اسلام را به دانش‌پژوهان می آموزدـ و بیش از یک میلیون نسخه از این کتاب در اوایل انقلاب به چاپ رسید. در سال 1378 انتشارات امید فردا چاپ دوم این کتاب را به عهده گرفت.

با شدت گرفتن جنگ داخلی لبنان، این کشوررا به قصد حجاز ترک کرد. دو سال متمادی در مکه مکرمه اقامت گزید. برای دومین بار به فاصله هفده سال دستگیر شد و پس از آزادی به لبنان بازگشت. در هر دو مرحله بازداشت در مکه مکرمه زندانی شد؛ در دومین زندان، ابتدا در مدینه، سپس مکه و در پایان در "سجن‌الترحیل" جده بود. در دستگیری نخست در کلانتری حرم و سپس در" شرطه‌العاصمه" که شهربانی مکه است در بازداشت بود. در زندان بود که شنید مرحوم امام خمینی به پاریس هجرت کرده‌اند. پس از گذشت دو هفته از زندان دوم به بیروت بازگشت و از آنجا برای دیدار امام و قرارگرفتن در جریان انقلاب به پاریس رفت. دراین دوران در جلسات مرحوم امام به صورت شبانه روزی شرکت می‌کرد. در چندین دانشگاه، سخنرانی‌های ممتدی در هر دو مبنای قرآنی و سیاسی داشت. پس از بازگشت امام به ایران، پس از هفده سال هجرت ـ که در آن چهار بار به طور غیابی توسط ساواک شاه محکوم به اعدام شد و دائماً تحت تعقیب ساواک بود ـ به ایران بازگشت...

آثار ایشان؛ کتاب‌های "نقدی بر دین پژوهی فلسفه معاصر( نقدی بر افکار محمد مجتهد شبستری و عبدالکریم سروش)"، " نگرشی جدید بر نماز و روزه مسافران" ، " ستارگان از دیدگاه قرآن" ، " فقه گویا" ، "مفت‌خواران از دیدگاه کتاب و سنت" و" رساله توضیح المسائل نوین" که به وسیله انتشارات امید فردا منتشر شده است. از آثار دیگر ایشان می‌توان به ترجمه کامل قرآن با عنوان " ترجمان قرآن"، کتاب عربی " تبصره الفقها"، مجموعه چهار جلدی "متافیزیک و ماتریالیسم"، کتاب تفسیر" البلاغ " و مجموعه كامل تفسير قرآن «الفرقان» که به زبان عربی است اشاره کرد. ایشان 113 تألیف به زبان فارسی و عربی دارند و با این کهولت سن هنوز دست از تألیف و نوشتن برنداشته است و کتاب‌های زیادی همچون تفسیر پنج جلدی فارسی قرآن و نگرشی جدید بر حقوق بانوان در اسلام و ... نگاشته که هنوز به چاپ نرسیده است.

داود علی بابایی - تهران

***

اصل 44 قانون اساسی و حقوق کارگران

" موفقیت اصل 44 مشروط به رعایت حقوق کارگران است." ( علیرضا محجوب،دبیر کل خانه کارگر،روزنامه کار و کارگر، 22/5/1386)

صحبت یاد شده مرا وادار کرد که رابطه اصل 44 و حقوق کارگران را بهتر درک کنم. انقلاب 1357 ایران انقلابی علیه لیبرالیسم و نئولیبرالیسم بود. نئولیبرالیسم در کشورهای عقب‌افتاده و به اصطلاح جهان سومی یعنی دروازه‌های باز گمرکی، واردات بی‌در و پیکر، نابودی هر نوع تولید داخل * مصرف مردم هر کشور بر اساس تولیدات خارجی از جمله کشورهای استعماری و غیر استعماری نه تولیدات داخلی، دادن شیر مرغ تا جان آدمیزاد به بخش خصوصی ضد ملی و دلال و بالاخره حاکمیت بخش خصوصی قدرتمند دلال بر کشورها. اما نئولیبرالیسم در کشورهای پیشرفته سرمایه‌داری و کشورهای متروپل یعنی ایجاد و تقویت بخش خصوصی قدرتمند، دادن شیر مرغ تا جان آدمیزاد به بخش خصوصی و تبدیل آن به حاکم مطلق، تبدیل دولت به تدارکاتچی بخش خصوصی حاکم، کم کردن و نابودی هر چه بوی تأمین اجتماعی و امکانات بیمه‌ای و بازنشستگی و به طور کلی خدمات اجتماعی می‌دهد.

اصل 44 قانون اساسی و مفهوم آن در قاموس انقلاب اسلامی 1357: فصل سوم و فصل چهارم قانون اساسی از جمله اصل 44 از مهمترین اصول قانون اساسی و از برجسته‌ترین دستاوردهای انقلاب 57 می‌باشد که بیشتر حقوق اساسی مردم و آزادی‌های دموکراتیک ملت و استقلال اقتصادی کشور به شکلی در آن گنجانیده شده است و ضامن مهم حفظ دستاوردهای انقلاب 57 است. فصل‌های یاد شده با در اختیار گذاشتن مقدار زیادی از وسایل تولید و مالکیت‌های صنایع مادر و معادن بزرگ و نیز تجارت خارجی به دولت – به عنوان نماینده مردم به بیان مجلس خبرگان – می‌تواند نقش مهمی در اداره جامعه به نفع توده‌های مردم از جمله کارگران، کشاورزان و طبقه متوسط داشته باشد.

از تعاریف یاد شده این چنین بر می‌آید که نئولیبرالیسم با اصل 44 قانون اساسی در تقابل است و نابودی اصل 44 قانون اساسی همان خط و سیاست نئولیبرالیسم اقتصادی جهانی است.

پی‌نوشت:

* حتی آقای دکتر احمد توکلی در مورد نابودی تولید از جمله نابودی تولید دانه‌های روغنی، اعتراض می‌کند.( روزنامه کار و کارگر،23/5/1386)

سهراب‌نیا – تهران

***

مردم آمریکا به یک رئیس‌جمهور صلح‌طلب نیازمندند

دنیس کوسی نیچ: " امریکا بیدار شو، کافی است لحظه‌ای بیندیشید... بدون کوچک‌ترین دادرسی در کنگره در مورد ایران، نقشه جنگ دیگری در پیش است. البته ما می‌توانیم دنیا را با بمباران قطعه‌قطعه کنیم ولی ما با این روش برای دنیا صلح به ارمغان نمی‌آوریم."

کمیته ایرانیان و امریکاییان برای نیچ(ایاک) با افتخار، پشتیبانی خود را از نمایندگی ایشان برای ریاست جمهوری سال 2008 در امریکا اعلام می‌دارد.

در این لحظات حساس که کاخ سفید و اکثریت کنگره بر طبل جنگ می‌کوبند، پشتیبانی ایرانیان و امریکاییان صلح‌طلب از دنیس کوسی نیچ به عنوان صدای اصلی در دفاع از صلح عادلانه در خاورمیانه و مدافع پیشرفت اقتصادی و اجتماعی در داخل آمریکا تعیین کننده می‌باشد. نیچ با جسارت اعلام می‌کند:" بوش بعد از دروغ‌گویی و ریاکاری‌هایی که ما را به سوی جنگ عراق سوق داد، اکنون آگاهانه و حساب شده صحنه را برای هرج و مرج بیشتر در دنیا آماده می‌کند و در این رهگذر، امنیت را در ایالات متحده آمریکا به شدت تقلیل می‌دهد." تا آنجا که به برنامه ایران درباره فناوری هسته‌ای مربوط می شود، محمد البرادعی در آخرین گزارش خود اعلام کرد:" اثری از فعالیت‌های مخفیانه در برنامه‌های هسته‌ای ایران مشاهده نکرده است." بوش در واکنش به این گزارش برای تخریب اثرات مثبت آن در افکار عمومی به تاکتیک تولید وحشت عظیم یعنی تهدید به آغاز جنگ جهانی سوم متوسل شد. نیچ، بار دیگر با جسارت اعلام کرد که کنگره باید در مقابل تهدیدات خطرناک علیه ایران بایستد. ایشان جهت ارتقای اعتبار و قانونیت آژانس به عنوان یکی از اساسی‌ترین ارکان سازمان ملل متحد و پایان بخشیدن به سیاست‌های جنگ‌طلبانه دولت بوش به کنگره آمریکا خاطرنشان ساخت که" باید از نصایح سازمان انرژی اتمی پیروی کنیم."...

کمیته ایرانیان و آمریکاییان برای دنیس کوسی نیچ – امریکا

 

 

 

 

 

چهاردهمين نمايشگاه مطبوعات و خبرگزاري‌ها از 22تا16 آبان 86 در محل مركز آفرينش‌هاي هنري كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان برگزار شد.

 

 

     فهرست چشم انداز 47  |  صفحه اول  |  بایگانی سال 1386  |