گزیده

▪ ▪ ▪ ▪ ▪ ▪

    |  صفحه اول  |  بایگانی ترجمه ها  |  بایگانی مطالب وارده |      

 

 

   مطلب وارده  

18 آذر ماه 1389 - 2010 Dec 09

 

 به نام مهربان‌ترين مهربانان

 آيت‌الله منتظري؛ راه مجاهد و چشم‌اندازايران 

 

 آيت‌الله منتظري پس از قيام ملي 15 خرداد 1342 تلاش زيادي براي نجات مرحوم امام خميني از زندان ستمشاهي داشت و در زمان تبعيد مرحوم امام، طلاب را در خط‌مشي ايشان پرورش مي‌داد.آيت‌الله منتظري پس از دستگيري، در زندان شكنجه شد و سرانجام در روز 8 آبان 1357 از زندان ستمشاهي آزاد شد. مراسم استقبال خودجوش و مردمي از ايشان به حدي گسترده بود كه چندين بار موتور ماشين حامل ايشان به علت كمبود هوا خاموش شد.

آيت‌الله منتظري طي پيروزي انقلاب و پس از آن، يك لحظه آرام نبود.گاهي به عنوان رئيس‌مجلس خبرگان قانون‌اساسي، گاهي امام جمعه تهران، گاهي فقيه عاليقدر و گاهي اميد امت و امام و زماني در جايگاه قائم‌مقام رهبري در صحنه بود. اين مرجع عاليقدر در 29 آذر سال 1388 همزمان با سوم محرم 1400 به ديار دوست شتافت. نشريه راه‌مجاهد از بدو تولدش در آبان 1360 تا اسفند 1368 گزيده‌اي از بيانات ايشان را منتشر مي‌كرد و اينك در آستانه اولين سالگرد وفات ايشان افتخار دارد كه مجموعه آنها را به انضمام چند گفت‌وگوي ايشان با نشريه چشم‌اندازايران به مردم ايران تقديم كند.

لطف‌الله ميثمي

 

 سال اول- شماره یك 18/ آبان / 60

دوشنبه: 20/7/60، كيهان

پیام آیت‌الله منتظری به مردم مصر

حرکت اسلامی با نابودی فرعون مصر و مهره بزرگ قرارداد ننگین و اسارت‌بار کمپ‌دیوید اول وارد مرحله تازه‌ای شد و دنیا را متوجه نهضت اصیل شما ساخت.

اگر در این مرحله مرعوب شده و تسلیم خفقان حاکم گشتید سال‌ها پیروزی انقلاب اسلامی خود را به تأخیر می‌اندازید و نیروها و فرصت‌های ارزنده‌ای را به نفع دشمنان اسلام و مسلمین از دست خواهید داد.

توده‌های مسلمان مصر با استفاده هرچه بهتر و بیشتر از مساجد و نمازهای جمعه و جماعت این سنگرهای بزرگ عبادت و کسب شرافت و برپانمودن سنت تکبیر بر پشت بام‌ها همچون خواهران و برادران ایرانی روحیه دشمن را ضعیف و صدای توحید را هرچه رساتر به گوش جهانیان برسانند.

 

سال اول، شماره 2، چهارشنبه 18/9/1360

پیام آیت‌الله منتظری برای قدردانی از:

راهپیمایی ضدصهیونیستی

به نام خدای شهیدان

قم – فقیه عالیقدر آیت‌الله منتظری طی پیام مهمی، ضمن تقدیر از شرکت امت قهرمان و انقلابی ایران در راهپیمایی که به مناسبت محکوم نمودن طرح امریکایی فهد انجام شد، نسبت به خطر گروه‌گرایی در احزاب و سازمان‌های اسلامی و در خط امام به شدت هشدار داد و از آنان خواست با حاکمیت تقوا و لیاقت، پایه‌های وحدت امت شهیدپرور و همیشه در صحنه را بیش از پیش مستحکم سازند.

بسم الله الرحمن الرحیم. برادران و خواهران مسلمان ایدکم الله تعالی راهپیمایی عظیم و باشکوه روز گذشته شما که به دنبال موضعگیری قاطع مقام معظم رهبری انقلاب انجام شد نشانگر رشد و آگاهی عمومی و حساسیت شما نسبت به جریانات مرموز و توطئه دشمنان اسلام در منطقه بود از این گونه احساسات مقدس مذهبی و قبول این دعوت و تأیید آن با ارسال تلگرام و شرکت در راهپیمایی توسط اقشار مختلف مردم و احزاب، سازمان‌ها انجمن‌های اسلامی و گروه‌های مسلمان و متعهد داخل و خارج کشور به ویژه حضرات آیات علمای اعلام ائمه جمعه معظم و سایر روحانیون عظام بلاد دامت برکاتهم متذکر می‌شوم:

همان‌گونه که حضرت امام مد ظله در رهنمود مهم اخیرشان خاطرنشان ساختند شواهد نشان می‌دهد که جریانی مرموز و فریبنده در کار است تا وحدت و انسجام داخلی را به هم زده و گروه‌های مسلمان و مؤمن به انقلاب اسلامی و دارای حسن نیت و سابقه را که همه با هم چه قبل و چه بعد از انقلاب در خط امام بوده و در پیروزی انقلاب نقش داشته، از یکدیگر دور کرده و احیاناً آنان را نسبت به یکدیگر حساس سازد. برادران و خواهرانی که در خط اسلام و رهبری معظم انقلاب می‌باشند، توجه دارند خطر گروه‌زدگی آفتی است که معمولاً انقلاب‌ها را از درون منفجر و نابود می‌سازد. این حالت ممکن است در مراحل کنونی انقلاب اسلامی ما ضعیف و ناچیز باشد ولی تعلیمات مکتب و سیره پیامبر و ائمه اطهار علیهم السلام و نیز تجربه نشان می‌دهد بی‌توجهی به این خصلت، موجب رشد آن و برگشت به دوره جاهلیت قبل از اسلام خواهد شد. نیروهای مؤثر  در پیروزی انقلاب اگر خود را با فرهنگ اصیل انقلاب و ویژگی‌های زیربنای آن تطبیق نکنند، به زودی معیارها و موازین اصیل و الهی جای خود را به خصوصیات و اخلاق گروهی داده و به جای حاکمیت تقوا و خط رهبری انقلاب، ضوابط محدود گروهی حاکم می‌شود و تدریجاً شیوه انحرافی و خطرناک وسیله هدف را توجیه می‌کنند، با شکل‌های نامرئی دیگری در گروه‌های مسلمان و متعهد رسوخ خواهد کرد و طبیعی است که در این مرحله زمینه رشد نفاق و تظاهر در افراد به وجود ‌آید و هر عنصر بیگانه با اعمال نفاق و تسلیم در برابر گروه‌ها و تظاهر به ضوابطشان بتواند خود را فردی مکتبی و وابسته به آنها جلوه دهد. در نتیجه آنچه قربانی می‌شود شخصیت افراد و روح مکتب و ارزش‌های والای آن است که برای تحقق آنها تاکنون خون‌های پاک و مقدسی ریخته شده و خسارت‌های زیادی بر این ملت قهرمان وارد گردیده و سرانجام خود گروه‌ها نیز با جدایی تدریجی از خط امت و امام، در انزوا قرار خواهند گرفت، و در نهایت لقمه‌ای برای دشمنان اصلی اسلام و انقلاب قرار می‌گیرند.

به نظر اینجانب اگر تمام نیروهای در خط اسلام خالص و امام ملاک و معیار مسئولیت‌ها را قبل از هر چیز بر تقوا و لیاقت افراد قرار دهند، زمینه رشد خط گروه‌گرایی و تجزیه قدرت یکپارچه امت ما برای همیشه از بین خواهد رفت و در آن هنگام این ارزش‌های اسلامی و استعدادهای خداداده افراد است که می‌تواند مشکلات پیچیده جامعه پس از انقلاب را حل کرده و این گهر گرانبها را از بحران‌هایی که هر روز به شکلی با آن مواجه می‌شود، نجات دهد رهنمود اخیر و به موقع امام مدظله زنگ خطری است که باید تمام افراد و نیروهای مسلمان که در اداره انقلاب و کشور به نحوی دخالت دارند کاملاً به آن توجه نموده و تا فرصت کافی در اختیار دارند با تشریک مساعی و گذشت و فداکاری که اخلاق همیشگی آنان است، از تندروی‌ها و جهالت‌هایی که سرانجام آب به آسیاب دشمن می‌ریزد تدبیر و شرح صدر جلوگیری نمایند و پایه‌های وحدت این امت شهیدپرور و همیشه در صحنه را بیش از پیش مستحکم و قوی سازند. از خداوند متعال نصرت و عظمت اسلام و شکوفایی حرکت‌های اسلامی در جهان محرومین و مستضعفین و پیروزی رزمندگان اسلام و نجات دو ملت مسلمان عراق و ایران را مسئلت دارد.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته – 30/8/60 – قم حسینعلی منتظری

 

سال اول، شماره 3، شنبه- 19/10/1360

21/9/60 جمهوری اسلامی:

پیام آیت‌الله منتظری به مناسبت پیروزی در بستان:... رزمندگان شجاع و عزیزان اسلام امروز پرچم خونین حسینی در کربلای ایران به دست شما سلحشوران سپرده شده تهاجم و مقاومت دلیرانه شما در بستان و دیگر جبهه‌هاست که طریق‌القدس را از کربلای حسینی می‌گشاید.

«رشد انقلاب»

7/9/60 جمهوری اسلامی:

فقیه عالیقدر حضرت آیت‌الله منتظری دیشب طی پیامی خطاب به وزیر ارشاد اسلامی خواستند که روزهای دوازده الی هفد ربیع‌الاول به مناسبت تولد حضرت محمد(ص) پیامبر بزرگ اسلام به نام هفته وحدت بین مسلمین جهان نامگذاری شود...

7/9/60 جمهوری اسلامی:

پیام آیت‌الله منتظری درباره شکست کنفرانس فاس: در قسمتی از آن امده است، شکست کنفرانس فاس که به منظور اجرای طرح خائنانه فهد برخلاف مصالح اسلام و ملت عرب تشکیل شده بود در حقیقت یک پیروزی برای اسلام و نشان‌دهنده رشد حرکت اسلامی در منطقه و عجز امریکا و حکام مرتجع و وابسته به آن در توطئه‌ای که برای هدم اسلام در منطقه و رسمیت دادن به اسرائیل این مولود نامشروع سیاست سازش غرب و شرق پی ریزی نموده بودند می‌باشد... مهمترین عاملی که زمینه شکست این کنفرانس فرمایشی را فراهم ساخت درایت و آگاهی مقام معظم رهبری انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی مد ظله العالی و رشد سیاست ملت قهرمان و مسلمان ما، در ایران و پیروی آنان از مقام رهبری بود.

30/9/60 جمهوری اسلامی:

پیام آیت‌الله منتظری در مورد تجاوزات اخیر اسرائیل: این مرحله که پس از قرارداد نظامی استراتژیک اسرائیل با امریکا می‌باشد گویای هدف‌های دیرینه امریکا و اسرائیل در کشورهای اسلامی خواهد بود... بسیاری از دولت‌های عربی منطقه که از دیرزمان معمولاً عامل سیاست‌های کفر جهانی بوده‌اند به جای تنبیه و بیداری و نزدیک شدن با اسلام و ملت مسلمان خود و تشکیل یک جبهه قوی مبارزه با صهیونیسم و کفر و استکبار جهانی به جان ملت‌های خود افتاده و همزمان اعلام جنگ غیررسمی اسرائیل و تجاوز به کشور اسلامی سوریه حکومت پلیسی و خفقان خود را گسترده نموده و زندان‌ها را مملو از طبقات مسلمان تحصیلکرده و آگاه می‌نماید... تا کی ثروت‌های خداداد را که مال مشروع مردم است بر سبیل حراج به جیب سرمایه‌داران امریکایی و اسرائیل سرازیر می‌کنند و ملت‌های خود را که زبان به اعتراض باز می‌کنند با وحشیانه‌ترین شکل سرکوب و از هستی ساقط می‌سازند.

 

سال اول، شماره 4، یكشنبه 18/11/1360

به مناسبت سالگرد انقلاب شکوهمند اسلامی

ویژگی‌های انقلاب اسلامی

متن زیر قسمتی از یک سخنرانی است که توسط برادر لطف‌الله میثمی در روزهای آغاز تجاوز کمپ دیویدی بعث عراق به میهن اسلامیمان انجام شده است که ما اینک به مناسبت یوم‌الله 22 بهمن سالگرد انقلاب اسلامی با مختصر توضیحی آن را چاپ می‌نماییم.

به نام خداوند پرورش‌دهنده شهیدان

از نظر ما خدای واحد مبنای فلسفه ماست، مبنا و معیار تحلیل‌مان این است که چقدر ما به حق تعالی و به راه کمال و رشد و صراط مستقیم نزدیک‌تریم و خدا محکم ماست که نمی‌توانیم در او شک بکنیم و نمی‌توانیم آن را انکار یا اثبات کنیم (برای شرح بیشتر به کتاب مبنا(وجود) مراجعه شود) و مسائل را بایستی به او و صفاتش ارجاع دهیم. حالا بببنیم که انقلاب ایران چقدر در راه خداست.

1- این است شعار ملی، خدا قرآن خمینی

اول مردم و شهدای ما می‌گفتند «این است شعار ملی، خدا قرآن خمینی» و این شعار و منطقی است که 80000 شهید و شهدای زنده آن را فریاد زدند و با خونشان امضا کردند و بعدا شهدای دیگر به خاطر این منطق شهید شدند و هنوز هم این شعار زنده و پابرجاست.

یعنی مردم می‌خواهند از خدا به قرآن و از قرآن به رهبرشان برسند. یعنی از خدا و توحید می‌خواهند شروع کنند با قرآن که نبوت و سنت رسول اکرم(ص) می‌باشد مجموعاً می‌خواهند به چه چیز برسند؟ به امامت به رهبری یعنی ملاکشان معیارهای خشک ابزاری طبقاتی نیست که از منافع فردی و یا منافع طبقاتی و از موضع «زیغی» به مرجعیت و رهبری برسند و آنگاه آیات قرآن را برای خودشان تفسیر کنند و یا به خدای مخلوق ذهن و مستکبرپرور مؤمن شوند. بلکه همچون شهدای صدیق می‌گویند که از خدا باید به قرآن برسیم و آیات قرآن را با ملاک‌های توحیدی تحلیل کنیم و با توجه به اینها به رهبری برسیم. این همان است که قرآن می‌گوید: «اتبعوا من لایسئلکم اجراً و هم مهتدون» دنبال مرجع و رهبری بروید که اجری از شما نخواهد و اجرش با خدا باشد و هدایت یافته هم باشد. ملاک‌های هدایت هم در قرآن است و با این معیارهاست که مرجع را می‌پذیرند چرا مردم دیگران را نپذیرفتند و امام را پذیرفتند؟ یک سری معیار و ملاک دارند و وقتی که شعار ملت ما این باشد اگرچه نارسایی‌هایی در درک توحید و قرآن دارند و در نتیجه در انتخاب مرجع هم اشتباهاتی بکنند ولی در نهایت جهت، جهت صحیحی است و این شعار دقیقاً یک شعار «امه واحده» است و ما گفتیم که جریان امه واحده در مثلث هدایت در قاعده این مثلث قرار گرفته و محکمات قرآن را تشکیل می‌دهد، منطق شهدا این بود: این است شعار ملی خدا قرآن خمینی که دقیقاً منطق با اصول قرآن و سنت و نهج‌البلاغه و سیره ائمه اطهار است و شعاری است بسیار اساسی

2- استقلال، آزادی، حکومت اسلامی

برای اینکه جوهر انقلاب مقدس ایران را بفهمیم شهدا شعار دیگری می‌دادند که همان «استقلال آزادی، حکومت اسلامی» است که هدف از استقلال استقلال سیاسی، اقتصادی، نظامی، مکتبی، و تمامیت ارضی و استقلال کامل است. این شعار هم وحدت و ثبات ملی ما را حفظ می‌کند و هم مبارزه حق و باطل را در درون تشدید می‌کند و در سایه این دو ترتیب توسعه اقتصادی ما را می‌دهد. و یک شعار کامل است. به خصوص وقتی که به آزادی و حکومت اسلامی مسلح باشد. منظور از آزادی بی‌بند و باری و بی‌قید و لاابالیگری نیست. آزادی یعنی آزادگی و رهایی و آزادگی هم یعنی تسلیم به خدا و امه واحده و گسترش امه واحده در طول تاریخ. این است مفهوم آزادی. پس آزادی دموکراسی غربی نیست، بلکه آزادی هم در کادر اصول اسلام مطرح است. و چیزی جز تسلیم به جریان رشدیابنده نیست.

حکومت اسلامی هم که تکلیفش معلوم است. آنچه تا به حال در انقلاب و بعد از انقلاب دیدیم و شنیدیم این است که این حکومت اسلامی نه با عربستان، نه با پاکستان ضیاءالحق و نه با قذافی و نه با هیچکدام از کشورهای اسلامی دیگر قابل قیاس نیست و معیارهایش با آنها کاملاً فرق می‌کند و تلاش بر این است که با اصول قران و نهج‌البلاغه منطبق باشد. جوهرش این است، اگر چه اعراض ارتجاعی هم خودشان را به حکومت اسلامی تحمیل می‌کنند و می‌خواهند معیارهای غربی را در آن وارد کنند. ولی صحبت ما از جوهر انقلاب است و من سخن را در اینجا کوتاه می‌کنم و اگر به جزوه «استقلال، آزادی، حکومت اسلامی» مراجعه کنید آنجا که تمام مطالب گفته شده است.

3- «بسیج اصولی توده‌ها»

یکی دیگر از محکمات این انقلاب برای ارجاع متشابهات به آن،مسأله بسیج اصولی توده‌هاست و این یکی از ویژگی‌های اسلامی انقلاب ایران است که از طریق آن توانستیم به همه پیروزی‌ها برسیم. از طریق بسیج اصولي توده، انقلاب موفق شد رژیم شاهنشاهی را ساقط کند. از طریق بسیج توده‌ها با همین اسلحه‌های سنتی نظیر کوکتل و سه راهی، مردم توانستند در روزهای 20 تا 22 بهمن تانک‌های چیفتن، ام 47 و ام 60 دشمن را از بین برده و فلج کنند از طریق بسیج توده بود که علی‌رغم محاصره اقتصادی و عوارض انقلاب توانستیم تولیدات کشاورزی را به مقدار زیادی بالا برده و در جهت خودکفایی گام برداریم. از طریق همین بسیج توده بود که برادران جهاد توانستند این قدر راه بسازند. با همین شیوه‌های ابزار سنتی و ابزاری که در مملکت موجود بود بدون استفاده مقاطعه‌كاران درجه يك و درجه دو بين‌المللي بيش از راه‌های موجود سابق، راه روستایی ساخته شد.

خیلی‌ها می‌گویند باید توده‌ها را بسیج کنیم ولی آنچه در انقلاب ایران مطرح است بسیج اصولی توده است، ممکن است هیتلر هم توده را بسیج کند و یا همان‌طوری که دیدیم عده‌ای با ملاک‌های فاشیستی در ایران مردم را علیه بهائیت بسیج کردند، در شرایطی که پیمان بغداد در حال امضا شدن بود. روی همین اصل است که امروز برادرمان این آیه را خواندند: «یا قومُ مَن یَنصرنی مِنَ الله اِن طَرَد تهم اَفلا تَذکَرون» اگر من (نوح علیه‌السلام) این توده‌ها را طرد کنم یاری خدا از کجا به من می‌رسد، آیا شما نمی‌خواهید پند بگیرید و مسأله بسیج اصولی توده‌ها یعنی یاری خدا یعنی وقتی می‌گوییم «خدا، قرآن، خمینی» پشتش هم بسیج توده است و امام و امت را نمی‌شود از هم جدا کرد و تا به حال هم دیدیم که از طریق بسیج توده‌ها، به پیروزی‌های زیادی نایل شدیم و اخیراً هم دیدیم که در خرمشهر و قصرشیرین مردم به کمک اسلحه‌های سبک توانستند تانک‌های تجاوزگر را یا از بین ببرند و یا آنها را تصرف کنند. بسیج توده‌ها دقیقاً تحقق همان آیه بالاست تحقق اینکه «دست قدرت خدا برون شود ز آستین توده‌ها» و بنابراین بسیج اسلامی توده‌ها از محکمات این انقلاب است. و هرجا که از طریق بسیج توده‌ها عمل نکردیم بدانیم که در خط مشی‌مان انحرافی هست و تداوم انقلاب نیست. انقلاب ما انقلابی نیست که به این جناح یا آن جناح امپریالیسم تکیه کند، نه اینکه مثل بعضی دولتمردان به دموکرات‌ها تکیه می‌کند تا با حزب جمهوری‌خواه مبارزه کند و یا به انگلیس تکیه کند تا با امریکا مبارزه کند. یا به امریکا تکیه کند تا با شوروی مبارزه کند یا بالعکس. اینها ویژگی انقلاب ما را تشکیل نمی‌دهد، مسأله تکیه به توده‌هاست و آن هم تکیه اصولی به توده‌ها که به آن «بسیج اصولی توده‌ها» می‌گوییم.

مسأله دیگر «اقراء بسم ربک الذی خلق» است. امام در یکی از سخنرانی‌هایشان برای مدرسین قم گفتند شما «اِقرَا بِسمِ ربِکَ الذی خَلَق» بگویید دیگر نگرانی نداشته و باکتان نباشد. یعنی چه؟ این آیه‌ای است که در غار حرا به محمد(ص) نازل شد و می‌گوید: اقرا، بخوان، چه را بخواند؟ مگر پیامبر با معرفت ما سواد داشت که چیزی را بخواند، یا مگر نوشته‌ای در آنجا در غار حرا وجود داشت که بخواند؟ نه، می‌فرماید: «اقرا بسم ربک الذی خلق» «بخوان به نام پروردگارت که خلق کرد» و این در حال وحی به پیامبر نازل می‌شود و نقطه عطفش در همین است که تا به حال به پدیده‌ها نگاه کرده و آنها را قرائت می‌کرد ولی کاملاً با ملاک‌های خدای واحد نبود. ولی این بار می‌گوید کاملاً پدیده‌ها را قرائت کند، توده‌ها را قرائت کن، منتهی با صفت پروردگارت که خلق کرد و اینجا پروردگار و خالق را می‌شناسد و رابطه خدا و پدیده‌ها را، رابطه خالقیت و مخلوقیت را می‌داند. رابطه فاطر و مفطور را می‌داند. یعنی اینجا خداوند به حضرت محمد(ص) امر می‌کند که با منطق وجود و توحید به پدیده‌ها، به توده‌ها، به اجتماع، به روابط انسان نگاه کن و جوهر قرآن همین است. رهبران و روشنفکران زیادی هستند که مردم را بسیج می‌کنند. منتهی اینجا می‌گوید که با ملاک پروردگار و صفات او، پروردگاری که خالق است. خالق طبیعت و انسان‌هاست. و امام هم در آن سخنرانی‌شان دقیقاً به این مسأله اشاره کردند. در رابطه با بسیج توده‌ها سه جریان وجود دارد:

الف) جریانی که به اصول تکیه می‌کند. یک مشت اصول یاد گرفته، چهار پنج اصل یاد گرفته و ورد زبانش است و دائماً اصول، اصول می‌کند. و کاری به شرایط توده‌ها، درجه رشد توده‌ها، درجه ذهنیت توده‌ها ندارد. این جریان غلطی است. اصلاً به توده‌ها توجه نمی‌کند. در مجردات اصول خودش آنچنان غرق است که اصلاً با نیاز اصیل توده‌ها نمی‌خواهد پیوند بخورد.

ب) یک جریان هم تابع توده‌هاست. یعنی اینکه توده هر جهتی که می‌رود بگوید مردمند و به دنبالشان برود و به اصطلاح دنباله‌روی از توده است. این را در ایران دیدیم که عوارض زیادی به بار آورده است. مثلاً در کردستان، خوب توده به تحریک «شاه» اولی الامری‌ها» راه می‌افتند، تو هم باید به دنبالشان بروی؟ یا مثلاً در فارس عشایر راه می‌افتند. بعد ما هم حرکت توده‌های عشایر را تأیید کنیم و توجه نکنیم که همین توده‌های عشایر را ممکن است که خانی تحریک کرده باشد و یا اینکه ممکن است آنها را آخوندهای درباری که شاه را اولی الامر می‌دانند تحریک کرده باشند.

ج) جریان سوم که جریان امت واحده و امه وسط باشد. همین جریان «اقرا بسم ربک‌الذی خلق» است. یعنی با توده‌ها باش منتهی به شکل خودبخودی دنبال توده‌ها نرو، با نیازشان برخورد کن منتهی با ملاک‌های پروردگار، با ملاک‌های توحیدی، این نیازها را ارتقا بده و در یک تحلیل منسجم و برتر به توده‌ها ارائه بدهد. «مِن الناس، اِلیَ الناس» یعنی از مردم بگیریم و به مردم بدهیم منتهی بین «مِن الناس و الی الناس»، «اِقرا بِسم رَبِک الذی خَلَق» بایستی انجام دهیم.

4- جبهه مستضعفین علیه مستکبرین

محور دیگری که برای شناخت جوهر انقلاب اسلامی لازم است «بسیج جبهه مستضعفین علیه جبهه مستکبرین» است. تکرار می‌کنم، یکی دیگر از ویژگی‌های انقلاب اسلامی که به اسلامی بودنش باید افتخار کرد و در جریان امه واحده قرار می‌گيرد و از محکمات انقلاب و محکمات قرآن است، «بسیج مستضعفین علیه مستکبرین» می‌باشد. مثلاً قبلاً می‌گفتیم ایرانی، در این کلام ایرانی، رضاشاه خائن بود، حزبی‌های خائن بودند، وثوق‌الدوله بود، مظفر فیروز بود، محمدرضای خائن بود، دکتر امينی بود، دکتر فاطمی، مدرس، مصدق، دکتر شریعتی، امام خمینی، حنیف‌‌نژادها و... اینها هم بودند. اینجاست که امام می‌گوید: ایران را به‌صورت یک ملیت نبینید که ایران، خود یک جبهه مستضعفین دارد و یک جبهه مستکبرین.

ایران جبهه سعادت و استقلال دارد. و در برابرش هم جبهه رفاه و وابستگی. در ایران هم باید به حق و باطلش نگاه کرد. صرف اینکه رادیو اسرائیل گفته حاضرم به ایران کمک کنم نباید ما را فریب دهد. باید بدانیم به جریان حقش می‌خواهد کمک کند یا به جبهه و جریان باطل آن؟ و اگر جرج بال می‌گوید یک عده در امریکا هستند که می‌خواهند به ایران اسلحه و قطعات یدکی بدهند، ما باید ببینیم ایرانی که او می‌گوید منظورش کیست؟ ایران منظورش جریان غربگرا، غربزده و یا سرسپرده‌هاست. یا اینکه منظورش جریان امام است.

برای اینکه ارزش انقلابمان را بفهمیم و بدانیم که چرا این همه دشمن دارد این «جبهه مستضعفین علیه مستکبرین» را کمی می‌شکافیم. نظریه‌ای هست به نام «نظریه سه جهان» که نظریه مائوتسه تنگ بود و خیلی از مائوئیست‌ها آن را قبول دارند و اصلاً نظریه سه جهان با منطق دو جهان امام نمی‌خواند امام می‌گویند که ما دو جبهه داریم «یک جبهه مستضعفین، یک جبهه مستکبرین» و از نظر ما اینکه بیاییم آن را سه جهان کنیم یا جبهه، جبهه‌اش کنیم این خود مخدوش کردن حق و باطل است و عده زیادی را به اشتباه می‌اندازد. اینکه بگوییم اروپا مستقل از ابرقدرت‌هاست این خودش مستضعفین را به اشتباه می‌اندازد. و دیدیم که همین اروپا و ژاپن که می‌گفتند جزء جهان دوم‌اند و باید به آنها تکیه کرد چطور دقیقاً در خط مستکبرین بودند. این جبهه مستضعفین علیه مستکبرین نظریه شوروی را هم باطل می‌کند. آنها می‌گویند جهان دو جبهه است یکی جبهه کار (اردوگاه سوسیالیسم) و یکی جبهه سرمایه (اردوگاه امپریالیسم). و تمام مسائل عالم را در کادر این دو جبهه بررسی می‌کنند. می‌گویند یا با ما هستند یا با امپریالیسم. بین این دو چیزی وجود ندارد. البته از این نظر که جهان را دو جبهه کردند نفس مسأله به حق و باطل در قرآن نزدیک است. که در آن متسضعف و مستکبر داریم، اینجا هم دو جبهه‌اند ولی باید دید ملاک این جبهه‌بندی کار و سرمایه چیست؟

آنها ملاک را تکامل ابزار تولید قرار می‌دهند، اگر ملاک تکامل ابزار تولید باشد، جبهه کار جبهه‌ای است که مالکیت اشتراکی ابزار را دارد و در جبهه سرمایه مالکیت انحصاری ابزار دست سرمایه‌دارها می‌باشد. ما در مکتب و شرح مکتب راهنمای عمل مفصلاً گفتیم که ملاک ابزار تولید ما را به اشتباه می‌اندازد و همین الان هم ما نمی‌توانیم با این ملاک یک خط مشی صحیح و اصیل داشته باشیم. اردوگاه سوسیالیسم که شوروی باشد با اردوگاه امپریالیزم در موارد زیادی یکسان عمل کردند.

مثلاً‌ می‌بینیم که 15 خرداد را هم امریکا و هم شوروی ارتجاعی قلمداد کردند. پس یک سنخیت‌هایی با هم دارند. یا رژیم محمدرضا پهلوی و اصلاحات ارضی او را هر دو تأیید کردند. و می‌بینیم که اسرائیل را هم امریکا به رسمیت می‌شناسد و هم شوروی، و در شناسایی موجودیت اسرائیل اینها هر دو مشترکند. و یا اینکه امریکا از بعث نفتی حمایت می‌کند و شوروی هم به او اسلحه می‌دهد.

می‌بینیم که با ملاک فوق مرز بین حق و باطل مخدوش شده و موجب سرگردانی پویندگان راه حق می‌گردد. و در یک بررسی دقیق مشاهده می‌شود که این دو اردوگاه ضمن داشتن اختلاف با یکدیگر، با هم تضاد بنیادی ندارند. و با هم تفاهم کرده‌اند،که جنگ اتمی و کلاً با یکدیگر جنگ نکنند. اگر حق و باطل کارش به آنجا کشیده شود که اینقدر با هم سازش و تفاهم داشته باشند نشان می‌دهد آن معیاری که برای تشخیص حق و باطل دارند نارسا و غلط است.

اگر ملاک تکامل ابزار و اقتصاد باشد، امریکا که ابزارش خیلی پیچیده‌تر است و بهتر می‌تواند اقتصاد را رشد بدهد حتی بیشتر از شوروی و اگر ابزار ملاک باشد، امریکا اسلحه‌های خیلی پیچیده‌تری نسبت به شوروی دارد. و به همین دلیل است که با معیارهای اصالت ابزاری حالا باطل از حق جلو افتاده و ابزارش جلوتر از حقی است که به زعمشان شوروی است. می‌بینیم که این هم نارسایی‌اش مشخص شده و در سطح جهانی هم تمام اردوگاه‌های سوسیالیستی با امپریالیست‌ها سازش‌هایی دارند. شوروی که ایدئولوژی رویزیونیستی‌اش با رفرمیسم گام به گام امریکایی یکسان است. چین هم که با امریکا اتحاد استراتژیک دارد و اصلاً معیارهای سرمایه‌داری را قبول کرده است. احزاب کمونیست و سوسیالیست اروپایی که عضویت در ناتو را قبول کرده‌اند و قس علیهذا. پس می‌بینیم که جبهه مستضعفین علیه مستکبرین با ملاک قرآنی و اصالت انسان مطرح است، و اینکه این انسان‌های مستضعف در جهت امه واحده و در جهت جامعه توحیدی بدون طبقات استثمارگر باشند. این واقعاً می‌تواند برای توده‌های جهان رهنمود باشد و اینکه نه تنها ما را از سرگردانی نجات می‌دهد بلکه می‌توانیم همین الساعه بگوییم «جنگ ایران و عراق» «جنگ مستضعفین با مستکبرین» است و حالا که هم مستضعفین ایران و عراق را و هم مستکبرین ایران و عراق را تشخیص دادیم در این کادر تحلیل‌هایمان را انجام داده و نگوییم ایران سرزمین شاهان، سرزمینی که 6000 سال سابقه دارد و عراق سرزمینی که کمتر سابقه دارد و اعراب سوسمارخوار آنجا هستند. باید این معیارها را دور بیندازیم، و بگوییم دو جبهه مستضعفین و مستکبرین با هم جنگ دارند و لذا باید مستضعف و مستکبر آن را پیدا کرد. اکنون ماهیت انقلاب ایران را فهمیدیم و دیدیم که چگونه تبیین «جبهه مستضعفین علیه مستکبرین» با تمام تئوری‌های موجود در سطح جهان برخورد کرده و ناخالصی‌های آنها را شسته و کنار می‌گذارد.

5- اصل خدامالکی و کالا امانتی

محور دیگری که می‌تواند محکمات انقلاب ما را نشان دهد و با آیات محکم قرآن تطبیق دارد. «اصل خدامالکی و کالاامانتی» است که در قرآن هم هست. من نمونه‌ای ذکر می‌کنم:

با یکی از پاسداران مصاحبه رادیویی می‌کردند، او دو دست و دو چشم خود را در جریان آموزش انفجار از دست داده بود از او پرسیدند که تو ناراحت نیستی از اینکه چشم نداری، دست نداری؟ او در جواب گفت ما در مذهبمان معتقدیم که مالک اصلی خداست و این دست و چشم من امانتی هستند که خدا نزد ما سپرده است و ما بایستی شکرش را به جا بیاوریم و بهترین استفاده را از این امانت‌ها در راه خدا بکنیم و حالا که رفته من چیزی را از دست نداده ام. قبلاً امانت بود و من هیچ ناراحتی ندارم.

وقتی که دست و چشمش امانت است. اموال دیگر حتماً امانتند، صحبت این پاسدار دقیقاً ویژگی انقلاب ایران را می‌رساند، خوب معلوم است که مستکبرین با این جوهر مخالفند چون عده‌ای مالکیت فردی را اصالت می‌دهند و عده‌ای به مالکیت اشتراکی اصالت می‌دهند و این دو به هر حال با یکدیگر سنخیت دارند ولی این پاسدار اصلاً اندیشه مالکیت را نفی کرده و به آن اصالت نمی‌دهد. مالکیت از آن خداست و ما امانتداریم و امانتدار بدنمان هستیم و باید بهترین استفاده را از این امانت‌ها بکنیم و اگر نکنیم آنها را از ما می‌گیرند، مصادره می‌کنند. این اصلی است که در توده‌های شرکت‌کننده در انقلاب جا افتاده است. حتی به‌صورت تئوریک هم نیست، که بگویید بار تئوریک دارد، بلکه توده در حال پیاده کردن اصلی است که عمیقاً در او جا افتاده این جوهر انقلاب ماست، بنابراين دشمني‌ها با اين انقلاب طبيعي است، چرا که جوهر انقلاب تمام استثمارچی‌ها، تمام ظالمین و شکم‌گنده‌ها و تمام ملأ و مترفین را ناراحت می‌کند، آنها نمی‌خواهند چنین جریانی گسترش پیدا کند. این پاسدار دقیقاً خودش را به صفت خدا ارجاع داده و می‌گوید: خدا مالک و قاهر و قادر بر همه چیز است.

این خود یک آیه محکم است. قرآن که فقط کتاب و نوشته نیست، قرآن تمام آیاتش مابه‌ازای خارجی دارد و پاسدار مذکور به نظر من یک آیه محکم قرآن است و هیچ فرقی هم ندارد البته مالکیت محدود به عنوان یک آیه متشابه مورد قبول است و ملاک محدودیت آن همان خط امامت اسلامی جامعه است. همان‌طور که انقلاب هم مالکیت محدود را به عنوان یک آیه متشابه قبول دارد، فردی که می‌گوید: «خمینی عزیزم بگو تا خون بریزم» کسی که خونش را می‌دهد، خانه و بچه‌اش را هم می‌دهد. به هر حال در این بسیج اصولی دیگر برایش مسأله مالیکت غربی و شرقی اصالت ندارد. در ادامه بحث برای شناخت جوهر انقلاب ایران برای اینکه با این شناخت کاری به رادیوهای تبلیغات دشمن، و کاری هم به مواضع خارجی‌مان نداشته باشیم به ذکر نمونه دیگری در ایثارها می‌پردازیم:

در شبی که مردم برای رفتن به جبهه برای دفع تجاوز بسیج شدند و در مسجد ثبت نام می‌کردند. دو فرد در آنجا بودند، یکی زن و بچه داشت و دیگری نه. دومی که زن و بچه نداشت می‌گفت اسم مرا بنویس او نباید به جنگ برود و بهتر است بچه‌هایش را اداره کند. و دیگری که زن و بچه داشت می‌گفت: ما که زندگی‌مان را کرده‌ایم و زن و بچه هم داریم، ما برویم جنگ ولی آن برادری که زن و بچه ندارد، نرود، به هر حال هر دو ثبت نام کردند و این درست مصداق همان آیه قرآن است که می‌گوید:

«والذین هم بآیات ربهم یومنون... اولئک یسارعون فی الخیرات و هم لها سابقون» (آیات 61-60-59-58 سوره مؤمنون) که دقیقاً همین مفهوم را دارد که: مؤمنین کسانی هستند که در خیرات از هم سبقت می‌گیرند، پیشی می‌گیرند، و مسابقه می‌دهند. این همان «فالسابقات سبقا» ایی است که در سوره النازعات به آن اشاره شده است. نمونه‌های ایثار در این انقلاب به حدی وسیع است که نیاز به توضیح آن در اینجا نیست.

6- ضد سلطنت، ضد امپریالیست، ضد صهیونیست بودن انقلاب

در این ویژگی و محکم، خواهران و برادران شکی ندارند چراکه این انقلاب سلطنت را واژگون کرده و شاه را فراری داده است و حتی استرداد شاه برای خلق ما آنقدر انگیزه‌ای به همراه داشت که مبارزات ضدسلطنتی ما را به فاز مبارزات ضدامپریالیستی آشکار ارتقا داد. ما نمی‌توانیم مثل مکاتب دیگر بگوییم که امام ضدامپریالیست است و از موضع ضدامپریالیستی رهبری امام را قبول کنیم. نه، بلکه از موضع عشق امام به خدا و توده‌ها، و اینکه امام در جریان امت واحده قرار دارد، و در جریان رشد و «سبیل الله» است، ما به امام عشق می‌ورزیم. امام در اولین مصاحبه خود با لوموند گفتند: «امپریالیزم راه رشد توده‌ها را کند می‌کند» یعنی در واقع امام گفتند: آنچه که اصالت دارد راه رشد توده است. راه رشد توده‌ها یعنی همان امت واحده و گسترش آن در تاریخ یعنی همان چیزی که در قاعده مثلث هدایت قرار دادیم (به کتاب قرآن راهنمای عمل: مکانیزم هدایت، بحث محکم و متشابه رجوع شود). و از محکمات نیزهست، یعنی ما می‌خواهیم در صراط مستقیم و راه رشد و کمال قرار بگیریم. عشق به خدا و عشق به حکومت جهانی واحد داریم. این نیاز اصیل ماست و امپریالیزم سد راه ما می‌شود. جلوی این راه می‌ایستد. «صدوا عن سبیل الله» می‌کند. بنابراین در برابر آن هم موضع می‌گیریم. ولی ما به معنای فلسفی ضدامپریالیست نیستیم که به امپریالیزم اصالت بدهیم و بعد بگوییم ضد آن هستیم. نه، امپریالیزم باطل است و باطل همیشه تابع حق بوده و این حق است که اصالت دارد.

بنابراین ما در هر تحلیل سیاسی باید اول جریان حق را پیدا کنیم. مبنا و جوهر رشدیابنده را پیدا کنیم تا ته دلمان سرگردان نشویم اگر در جبهه جنگ رفتیم، جنگی که یکی دو روز نیست، بلکه یک جنگ درازمدت مردمی خواهد بود چراکه کمپ دیوید و اسرائیل و... پشت سر صدام تکریتی هستند، تحلیل‌هایمان را هر روز عوض نکنیم و این طور نباشیم که امروز حق را به عراق بدهیم و فردا به ایران. انشاءالله قاطعانه جلو می‌رویم.

بعضی می‌گویند ما از این نظر رهبری امام را قبول داریم که امام حرکتش ضدامپریالیستی است.

از نظر ما ضدامپریالیست بودن نتیجه حرکت امام است. اصلش همان قرب به خدا و عشق به خدا و ایمان به امت واحده و ایمان به حکومت جهانی واحد است. ما باید مبنایی در خودمان داشته باشیم. امپریالیزم باطل و افول‌یابنده است. درست است که ما ضد امپریالیست هستیم، منها مسلمانان انقلابي‌اي هستيم كه ضد امپرياليست هستيم، یعنی اول اسلام و نیازمان به امت واحده مطرح است و باطل چون جلوی تحقق این نیاز را می‌گیرد، ضد آن هم خواهیم شد. اگر بگوییم ضدامپریالیست هستیم و بُعد فلسفی به امپریالیست بودن بدهیم. یعنی غیرمستقیم و تلویحاً امپریالیزم اصالت دارد و ما ضد آنیم یعنی فلسفه وجودی‌مان را از ضدیت با جریان باطل امپریالیزم درآورده‌ایم. یعنی اگر امپریالیزم در تبلیغاتش امام را کوبید، بگوییم امام حق است و اگر امپریالیزم روزی از روی کلک و حیله امام را در رادیوهایش تأیید کرد، بگوییم عجب! امام هم که سازش کرد و امریکا از او حمایت می‌کند. ما چون ضدامپریالیست هستیم ضد این حرف امریکا را می‌زنیم و امام را سازشکار می‌دانیم.

برای جلوگیری از این اشتباهات است که ما از امپریالیزم به خلق نمی‌رسیم، بلکه از خلق است که به امپریالیزم می‌رسیم. از راه رشد خلق مسلم به سدکننده راه رشد که امپریالیزم باشد می‌رسیم. بنا به همان آیه‌ای که در قرآن می‌گوید: «صدوا عن سبیل الله» راه خدا را سد می‌کنند و بازمی‌دارند. باطل تابع حق است امپریالیزم هم با تمام عظمت ظاهری و طول و عرضش تابع حرکت خلق ماست. هر سازی که ما بزنیم او باید به آن ساز برقصد. اگر روزی فرارسید که ما به ساز او رقصیدیم باید بدانیم که در راه خدا قرار نداریم، فی سبیل‌الله و در جریان امت واحده نیستیم، حتماً ایده‌آلیسم وحشتناکی بر ملاک‌های ما حاکم است.

واژه «ضد امپریالیست» یک متشابه است و هرکس این واژه را به کار برد و گفت: من ضد امپریالیست هستم باید به محکمش ارجاعش بدهیم. باید میزان حرکت و رشد او را در جهت الله و میزان سنخیت آن فرد را با امپریالیزم ببینیم. ببینیم آیا واقعاً ضدامپریالیست است یا نه؟ مثلاً شوروی هم می‌گوید که من ضدامپریالیست هستم ما باید برررسی کنیم و ببینیم که اگر یکی ادعا کرد واقعاً ضدامپریالیست هست. با ملاک اصالت ابزار نمی‌شود ضد امپریالیست بود. شوروی ابزار را رشد می‌دهد، امریکا در رشد دادن ابزار حتی جلوتر از شوروی‌ها هم عمل می‌کند. اگر به تعداد و اکثریت آرا اهمیت بدهیم امریکا شعار دموکراسی غربی را می‌دهد و شوروی می‌گوید: دیکتاتوری پرولتاریا و هر دو در نهایت به اکثریت اصالت می‌دهند. و چون هر دو با هم سنخیت دارند نمی‌توانند با هم تضاد بنیادی داشته باشند. امریکا مالکیت فردی را قبول دارد، شوروی مالکیت جمعی را، هر دو در قبول نفس مالکیت اشتراک دارند پس شوروی نمی‌تواند بنیادی ضدامپریالیست باشد. و بالاخره در جایی به سازش می‌رسد. یعنی از روی ادعای ضدامپریالیست بودن هیچ وقت به جایی نمی‌رسیم، بلکه باید ببینیم با چه ملاکی به ضدامپریالیست بودن رسیده است؟ امام می‌گوید: امپریالیزم راه رشد توده‌ها را کند می‌کند. این همان مفهومی است که مرحوم حنیف‌نژاد یاد من می‌داد. وقتی که او سوره محمد را برای ما تفسیر می‌کرد در مورد «صدوا عن سبیل الله» می‌گفت که امپریالیزم سدکننده راه کمال و رشد است. مفهومی که حنیف‌نژاد از کافر ارائه می‌داد این بود که کافر پوشاننده راه حق است و امپریالیزم در این شرایط راه حق یعنی راه مستضعفین را آگاهانه پوشانده و بنابراین کافر است و کافر حربی هم است شهید حنیف‌نژاد به این نحو از قرآن به امپریالیزم می‌رسید.

پس روشن شد که ما نباید ملاک‌هایمان را از دشمن بگیریم و هر کاری دشمن کرد ما ضدش را انجام بدهیم بلکه ما خودمان ملاک داریم. ما خود راه رشد و راهنمای عمل اسلامی برای رسیدن به امت واحده داریم و در این راه عده‌ای جلوی حرکت ما را می‌گیرند. ما تازه در برخورد با آنها هم، با شیوه‌های حق برخورد می‌کنیم. چون با همان شیوه‌های دشمن نباید با دشمن برخورد کرد، زیرا خداوند در قرآن می‌گوید: «ان کیدی متین» کیدی که ما در مورد دشمن به کار می‌بریم، متین و استوار و ریشه‌دار است. (برای توضیح بیشتر به شرح مکتب راهنمای عمل ماده (12) رجوع شود). در ایران خیلی از نیروها ادعا کردند که ما ضدامپریالیست هستیم. حزب کمونیست ایران در زمان مدرس،حزب توده ایران در زمان مصدق، در جریانات 15 خرداد و دوره اصلاحات ارضی شاه نیز گروه‌هایی ادعای ضدامپریالیست بودن را داشتند و بعداً نیز نیروهای دیگر.

حالا نیز جنبش ملی مجاهدین می‌گوید ضدامپریالیست هستیم و باید نیروهای ضدامپریالیست با یکدیگر وحدت پیدا کنند اما مسأله‌ای که مطرح است این است که تو (جنبش ملی مجاهدین) با چه شیوه‌ای و با چه مکتبی می‌خواهی ضدامپریالیست باشی؟ تو که می‌گویی بورژوازی وابسته از امام خمینی مترقی‌تر است چطور می‌توانی ضدامپریالیست باشی؟ تو که با تمام پایگاه‌های امپریالیزم (بقایای طاغوتی ارتش، سرمایه‌داری وابسته بوروکرات‌ها، لیبرال‌ها و...) سازش می‌کنی، تو کجا می‌توانی ضدامپریالیست باشی؟ و اینکه بالاخره عصر ما عصر پیچیده‌ای است، ما در این عصر فقط با ملاک‌های مکتبی می‌توانیم مبارزه ضدامپریالیستی بکنیم آن هم با ملاک‌های مکتب اسلام، چون می‌بینیم که تمام مکاتب دیگر بالاخره به نحوی در اینجا با امپریالیزم سازش می‌کند. حالا شرق و غرب می‌خواهند مذاکره کنند. انقلاب ما با شعار «نه شرقی، نه غربی، حکومت اسلامی» در شرایطی که شرق و غرب بر سراسر دنیا به تفاهم می‌رسند. نشان می‌دهد که ضدتفاهم است یعنی نمی‌خواهد دنبال تفاهم شرق و غرب برود. بنابراین شرق و غرب هر دو با تفاوت‌هایی و با مراتبی از این انقلاب ناراحتند.

*آیت‌الله منتظری... نظام اقتصاد اسلامی نه سیستم کاپیتالیسم (سرمایه‌داری خصوصی است) و نه سیستم سوسیالیسم (سرمایه‌داری دولتی) و نه مخلوطی از این دوتاست اقتصاد اسلامی نظامی مستقل است بر اساس اصل مالکیت مطلقه خدا بر همه چیز، بر موازین قسط و رعایت حقوق همه افراد استوار شده است.

* اساس مالکیت در اسلام خدامالکی است، مالکیت مطلق از آن خداست و مالکیت‌های دیگر امانتی است که خداوند به امام و امت سپرده است تا در مسیر قسط و تأمین نیازهای همگان به کار برند.

ما اول روی محکمات انقلابمان بحث کردیم که توده‌هایمان عشق به خدا دارند و این توده‌ها از آنجا که راه کمال را می‌پیمایند و پیشتاز این راه هستند، دشمن (امپریالیزم) را هم بهتر می‌شناسند. چراکه امپریالیزم به علت ذات و جوهرش مجبور است که با راه رشد درگیر بشود. و چون با ما درگیر شود ماهیت او را بهتر می‌شناسیم. اصلاً انقلابیون ایران امریکا و شوروی و چین و انگلیس و اروپا را بهتر می‌شناسند و انقلاب‌های دیگر سال‌ها از ما عقب‌اند. یعنی ما دقیقاً به این رسیدیم که دموکراسی غربی اروپا و شرکت‌های فراملیتی را نفی کنیم. ما به استقلال ابعاد سیاسی و اقتصادی و نظامی و مکتبی و ابعاد عمیق دیگر داده‌ایم. و خیلی زمان می‌خواهد تا انقلاب‌های دیگر به این درجه از رشد برسند. ببینید الان تمام کشورها خواهان مذاکره هستند، هم امریکا و هم شوروی و کوبا و عرفات برای مذاکره فشار می‌آورند و این به این دلیل است که ماهیت امپریالیزم را دقیقاً نمی‌شناسند.

شما اگر رادیو عراق را گوش کنید می‌بینید دائماً تبلیغات ضدامپریالیستی و ضدصهیونیستی می‌کند به‌طوری که هر کس این رادیو را گوش کند فکر می‌کند که کشور مترقی‌تر از عراق وجود ندارد.

این تبلیغات نمی‌تواند ملاک باشد و باید ملاکی داشته باشیم تا بفهمیم که این چپ‌نمایی است یا نه؟ آيا چنين تبليغاتي از ذات و جوهر عراق بر مي‌آيد يا نه؟ امام با ملاک قرآنی می‌گویند: من راه رشدم. امریکا به این راه رشد تجاوز کرده. امریکا سد سبیل‌الله و سد سبیل رشد شده است پس چون سد راه کمال شده آگاهانه، کافر است. دشمن شماره یک بشر است. امام می‌گوید: امریکا شیطان بزرگ، ام‌الفساد قرن، طبل توخالی شیر برفی، دشمن شماره یک مستضعفین اعم از مسلمان و غیرمسلمان است. این شعارها دقیقاً از ایدئولوژی امام برمی‌آید، که امریکا دشمن اصلی است، ولی فرض کنیم که گروه‌هایی که به تکامل ابزار اصالت می‌دهند چطور می‌توانند با امریکا مبارزه کنند اگر مبنا تکامل ابزار باشد امریکا خیلی جلوتر هم هست. اگر مبنا شیوه تولید متمرکز بورژوازی باشد امریکا خیلی تولیدش متمرکزتر است. این گروه‌هایی که شیوه تولید ملی و خودکفا و سنتی را ارتجاعی می‌دانند باید امریکا را با این شیوه تولید مدرن خیلی مترقی بدانند. بنابراین از بافت ایدئولوژیک این گروه‌ها برنمی‌آید که به این اصل برسند که امریکا دشمن اصلی است دلیش هم روشن است. شعار ضدامپریالیست بودن که شوخی نیست. ما باید ببنیم که آیا طرف با چه مکتب و چه راهنمای عملی می‌خواهد با امپریالیزم بجنگد آیا از ذاتش برمی‌آید؟ چپ‌نمایی می‌کند؟ یا رئالیسم و واقع‌نمایی؟

به عنوان مثال جريانی که در ابتدا شعار انحلال ارتش می‌دهد و در کردستان شعار «ارتش برادر ماست پاسدار دشمن ماست» را می‌دهد می‌تواند ضدامپریالیست باشد؟

در مورد امپریالیزم، عده‌ای فکر می‌کنند که امپریالیزم یک پدیده جدا از خود ماست. یعنی مراتب برای امپریالیزم قائل نیستند و به‌صورت این یا آن حساب می‌کنند. صرفاً می‌گویند این کافر است و آن یکی مؤمن. مرتبه هر فرد و هر پدیده را به حساب نمی‌آورند. در صورتی که در وجود خود ما هم امپریالیزم هست. منتهی در مرتبه خیلی پایین‌تری، مثلاً وقتی امپریالیزم یکی از ویژگی‌هایش فزون‌طلبی و جهانخواری است و منافع مادی او را حرکت می‌دهد. ما اگر در زندگی منافع مادیمان حرکتمان بدهد درواقع صاحب یکی از خصلت‌های امپریالیستی هستیم. وقتی که هدفمان همان لقاءالله و متصف شدن به صفات خداست، یعنی از شروع زندگیمان نیز می‌خواهیم با خصلت‌های جهانخواری مبارزه کنیم. حال در امپریالیزم این صفات و خصلت‌ها رشد کرده و توسعه پیدا نموده. اما در خود ما در یک مرتبه پایینی ممکن است باشد و اگر توجهی به همین خصلت‌هایمان نکنیم و با آنها مبارزه نکنیم در یک مرتبه بالاتری در باطل قرار می‌گیریم.

بعضی از افراد وقتی مبارزه با امریکا مطرح می‌شود فکر می‌کنند که امریکا یک پدیده مجرد است که اسلحه بکشند و با او بجنگند. در صورتی که پیامبر(ص) وقتی از جنگ احد برگشت فرمود که ما جنگ بزرگتری در پیش داریم که آن هم جهاد با نفس است. یعنی جنگ با همین شیطانی که در نفس‌هایمان لانه دارد و اگر ما با آن مبارزه نکنیم حتی به لب مرز رفتن نیز نمی‌تواند برای ما به منزله جنگ با امپریالیزم باشد چون در اینجا شکست خوردیم و در آنجا در مرتبه بالاتری حتماً شکست می‌خوریم.

در مورد ضدیت با صهیونیسم، باید این را عمیقاً باور کنیم که همان‌طور که سرخی را نمی‌توانیم از لاله‌های سرخ‌فام جدا کنیم و جزو لاینفک آن است، آزادی قدس و ضدیت با صهیونیسم و نفی موجودیت اسرائیل را نمی‌توانیم از جوهر انقلاب اسلامی جدا کنیم به عنوان مثال در روز بیست و دوم بهمن مردم خروشان و غران مستقل از ذهن جریانات و گروه‌ها، همان‌طوری که مجسمه‌های شاه معدوم را به زیر می‌کشیدند و به کاخ‌های ستم‌شاهی و شهر ساواک و... حمله می‌کردند، سفارت اسرائیل غاصب رانیز تصاحب کرده و به دست فلسطینی‌ها دادند. در سال‌های پس از کودتا وقتی شاه می‌خواست موجودیت اسرائیل را به رسمیت شناخته و سفارت اسرائیل در ایران تأسیس شود، آیت‌الله بروجردی هشدار دادند که اگر چنین شود، از ایران مهاجرت می‌کنم. آیت‌الله طالقانی نیز خطر صهیونیسم را برای جوانان پرشور می‌شکافتند و حتی به بازجوهای ساواک گفته بودند: این صهیونیسم است که مرا بازجویی می‌کند. و امام خمینی به دنبال نهضت روحانیت مسأله اسرائیل و صهیونیسم را بارها در داخل و خارج از ایران مطرح کردند و مجاهدین در پایگاه‌های فلسطین دوره‌دیده و در بیدادگاه‌های شاه جلاد از آرمان فلسطین دفاع کردند.

ممکن است عده‌ای بگویند ما چکار داریم به مسأله فلسطین؟ مشکلات خودمان زیاد است. در جواب باید گفت که آزادی قدس جزو لاینفک انقلاب است و دیدیم که در تظاهرات روز قدس قریب به 80٪ جمعیت فعال کشور شرکت کردند.

7- صدور انقلاب

مسأله صدور انقلاب مسأله‌ای است که در انقلابات دیگر نیز از آن صحبت به میان رفته ولی تحقق پیدا نکرده است. بعد از انقلاب اکتبر شوروی سیاست استالین بر این امر تحقق گرفت که اگر ما کمونیسم و پرولتاریا را در یک کشور تحکیم کنیم، بعد از آنکه یک کشور قوی و نیرومند ساختیم، می‌توانیم به انقلابات دیگر کمک کنیم. ولی صدور انقلاب را متوقف کردند و حتی از ملاقات میرزاکوچک که به شوروی رفته بود، با لنین جلوگیری کردند و علاوه بر اینکه او را تأیید نکردند، جریانات وابسته به شوروی در ایران علیه او اقداماتی انجام دادند. و یا در چین مائو بعد از انقلاب تا مدتی درها را بست و سپس صدور انقلاب را شروع کرد و از سال 1971 بعد از ارائه «نظریه سه جهان» جهت عوض شد و حالا هم که با امریکا اتحاد استراتژیک دارد.

همچنین الجزایر تا سه سال بعد از انقلاب همه سفرایش را از خارج خواست و جریانات درونی خودش را تحکیم بخشید.

پس می‌بینیم که ایران اولین کشوری است که بلافاصله بعد از انقلاب مسأله صدور انقلاب را مطرح کرده، حتی قبل از آنکه انقلاب در داخل تحکیم یابد، مسأله صدور انقلاب و بسیج مستضعفین در سطح جهان را مطرح می‌کند. ارتجاع مسلماً از این جریان آزادی قدس که مردم ایران فعالانه آن را تأیید کردند، وحشت خواهد کرد، البته ما با این شکل از تبلیغاتی که برای صدور انقلاب می‌کنند و جنبه مکانیکی پیدا کرده و منعکس شده و اول بار توسط وزیر خارجه شورای انقلاب مطرح شد، مخالفیم. ما با این مطلب که مطرح شده ما می‌خواهیم لشگرکشی کنیم و انقلاب را به این صورت صادر کنیم مخالفیم. باید توجه کرد که ما هر چه انقلاب مان را در داخل عمق بدهیم. این خود یک وسیله صدور انقلاب خواهد بود. البته تعبیری که ما از استقلال داریم این نیست که وجه منفی قضیه را بگیریم و مبارزه منفی بکنیم. بلکه برداشتی که امام و انقلاب ایران از استقلال دارند این است که: اگر ما موضع دفاع از مستضعفین منطقه نداشته باشیم و با آنان پیوند نخوریم، ارتجاع ما را خفه خواهد کرد. یعنی اگر ما به حال خودمان حرکت کنیم اسرائیل و کمپ دیوید و مصر و عراق و عربستان و تمام کشورهای مرتجع منطقه ما را خفه خواهند کرد، چرا که آنها در با ضرباتی که خورده‌اند، همچنین با شناختی که از مواضع 18ساله انقلاب دارند بهتر از بعضی گروه‌های داخل جوهر انقلاب را احساس کرده‌اند. حتی اگر سکوت هم بکنیم خواهند گفت مقدمه تهاجم است. پس چه بهتر که ما با مستضعفین منطقه پیوند بخوریم تا اگر مرتجعین خواستند به ما حمله کنند مستضعفین کشورشان بر علیه خودشان قیام کنند. یعنی اگر عربستان بخواهد به ایران حمله کند، خود خلق عربستان فرصت خوبی به دست خواهند آورد که در داخل به رژیم سلطنت موروثی آل سعود ضربه بزنند و یا می‌بینیم که در تجاوزی که عراق به خاک ما می‌کند، خلق آنجا و سازمان‌های سیاسی فرصتی پیدا کردند که به حکومت بعثی عراق حمله کنند.

در این صورت است که در این کشورهای مرتجع میلیتاریسم حاکم گشته و یا قراردادهای نظامی با امپریالیست‌ها می‌بندند تا ثبات داخلی‌شان حفظ شود و یا مثل عراق برای امنیت داخلیش از سربازان اردنی کمک می‌گیرند. و پیوندشان با مرتجعان منظقه آشکارتر می‌شود. و یا مثل عربستان که برای حفظ آل سعود از پاکستان یک لشگر نیرو وارد کرده و یا آواکس وارد نموده و یا پایگاه نظامی در اختیار امپریالیزم می‌گذارد که همه اینها به نفع مستضعفین منطقه است. مستضعفین منطقه خواهند فهمید که با چه رژیم‌های مزدور و وابسته‌ای سروکار دارند. و این را تاریخ نشان داده که استعمار مستقیم و آشکار میلیتاریسم قیام توده‌ها را تسریع خواهد کرد. تعجب اینجاست که وقتی امپریالیزم و صهیونیزم و کشورهای مرتجع منطقه در موضع باطلشان متحدند و جهانی عمل می‌کنند، چرا بعضی از مسئولین امر از جبهه جهانی مستضعفین وحشت دارند. در صورتی که تنها راه حفظ استقلال و تمامیت ارضی ما نیز می‌باشد.

پس این صدور انقلاب به این مفهوم در کادر استقلال ما می‌گنجد و کاملاً یک مفهوم جدیدی از استقلال کامل است، که توسط امام ارائه می‌شود.

مصدق و مدرس می‌گفتند موازنه عدمی یا موازنه منفی، باز آن هم یک شعار سلبی است. ولی صدور انقلاب و بسیج مستضعفین یک مفهوم جدید از استقلال است، که تا ما با مستضعفین منطقه پیوند نخوریم نمی‌توانیم هم انقلابی باشیم و هم نهضت اسلامی را تداوم دهیم. و هم استقلال و تمامیت ارضی خودمان را حفظ کنیم و این کاملاً درست است ولی ما در شکل صدور انقلاب حرف داریم.

در مملکت بعضی‌ها هستند که فکر می‌کنند «تنها راه صدور انقلاب از طریق خبرنگاران خارجی است.» و معتقدند اعدام‌هایی که از مهره‌های امپریالیزم شده، چهره انقلاب ایران را کریه جلوه داده است. به‌طوری که علی‌رغم تجاوز عراق به ما دولت‌ها از ما دفاع نکردند.»

ما معتقدیم که خبرنگارهای خارجی یک طبقه جهانی وابسته به صهیونیزم و امپریالیزم هستند و بهترین آنها که خبرنگار لوموند می‌باشد هیچ گاه از خط امام دفاع نکرده و از خط دیگری که تاکنون در خط انقلاب و امام نبوده‌اند دفاع کرده است و جریانات به ظاهر مترقی اروپا همچون سوسیالیست‌ها و سوسیال دموکرات‌ها که حامی این جریانات داخلی هستند، اسرائیل غاصب و خط خیانت کمپ دیوید را به رسمیت شناخته و از آن حمایت فعال می‌کنند.

این خبرنگاران خارجی، انقلاب ما را به شکل غلط تبلیغ می‌کنند و می‌خواهند در غرب هم تبلیغ بکنند. نه، با همین اعدام‌های انقلابی، با همین تقسیم زمین، با همین قطع صدور نفت به کارتل‌ها و با مواضع ضدصهیونیستی و ضدامپریالیستی، با همین اشغال لانه، با مبارزه سازش‌ناپذیر علیه سلطنت‌طلبان و پایگاه‌های امپریالیزم به بهترین وجهی انقلابمان صادر می‌شود. و توده‌های منطقه با ما پیوند می‌خورند. برای ما بسیج مستضعفین منطقه اصل است نه افکار عمومی غرب و نه در حد اعلای آن کارگران یقه‌سفید اروپا که اسرائیل را به رسمیت می‌شناسند.

این توده‌های بسیج شده منطقه‌اند که می‌توانند خواب راحت را بر نفتی‌های فراملیتی امریکایی اروپایی حرام کنند.

با یک اعدام انقلابی توده‌های عربستان به ما پیوند می‌خورند. از اینکه فئودال‌ها و خان‌ها را می‌گیریم و محدود می‌کنیم، توده‌های عربستان که زیر فشار فئودال‌ها و شیخ‌های آنجا هستند با ما پیوند می‌خورند. یک نماینده صهیونیزم را اینجا اعدام می‌کنیم. مزدوران ساواک را نیز اعدام می‌کنیم. این عمل تبلیغ سرخود است و خبر آنها به گوش توده‌های منطقه می‌رسد. علاوه بر آن، روزی 16 ساعت رادیو به زبان عربی داریم و تمام اخبار انقلاب ما به توده‌های مستضعف منطقه می‌رسد و این خودش شکلی از صدور انقلاب است اگر ما بخواهیم برای صدور انقلاب لشگرکشی کنیم در حقیقت این خودش محو انقلاب است یعنی انقلاب ما حالت مکانیکی و اشغال صهیونیستی پیدا می‌کند و آن چیزی که ما می‌خواهیم نیست. ما می‌خواهیم توده‌های منطقه متأثر از جوهر انقلاب ما بیدارتر گشته حرکت خودجوش انقلابی خودشان را شروع کنند. در این صورت است که کارد به استخوان امپریالیزم رسیده و اجباراً به جوهر انقلاب از خارج و داخل حمله خواهد کرد. که دفع این تجاوز به شیوه مکتبی متضمن رشد خلق و برکات و صدور انقلاب و متلاشی شدن متجاوز می‌باشد.

«ما کان الله ینمو»

«آنچه برای خدا باشد رشد و نمو خواهد کرد.»

والسلام

پاورقی(1) ـ یاللعجب که عده‌ای خود را امام زمانی می‌دانند و همان قدر که مار از پونه بدش می‌آید اینها از شعار آزادی قدس و فتح مکه بدشان می‌آید. در جبهه‌ها یافت نمی‌شوند و درد امت را احساس نمی‌کنند. امام زمان(عج) را در زندگی مرفه و مبارزه با دشمن فرعی می‌بینند با حامی بهائیت که اسرائیل غاصب باشد، کاری ندارند و با معلول‌ها مبارزه می‌کنند تا علت قوی‌تر گردد. ما به اینها سفارش می‌کنیم که قدم رنجه نموده و بروند ازمشتاقان واقعی امام زمان(عج) رهنمود بگیرند

(2) ـ این همان تحقق منطق اسلامی، قرآنی و منطقی امام است که «اناللله و انا الیه راجعون»یعنی که ما مال خداییم و به سوی او رجعت‌کنندگانیم یاللعجب که اگر این روزها کسی صحبت از «خدامالکی» کند، او را تکفیر می‌نمیاند. حال آنکه خط تکفیر «خدامالکی» همان خط نجنگ در شهرهاست.

(3) ـ به صحبت‌های امام در تفسیر آیه «اقرا باسم ربک الذی خلق» و همچنین مقاله «قرائت توده‌ها» که بعداً در این نشریه خواهد آمد مراجعه شود.

 

پیام فقیه عالیقدر آیت‌الله منتظری به مناسبت دهه فجر

بسم الله الرحمن الرحیم

«واعتصموا بحبل الله جمعیا ولاتفرقوا واذکروا نعمت‌الله علیکم اذ کنتم اعداعاً فالف بین قلوبکم فاصحبتم بنعمته اخوانا»

امت مسلمان و قهرمان ایران، برادران و خواهران مسلمان – ایدکم الله تعالی ـ اکنون که به فضل الهی در آستانه چهارمین سال پیروزی انقلاب اسلامی ایران قرارگرفته‌ایم از آنجا که این لحظات مصادف با روز تاریخی بازگشت رهبر بزرگ انقلاب به این سرزمین و نیز شروع دهه فجر می‌باشد، طبیعی است که حوادث تاریخی و سرنوشت‌ساز و خاطرات شیرین و تلخ آن روزهای بزرگ را با خود تداعی می‌کند.

اینک فرصت را مغتنم شمرده ضمن تجلیل شایسته از دستاوردهای عظیم مادی و معنوی انقلاب نکاتی را یادآور می‌شوم:

1- در طول سه سال پس از پیروزی انقلاب، ملت و انقلاب ما شاهد توطئه‌ها و کارشکنی‌های گوناگون ابرقدرت‌ها و عمال خارجی و داخلی آنان بود. این توطئه‌ها که پس از گذر از مراحل اقدام به کودتا و طرح حمله نظامی و فشار اقتصادی و هجوم تبلیغات و تحریم همه‌جانبه همزمان با تشدید تروریسم و تقویت گروه‌های منحرف با جنگ تحمیلی رژیم وابسته صدام اوج گرفت ملت ما را مقاوم‌تر و انقلاب را پایدارتر نمود تا جایی که رشد و مقاومت و ایمان ملت ما دنیا را متوجه به خود و دشمنان اسلام را مأیوس ساخت. آنها تمام آمال و اهداف شیطانی خود را در شروع و ادامه این جنگ استعماری برآورده می‌دیدند ولی اراده و ایمان ملت ما همچون گذشته خلاف آن را ثابت کرد. امروز جنگ و فداکاری در جبهه‌ها و پشت جبهه‌ها برای ملت قهرمان ما یک امر عادی گشته است.

2- رژیم صدام با کمک‌های نامحدودی كه از بلوک غرب و شرق و مزدورانی همچون شاه حسین قاتل انقلابیون فلسطین و دشمن اسلام و عرب به او می‌شود در برابر ملت مصمم ما احساس حقارت می‌کند و شکست خود را بالعیان می‌بیند. ارزش‌هایی که این ملت مؤمن و متعهد در این سه سال آفرید با تمام گرفتاری‌ها و مشکلاتی که بر سر راه حفظ دستاوردهای انقلاب خود داشت دنیا را متحیر و پوچی معیارها و معادلات مادی دشمنان اسلام را آشکار ساخت و مغزهای شیطانی متفکرین استعمار را به تحلیل ابعاد ناشناخته انقلاب اسلامی و به قول آنان آنچه در ایران می‌گذرد واداشت. عظمت و بزرگواری ملت ما تمام مشکلات و سختی‌ها را کوچک و قابل تحمل کرده است. ملت ما مسئولیت‌های خود را تاکنون به بهترین وجه در تمام شئون انجام داده و در برابر خدا روسفید و سرافراز خواهد بود.

3- از آنجا که اساس و زیربنای انقلاب ما اسلام به عنوان یک مکتب کامل و جامع می‌باشد و شروع و تداوم آن تا پیروزی بر همین اساس بوده باید اسلام خالص را به عنوان فرهنگ عالی و اصلی انقلاب در تمام مراحل اداره انقلاب و کشور مراعات نمود ولی این بدان معنا نیست که هرکس با تظاهر و فریب و فرصت‌طلبانه خود را مکتبی و انقلابی جا بزند. در اداره کشور در شرایط کنونی مهمترین ویژگی که باید منظور داشت تعهد افراد عملاً نسبت به اسلام و لیاقت آنان برای انجام مسئولیت‌های محوله می‌باشد. اگر کسی مسئولیتي را بدون داشتن کفایت و لیاقت به کسی داد و یا خود قبول کرد نمی‌توان او را متعهد نسبت به اصل مکتب دانست.

در حقیقت، مسئولیت‌های اجتماعی که به سرنوشت یک انقلاب و ملتی مربوط است امانت‌های الهی هستند که به نص قرآن باید به دست اهلش سپرده شود: «ان الله یامرکم ان تودوا الامانات الی اهلها» بدون شک ایادی مرموز دشمن که به‌صورت جریانی خطرناک و احیاناً به‌صورت انقلابی ممکن است در فضای کشور خودنمایی کند با شیوه‌های پیچیده‌ای سعی می‌کنند انقلاب را از درون به حالت پوچی و انفجار بکشانند.

برای دشمن روشن شده که این انقلاب یا توطئه‌های نظامی و تروریستی از پای درنمی‌آید پس باید کاری کند که ملت به حالت یأس و زدگی و ناباوری نسبت به آینده انقلاب برسد. در این رابطه نباید از نقش عوامل نفوذی دشمن که منافقانه و فرصت‌طلبانه خود را مکتبی و در خط امام جا زده‌اند غافل ماند. اینان قهراً می‌کوشند جو سوءظن و بدبینی را بین نیروهای مؤمن و اصیل انقلاب تشدید کنند و مهره‌های خود را پس از خالی نمودن پست‌های حساس از افراد مؤمن و متعهد، به کارها بگمارند تا بتوانند به شکل پیچیده‌ای فرصت‌ها را از بین ببرند و نارضایتی تدریجی و عمومی را به ارمغان بیاورند.

ضمناً روش‌ها و اعمال تند و بی‌رویه دوستان انقلاب چه بسا ضربه‌های غیرقابل جبرانی به پرستیژ انقلاب اسلامی خواهد زد که جز خوراک تبلیغاتی برای دشمن نخواهد بود. به نظر می‌رسد انقلاب ما چنین مرحله‌ای را می‌گذراند و اگر مسئولین معظم پست‌های کلیدی، به این عارضه توجه نکنند، باید احساس خطر نمود. تنها راه حفظ انقلاب و گذر از این مرحله، تعبد نسبت به ضوابط شرعی و به کار بردن حالت تقوی و تسلیم در برابر رهنمودها و نصایح پدرانه مقام معظم رهبری انقلاب است. ما اگر در برخورد با افراد و مسئولیت‌ها تقوی و متانت را منظور داریم هرگز حاضر نیستیم از کلام یا عمل ما به انقلاب و افراد متعهد و در خط اسلام، ضربه‌ای برسد و راضی نمی‌شویم پرستیژ و چهره جمهوری اسلامی که تاکنون هزاران شهید و مجروح برایش داده شده در دنیا مشوه و خراب گردد. ما باید نه با زبان بلکه در عمل مقید و متعبد به اسلام و ضوابط آن باشیم. شعار بیش از اندازه، زدگی می‌آورد و از خاصیت آن در درازمدت کاسته می‌شود. اگر خدای ناکرده این امیدی که اکنون به پیروزی این انقلاب در جهان محرومین و مستضعفین به وجود آمده در اثر سوء تدبیر و یا خودخواهی و گروه‌گرایی و بی‌تقوایی ما به یأس مبدل شد در پیشگاه عدل الهی جوابی نخواهیم داشت رفتار ما باید برای افراد بی‌ایمان و احیاناً گول‌خورده و منحرف جاذبه داشته باشد. دشمن اصلی اسلام درصدد است از کوچکترین ضعف و اشتباه ما کوهی بسازد و بر ما و بر انقلاب بتازد. ما نباید به دست خود و با عمل خود دشمن را مجهز و مسلح نماییم و کاری کنیم که افراد سست ‌ایمان و بی‌تفاوت و کم‌تجربه جذب جناح دشمن بشوند. چه بسا جوانانی مخلص که در اثر برخوردهای غلط ما با داشتن زمینه‌های روحی مساعد و سابقه خوب، دشمن آنان را از ما گرفت.

من بسیار متأسفم که سردمداران گروهک‌های وابسته و منحرف با شیطنت از نقاط ضعف این جوانان عزیز سوءاستفاده نموده و به جای اینکه ما آنها را کشف و علاج و جذب نماییم آنان در مسیر اهداف شیطانی و استعماری خود از ضعف‌ها و کمبودهای نوجوانان استفاده بردند و آنان را از اسلام و ملت گرفتند. این موضوع را باید جدی گرفت و برایش فکری نمود و زمینه‌ها و ریشه‌های آن را بررسی و علاج کرد. امروز دشمن برای گرفتن این قشر پرارزش از ما – که سازندگان آینده هستند – سرمایه‌گذاری کرده و می‌کند. کسانی که آگاهانه یا ناخودآگاه با جوسازی و بدنام نمودن افراد متدین به این جریان خطرناک کمک می‌نمایند بدانند که عملاً آب به آسیاب دشمن می‌ریزند و به خدا پناه ببرند.

از سوی دیگر باید همچنان جاذبه انقلاب را حفظ نمود و این حقیقت هرگز با تعهد و تعبد نسبت به ضوابط شرعی منافات ندارد زیرا اسلام دین عقل و منطق است و هرگز با انقلاب واقع‌بینانه تضاد ندارد. برای دستیابی به این هدف بهترین راه همان به کار بستن عملی خط امام به تمام معنای کلمه می‌باشد. ما اگر بیانات صریح و قاطع امام – مدظله – را در تمام شئون به‌صورت یک جریان عظیم اسلامی تحلیل نماییم و الگو قرار دهیم هرگز دچار انحراف به چپ و راست نخواهیم شد و قوی‌ترین عامل بقا و گسترش انقلاب در آینده و حال، همین است و به همین دلیل ابرقدرت‌ها و به خصوص امریکا این جریان و افراد مربوط به آن را هدف اصلی توطئه‌های خود قرار داده‌اند.

4- از آنجا که انقلاب اسلامی ما بر محور کسب استقلال کامل با شعار نه شرقی و نه غربی شروع و پیروز شد طبیعی است که برای تأمین نیازها و رفع مشکلات آن نمی‌توان از الگوهای وارداتی شرقی و غربی استفاده نمود بلکه باید ملت مسلمان ما با ابتکار و خلاقیت و رشد فکری خود پاسخگوی آنها باشد و مهمترین منبعی که باید نیروهای لایق و متعهد به فرهنگ انقلاب را تربیت کند حوزه‌های علمیه و دانشگاه‌های کشور می‌باشد. مسئولین حوزه‌ها و دانشگاه‌ها باید با تشریک مساعی و همفکری نزدیک و ایجاد زمینه‌های تبادل فکری و فرهنگی بین دو قشر عظیم روحانی و دانشجو قدم اول را بردارند. آنها باید ترتیبی دهند که این دو نیروی خلاق و سازنده بتوانند مکمل یکدیگر باشند و از تجربیات و آموزش‌های مثبت یکدیگر بهره‌مند شوند و این مهم با تشکیل جلسات شعارگونه و بدون محتوی و برنامه به دست نخواهد آمد در حالی که بسیار شنیده می‌شود برای مسئولیت‌های تبلیغی و قضائی و فرهنگی کشور و انقلاب نیروی لایق و متدین به حد کافی نداریم حقیقت امر خلاف آن است. در حوزه‌های علمیه قم و شهرستان‌ها افراد و نیروهای فراوانی وجود دارد که باید اولاً عامل‌زدگی آنان را کشف و رفع نمود و ثانیاً ترتیبی داد تا از کانال صحیح مورد نظر طلاب و فضلا حوزه آن نیروها را کشف و جذب نمود و متأسفانه شورای عالی مدیریت حوزه برای انجام این مسئولیت مهم کاملاً موفق نبوده. جریان دانشگاه‌ها نیز به همین منوال می‌باشد. دانشجویان مسلمانی که به انقلاب و نظام جمهوری اسلامی معتقد باشند کم نیستند. مسأله مهم، شناخت نیازهای روحی و بحران‌های فکری نوجوانان است که معمولاً در سن جوانی با آنها مواجه می‌شوند و باید با تدبیر و روش صحیح با آن برخورد کرد و آنان را به اسلام جذب نمود.

5- انقلاب اسلامی ما علی‌رغم کارشکنی‌ها و پیمان‌های جهانی ابرقدرت‌ها و به راه انداختن شبکه وسیع تبلیغات صهیونیستی علیه آن راه خود را در جهان باز نموده و با سرعت در حال گسترش و نفوذ در دل‌های محرومین می‌باشد. ارزش‌ها و دستاوردهای معنوی و مادی انقلاب ما تمام ارزش‌های دنیای معاصر را که کلاً در اختیار ابرقدرت‌ها و ابزار دست آنهاست زیر سؤال قرار داده و پیشرفت‌های علمی و صنعتی و اجتماعی جوامع به اصطلاح پیشرفته وسیله‌ای جز برای تحمیل زورمندان و غارتگران بین‌المللی بر جهان سوم نخواهد بود. سازمان ملل با آن بودجه کلان و ظاهر فریبنده خود به‌صورت عامل مشروعیت مظالم پنج قدرت قوی جهان درآمده. جای تأسف است که ملل زیر ستم و مسلمانان جهان که بیشترین ثروت جهان در دست آنهاست هنوز چشم امید به این مرکز جهانی تزویر ابرقدرت دوخته‌اند. مگر نمی‌دانند که رژیم‌های غاصب و نژادپرستی همچون اسرائیل و آفریقای جنوبی در دامن همین مرکز به اصطلاح بین الملل مشروعیت و پرورش یافته و اگر احیاناً از گوشه‌ای صدایی بلند شود فوراً با چماق وتو که بفرموده امام – مدظله- بدتر از قانون جنگ است در نطفه خفه می‌گردد. آیا وقت آن نرسیده است که مسلمانان جهان به ندای آسمانی قرآن لبیک گفته همگی بر محور قرآن و سنت پیامبر اعظم(ص) و ائمه بزرگ اسلام(ع) از وابستگی‌ها و سرسپردگی‌هاي طاغوت‌های جهان آزاد گردند و در سایه توحید کلمه و کلمه توحید یک قدرت الهی در جهت اجرای احکام و قوانین وحی تشکیل داده و بشریت مظلوم و محروم را از چنگ استکبار جهانی نجات دهند؟ آیا دولت‌های عرب منطقه نمی‌خواهند از سرنوشت سپاه صدام مزدور و کافر عبرت گیرند و با آتش‌ بازی نکنند؟ چرا خود را ملعبه امریکا و اسرائیل و به‌صورت عامل اجرای مقاصد استعماری آنها درآورده‌اند؟ چرا از قدرت اسلام و یک میلیارد مسلمان و ذخایر خدادادی که در اختیار دارند غافلند؟ تا کی بی‌اعتنایی به اسلام و امت مسلمان و خودفروشی به مستکبران شرق و غرب را شیوه خود قرار می‌دهند؟ مسلمانان جهان بیایید همه با هم دست اتحاد و برادری به هم دهیم و از غول‌های استکبار جهانی و امپریالیست‌های جهانخوار نترسیم به اسلام چنگ زنیم و به برکت اسلام مستضعفین جهان را نجات دهیم. ولاتخافوا ولاتحزنوا و انتم الاعلوا ان کنتم مؤمنین» از خداوند بزرگ نصرت و عظمت اسلام و مسلمانان و رشد و شکوفایی حرکت‌های اسلامی در جهان محرومین و قطع ایادی کفر و استکبار جهانی و پیروزی نهایی رزمندگان اسلام و نجات دو ملت مسلمان ایران و عراق را مسألت دارم.

والسلام علیکم و رحمت‌الله و برکاته

11/11/60

حسینعلی منتظری

 

پیام آیت‌الله منتظری خطاب به مسئولین دولتی و قضائی و سپاه

بسم الله الرحمن الرحیم

خدمت عموم برادران و خواهران مسلمان و متعهد ایدکم الله تعالی اکنون که در آستانه هفته وحدت و شروع مراسم باشکوه آن قرار گرفته‌ایم لازم است برحسب وظیفه پس از تقدیر و تشکر از استقبال و حمایت شخصیت‌های بزرگ دینی و سیاسی و ارگان‌های انقلاب اسلامی و انجمن‌های اسلامی داخل و خارج و بسیاری از نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی و ائمه جمعه و جامعه مدرسین و جوامع روحانیت تشیع و تسنن و تعدادی از مؤسسات دولتی و خصوص که پیرو تأیید قاطع مقام معظم رهبری از پیشنهاد هفته وحدت به عمل آمده، نکاتی را تذکر دهم:

1- دشمنان شرقی و غربی اسلام چه بخواهند و چه نخواهند، پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران افق جدید و راه‌ تازه‌اي برای بشریت استعمار شده جهان سوم به وجود آمده و هر روز در گوشه و کنار کشورهای زیر سلطه غرب یا شرق حرکت‌هایی بر مبنای دین و با الهام از انقلاب اسلامی ایران در حال شکوفایی است در این رابطه، جهان اسلام که از دیر زمان گرفتار رژیم‌های وابسته به کفر جهانی می‌باشد، از اهمیت خاصی برخوردار است. ابرقدرت‌ها و به خصوص امریکا نتوانستند وحشتشان را از گسترش این حرکت الهی که از سرزمین مقدس ایران به رهبری یکی از بندگان صالح و خالص خدا حضرت امام خمینی مد ظله شروع شد، مخفی کنند و با تمام قدرت و توان می‌کوشند به دست عمال و مزدوران خود مسلمانان را در محرومیت، اسارت، تفرقه و خصومت نگاه دارند و در حالی که اسرائیل این مولود نامشروع امریکا، هر روز به فکر توسعه‌طلبی و اشغال سرزمین‌های بیشتری از مسلمانان می‌باشد، رژیم‌های وابسته، در کشورهای اسلامی به فکر شناسایی آن و تقویت جبهه امپریالیستی و سرکوبی نهضت‌های اسلامی و مردمی خود می‌باشند. اگر کمک‌های نظامی و اقتصادی که تاکنون از طرف این رژیم‌ها به حکومت متجاوز و رو به زوال صدام شده است، صرف کشورهای مترقی در حال جنگ با اسرائیل می‌شد به‌طور قطع، تاکنون اثری از فتنه جهانی اسرائیل بر جای نمانده بود و ملت آواره فلسطینی به خانه و کاشانه خود بازگشته بودند. حکومت‌های منطقه راهی جز سقوط و یا برگشت به اسلام و پیوند با مردم خود ندارند. آنها خوب است از سرگذشت رژیم شاه معدوم آموخته باشند که فشار و خفقان و سرکوبی مردم ما با وجود حمایت و تلاش ابرقدرت‌ها، پایانی جز هلاکت و سقوط ندارد آنها اکنون که صدام کافر رو به سقوط و اسرائیل در صدد تجاوزات جدیدی است، با چه منطقی با امریکا همصدا شده و به جای تشکیل جبهه متحد اسلامی و تقویت جبهه پایداری و بسیج نیروهای اسلام و جنگ با کفر و اسرائیل، خود را پیمان‌های استعماری امریکایی گرفتار کرده و منطقه را بیش از پیش متشنج می‌سازند و مع‌الأسف هنوز هم دم از طرح مرده فهد و امثال آن می‌زنند.

2- به برادران مسئول در اداره کشور و انقلاب اسلامی تذکر می‌دهم هم اکنون که ما در حال سازندگی کشور خود می‌باشیم، بیش از شعار به عمل و کار مخلصانه نیاز داریم و نباید بیشتر از این، نیروی خود را در مصاحبه‌ها و وعده‌ها و عیدها صرف کنیم. مردم ما از مصاحبه‌های مکرر خاطره خوش ندارند چه لزومی دارد کارهایی که هنوز به انجام نرسیده و فقط مقدماتی از آنها ترتیب داده شده در شعارها و مصاحبه‌ها مطرح کنیم؟ بجاست بیش از هر چیز، عمل نشان دهیم و ملت را با عمل دلگرم‌تر کنیم.

3- در برخورد با مسائل جاری، باید فقط ضوابط شرعی و انقلابی را منظور داشت و در این مورد، بسیار شنیده می‌شود برادرانی که در صداقت و حسن نیتشان شکی نیست، ناخودآگاه تحت تأثیر جو کاذب و القائات مرموزی واقع می‌شوند که نتیجه‌ای جز تشدید جو سوءظن و بی‌اعتمادی عمومی و منزوی نمودن افراد متدین اعم از روحانی و غیره که سال‌ها در خط امام بوده و لحظه‌ای در انجام وظایف انقلابي چه قبل و چه بعد از پيروزي انقلاب کوتاهی ننموده‌اند، نخواهند داشت. اين‌گونه برخوردها، صحنه کار و فعالیت را از افراد مؤمن به انقلاب اسلامی و فداکار خالی می‌کند و در نتیجه به جای آنان، افرادی فرصت‌طلب، متملق و غیرمتعهد به مکتب و انقلاب، منافق‌گونه جایگزین می‌شوند و در نهایت، انقلاب از درون به پوچی و انفجار کشیده خواهد شد و نسل جوان مسلمان و متعهد به جای گرایش به اسلام خالص اداره انقلاب و کشور، جذب گروه‌های منحرف و وابسته می‌شود و این امر چیزی جز خواست دشمنان اسلام را دربر نخواهد داشت در همین رابطه، مسئولیت افراد مؤمن مسلماً بیشتر از دیگران خواهد بود. آنان باید با در نظر گرفتن مصالح و آینده انقلاب و به‌کارگیری قاطعیت و پرهیز از محافظه‌کاری در برابر جریانات و جوهای مسموم و تندروهای جاهلانه، مقاومت کنند ما در انقلاب خود هدفی جز تحقق عدالت اسلامی و عمل به دستورات مقدس این مکتب‌ الهی نداشته و نخواهیم داشت مشی پیامبر بزرگ اسلام و ائمه‌اطهار علیهم‌السلام و رهنمودهای بجا و صریح مقام معظم رهبری انقلاب زمینه هر نوع ابهام و شبهه‌ای را از بین خواهد برد. افراد یک بعدی و تندرو خیال نکنند به اسلام خدمت می‌کنند، آنان ناخواسته و چه بسا با حسن نیت زمینه را برای انحراف و سقوط اصل انقلاب فراهم می‌نمایند و با اعمال جاهلانه و خارج از قانون خود، پرستیژ جمهوری اسلامی را در دنیا مشوش می‌سازند و این امر گناهی بس بزرگ است امروز جامعه ما، فوق‌العاده نیاز به احساس امنیت جانی و مالی دارد و همان‌گونه که امام مدظله کراراً فرموده‌اند اگر کسی گناهکار و مستحق مجازات تشخیص داده شد مسئولین مربوطه به هیچ وجه نباید متعرض بستگان و منسوبین وی شوند و یا تحت تأثیر روحیه انتقامجويي و عصبانیت خارج از حد و مرز شرعی عملی انجام دهند. مقامات عالی قضائی و سپاه موظفند تنها افراد توجیه شده و مقید به دستورات اسلام را به چنین مأموریت‌هایی که به جان و مال مردم مربوط است بگمارند و نظارت‌های مستمر و همیشگی را بر جریانات داخلی بدور از چشم آنان داشته باشند. دادگاه‌ها نباید به شکلی عمل کنند که سوژه تبلیغاتی به دست ضد انقلاب داده و در برخورد با متخلف امنیت عمومی را خدشه‌دار سازند.

شایان توجه است عمل و رفتار ما بهترین الگو و عامل صدور انقلاب خواهد بود زیان ناشی از عملکرد اینگونه افراد تک‌بعدی و تندخوی، کمتر از زیان دشمنان اسلام نخواهد بود و اینان با پاکی فطرت و حسن نیت خود عملاً به ادامه و گسترش انقلاب ضربه می‌زنند و در حقیقت دوست نادان خطرناک‌تر از دشمن دانا خواهد بود.

باز هم تکرار می‌کنم که بر همه ما لازم است ناخودآگاه تحت تأثیر سوابق و جریانات شخصی، جوها و عصبانیت‌ها قرار نگیریم و از میل و خواست درونی خویش به خاطر اسلام و انقلاب بگذریم.

در خاتمه توفیق همگان را در راه خدمت با سلام عزیز و تعظیم شعائر بزرگ اسلام و پیروزی رزمندگان شجاع در جبهه‌ها و علو درجات شهدای راه اسلام و انقلاب و تنبه و بیداری فریب خوردگان و دفع شر ابرقدرت‌های استعمارگر را از خدای منان مسئلت می‌نمایم.

والسلام علیکم و رحمت‌الله و برکاته

شانزدهم دیماه شصت. قم – حسینعلی منتظری

«داخلی»

جمهوری اسلامی 7/10/60

آیت‌الله منتظری در دیدار با دانشجویان مسلمان افریقایی در مورد صدور انقلاب گفتند: ما اسلام را می‌خواهیم و قصد خاک دیگران را نداریم. ما می‌خواهیم مسلمین در هر کشوری که هستند قدرت در دست خودشان باشد و امریکا و اسرائیل نتوانند منابع و ذخایر آنها را غارت کنند ما نمی‌خواهیم مسلمانان با آن همه نفت و معادن هنوز دست گدایی به سوی چپاولگران دراز کنند.

کیهان 22/10/60

مصاحبه آیت‌الله منتظری با خبرنگار هندی:

سؤال: مسلمانان هند از انقلاب پشتیبانی کرده‌اند و می‌کنند اما از کشتاری که در ایران به وجود آمده ناراحتی‌هایی دارند...

جواب:... جمعیتی که می‌ریزند در خیابان‌های تهران و اتوبوس آتش می‌زنند پاسداران می‌کشند و بیش از 72 تن از شخصیت‌های این مملکت... را می‌کشند اینها را چه بکنند. آیا جلوی فساد را باید گرفت یا نه جزای کسانی که با خدا و پیغمبر خدا جنگ می‌کنند و سعی در ایجاد فساد دارند جز کشتن چیست؟ معذالک تا آن اندازه که بشود اینها را نمی‌کشند تنها کسانی که دست‌بردار نیستند و می‌گویند ما تا آخر هم می‌کشیم و ترور می‌کنیم اینها را اعدام می‌کنند... سخن حضرت علی(ع) راجع به جنگ جمل: اگر چنانچه این ارتش جمل که به سرداری طلحه و زبیر فقط یک نفر از مسلمان‌ها را می‌کشتند برای من کشتن همه این ارتش حلال بود.

اطلاعات 22/10/60

آیت‌الله منتظری طی پیامی خواستار تعیین فوری ارگانی برای تأمین امنیت عمومی شدند و گفتند:... انتظار عمومی از مجلس شورای اسلامی آن است که به زودی و با توجه به تمام ابعاد و جوانب به مسأله تأمین امنیت عمومی که از چند وقت پیش در مجلس مطرح بوده یا تعیین ارگان معینی زیر نظر افراد متعهد خیر ولایق، رسیدگی و تصمیم قاطع اتخاذ نمایید.

اطلاعات 26/10/60

آیت‌الله محمدی گیلانی و معادیخواه با آیت‌الله منتظری دیدار و گفتگو کردند که این گفتگوها پیرامون وضع زندانیان زندان اوین و همچنین مسائل تبلیغاتی و ارشادی در داخل و خارج کشور بود.

 

سال اول، شماره 5، یكشنبه 1/فروردین/1361

اطلاعات   14/11/60

از سوی آقای منتظری حجت‌الاسلام حسین کرمانی مسئول تبلیغ و ارشاد در جبهه‌ها شد قسمتی از متن نامه آقای منتظری به حسین کرمانی بدین شرح است: چون لازم است در جبهه‌های جنوب و غرب کشور دائماً روحانیون متعهد جهت تبلیغ و ارشاد رزمندگان عزیز و تشویق و دلگرم کردن آنان و بیان مسائل و احکام، وجود داشته باشند و در این زمینه تقاضاهایی هم شده است، لذا به جنابعالی توصیه می‌شود که به منظور فوق و نیز بالابردن روحیه جهاد و مقاومت در ارتشیان عزیز و پاسداران شجاع و نیروهای بسیج و مردمی فداکار، ضمن شناسایی افراد لایق و متعهد و اعزام آنان به جبهه‌ها، متناوباً به جبهه‌ها رفت و آمد و بر جریان صحیح مسئولیت فوق‌الذکر نظارت بفرمایید.

کیهان 19/11/60

تیمسار ظهیرنژاد با رؤسای ستاد مشترک ارتش در قم با آیت‌الله منتظری ملاقات کردند و گزارش جبهه‌ها را تقدیم کردند.

آیت‌الله منتظری گفتند: برادران عزیز سپاه فرزندان شما هستند و باید به این چشم به آنان نگاه کنید و تجربیات و آموزش‌های نظامی خود را کاملاً در اختیار آنان قرار دهید و آنها متقابلاً از آموزش‌های اسلامی و مکتبی شما را غنی خواهند ساخت بايد از تندروی‌های بی‌رویه جلوگیری گردد.

اطلاعات  24/11/60

آیت‌الله منتظری در دیدار با پرسنل نیروی هوایی گفت: وجود ارتش متعهد و منسجم نیروی کارآمد یک ملت را در راه رسیدن به استقلال و خودکفایی برای افزایش می‌دهد وی افزود: اگر در این راه که نوعی عبادت محسوب می‌شود سختی‌هایی وجود دارد و یا به خاطر شرایط انقلابی کشور احتمالاً تشویقی انجام نمی‌گیرد از ادامه تلاش خود برای بازسازی و خودکفایی تسلیحاتی کشور کوتاهی نکنند... اکنون اگر همت کنید و خودتان یک هواپیمای یک موتوره بسازید از فانتوم و میگ ابرقدرت‌ها بسیار باارزش‌تر است.

اطلاعات  25/11/60

آیت‌الله منتظری:... رژیم صدام رو به شکست می‌رود، امریکا مهره دیگر خود شاه خائن اردن را وارد عمل کرده... نیروهای به اصطلاح داوطلب اردنی کوچک‌ترین تأثیری در جبهه‌ها ندارند و از آنها تنها می‌توان در تقویت جناح‌های غربی که پس از سقوط صدام ممکن است روی کار آیند بهره برد...

اطلاعات  25/11/60

عده‌ای از طلاب حوزه علمیه قم طی راهپیمایی ساکتی به حضور آقای منتظری رفتند: آقای عبائی سخنرانی کردند سپس آنها طبق دستور 9 ماده‌ای امام به مناسبت 22 بهمن خواستار تعویض مدیریت حوزه شدند.

آیت‌الله منتظری گفتند:... در گذشته موانعی برای ایجاد نظم بود. ولی حالا آن موانع برطرف شده است. شما نمایندگانی به حضور امام و سایر مراجع بفرستید. همان‌طور که در دانشگاه انقلاب شده است باید در حوزه‌ها هم انقلاب شود... سازمان‌های جاسوسی با فرستادن جاسوس می‌خواهند حوزه را از بین ببرند.

راه مجاهد:

وقتی امام علم را وسیله‌ای برای عمل و عمل را وسیله‌ای برای بیداری نفس می‌دانند وقتی شیوه فهمیده‌ای جنگ را تأیید می‌کند، به نظر می‌رسد که حوزه‌های علمیه هم باید به حوزه‌های علمیه عملیه تبدیل شود تا مبلغین ما قادر باشند نیازهای توده‌های شهادت‌طلب را درک کنند. ما موفقیت آیت‌الله منتظری را در این امر از خداوند متعال خواهانیم.

اطلاعات  19/11/60

حجت‌الاسلام یزدی:... (خطاب به آقای منتظری): مردم مقلد شما نیستند مردم مقلد امام و سایر مراجع هستند... گفته شما نمی‌تواند به اندازه گفته امام جا بیفتد و آن وقت شما خرد می‌شوید و ما نمی‌خواهیم شما خرد شوید برای اینکه هم‌ردیف‌های شما مثل شما مجتهد هستند و همان‌طور که شما نظر دارید آنها هم نظر دارند... اینکه ولایت فقیه از امام به آقای منتظری و یا آقای مشکینی منتقل شود یا منتقل نشود خود از مسائل مورد بحث است که در میان فقهای ماست که بسیاری قبول ندارند و قابل انتقال نمی‌دانند و اکثر فقها از جمله خود بنده معتقدم که قابل انتقال نیست و بسیاری هم جایز می‌دانند و بعضی آقایان هم هیچ یک را.

اطلاعات  25/11/60

حجت‌الاسلام کروبی:... حضرت آیت‌الله منتظری با این سوابق علمی به تعبیر شهید آیت‌الله مطهري که تلگرافی را در سال 45 تنظیم کرده بودیم و به دنبال آن می‌رفتیم به زندان قزل قلعه برای ایشان نوشته بودیم حضرت آیت‌الله منتظری و خیلی از چهره‌ها هم امضا کرده بودند شهید مطهری فرمود که مسلماً باید آیت‌الله بنویسید از بسیاری از آنها که آیت‌الله هستند و در سطح مرجعیت هستند از خیلی از آنها از نظر علمی ایشان قوی‌تر هستند.

... ایشان این مسائل را هم می‌داند و می‌داند که مرحوم آیت‌الله بروجردی نسبت به آیت‌الله منتظری چقدر عنایت داشته است

... مقامات امنیتی مثل مقدم صریحاً گفته بودند که دیگر نمی‌گذاریم مرجع جدیدی درست بشود... در آن دوره‌ای که آیت‌الله منتظری زیر ضربات ساواک بود و دست‌های مرموزی هم تلاش می‌کردند به وسیله افراد صالح (اما ناآگاه) ایشان را بکوبند و مرعوب کنند یکی از افرادی که شدیداً در این جریان قرار گرفته بود و آیت‌الله منتظری را می‌کوبید خود آقای یزدی بود، حتی یک مقدار پولی که آیت‌الله منتظری به طلاب اصفهان به عنوان شهریه می‌داد، ایشان تحریم و حرام کرده بود. این را عرض می‌کنم که ایشان می‌گویند نظریات من هم معیار است، ملت بداند به نظر ایشان هم زمانی که آیت‌الله منتظری از طرف ساواک کوبیده می‌شود و رژیم به آن امان نمی‌دهد اگر پول به طلاب می‌داد، حرام بود.

18/11/60

نقل از پیام انقلاب:

«تحلیلی بر پیام تاریخی فقیه عالیقدر آیت‌الله منتظری»

... با شکست مجدد دشمن بر روی نیروهای سیاسی امریکایی و در خط امریکا در محور رهبری بنی‌صدر برنامه‌ریزی کرده و به اصطلاح دست به یک کودتای خزنده سیاسی و بدون خون‌ریزی می‌زند. البته برای موفقیت این حرکت، دشمن دست به توطئه‌ای دیگری می‌زند و عملاً جنگ ناخواسته‌ای را بر ما تحمیل می‌کند. با افشای این حرکت نظامی، سیاسی دشمن توسط امام و حضور مداوم امت حزب‌الله در صحنه سیاست کشور، این توطئه نیز خنثی می‌شود. بعد از مأیوس شدن از رشد این جریان انحرافی در شرایط حساس جنگ دشمن امیدهای بازگشت و تجدید منافع خود را در تشدید مسأله جنگ می‌دید و در عین حال با تشدید تروریسم و تقویت گروه‌های منحرف سعی در ترور مدیران و برنامه‌ریزان نیروهای خط امام کرده تا حاکمیت کامل این نیروها نتواند تثبیت شود. البته این توطئه با فشارهای شدید تبلیغاتی و برچسب‌های ناچسب «نزدیکی ایران با مظهر نجاست منطقه یعنی اسرائیل» و همچنین محاصره شدید اقتصادی همراه با فشارها و تجاوزات خارجی و داخلی توأم بوده است. اما با عادی شدن جنگ برای مردم و کمک‌های بی‌دریغ مالی – انسانی مداوم آنها و تحمل فشارهای اقتصادی و مهم‌تر از همه حضور گسترده و مداوم‌شان در صحنه سیاسی کشور و همچنین برخورد فعال جهت سرکوبی ضد انقلاب در شکل‌های مختلف تا کنون توانسته‌اند حضور و پایداری و ثبات اصل سیاسی انقلاب اسلامی را در منطقه حساس خاورمیانه ثابت کنند.

 

سال اول، شماره 6، 1/2/61

آیت‌الله منتظری امید امت و امام

اطلاعات   2/12/60

اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با فقیه عالیقدر حضرت آیت‌الله منتظری دیدار و گفتگو کردند... آیت‌الله منتظری طی سخنانی ضمن تأکید مجدد به لزوم پیگیری رهنمودهای اخیر امام پیشنهاد کرد از هر شهر و استانی نمایندگان متعهد و مدبر انتخاب شوند و پس از مشورت کامل با مدرسین حوزه علمیه و مراجع عظام طرح‌های جامع و معقول ارائه شده را به نظر نهایی امام برسانند.

راه مجاهد:

امید موفقیت ایشان را در پیشبرد امر انقلاب فرهنگی در حوزه و ایجاد حوزه‌های علمیه عملیه داریم.

اطلاعات   2/12/60

پیرو رهنمودهای رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران مبنی بر ایجاد تحول و دگرگونی در حوزه‌های علمیه مشهد و قم و نیز تربیت قضات و مبلغین اسلامی در حوزه‌های علمیه دیروز همچنین گروهی از علما و مدرسین حوزه علمیه مشهد با آیت‌الله العظمی شیرازی دیدار و گفتگو کردند... در این دیدار آیت‌الله العظمی شیرازی طی سخنانی گفت: ایجاد یک تحول اساسی و دگرگونی بنیادی در حوزه‌های علمیه قم و مشهد که رهبر محترم انقلاب حضرت آیت‌الله آقای خمینی به آن تأکید کرده‌اند امری ضروری است به ویژه اینکه شرایط بحمدالله مساعد است و تحول در حوزه‌های علمیه مشهد مقدس هم که یک حوزه کهنسال است لازم و حتمی است.

اطلاعات  2/12/60

سمینار سراسری حزب جمهوری اسلامی به کار خود پایان داد. در این سمینار رهنمودهای آیت‌الله منتظری و آیت‌الله مشکینی و آیت‌الله مرعشی نجفی گفته شد. آیت‌الله منتظری گفتند:... گاهی اوقات ممکن است افرادی متدین علاقه‌مند به جمهوری اسلامی حسن نیت دارد، ولی کارهای تندی بکنند که عاقلانه نباشد و این لطمه به اصل حزب و به اصل جمهوری اسلامی می‌زند شما برای اینکه مسئول هستید در هر جا سعی کنید جاذبه‌تان بیش از دافعه‌تان باشد. نمی‌خواهم بگویم اگر یک افرادی کمتر به آنها اعتماد است پست حسابی بدهید، نه پست‌ها و مقام‌ها باید به افرادی داده شود که که صددرصد مورد اطمینان باشند... در کار سوءظن نباشد، اگر فرضاً من منتظری هم نمی‌آمده ام تو حزب جمهوری اسم بنویسم مثلاً من جز حزب نیستم، تشخیص دادید که من در آن پست یا این مقامی که هستم به اسلام و انقلاب خدمت می‌کنم ولو اینکه جزء حزب نباشم اگر تشخیص دادند من خدمت می‌کنم بایستی مرا تأیید کنید و با ما همراه باشید نگویید نه این چون جزء حزب ما نیست، این بایستی برود کنار یکی دیگر بیاید جایش، این نباید باشد... به قول امروزی‌ها سعی کنید انحصارطلبی نباشد که حالا ما چون حزب هستیم هرچه غیرحزبی است باید بکوبیم...

ما سه سال از انقلاب می‌گذرد شعار، سمینار نمی‌دانیم کنفرانس، جلسه، انجمن ماشاءالله زیاد داشته‌ایم بایستی از این به بعد سعی بکنیم کارهای عملی زیاد باشد... چه بهتر که شما یک قدری از پول‌هایی که مثلاً ممکن است خرج پوستر و تبلیغات بکنید این جوری پول‌ها گیرتان آمد خرج آن کارهایی که خلاصه پیشرفت عملی کارها، تکنیک و صنعت و اینجور چیزهاست بکنید... شما هر کاری می‌توانید رنگ عبادت بهش بزنید، سعی کنید برای خدا باشد تا آن وقت بشوید حزب‌الله اگر حزب‌الله شدید انشاء الله غالب خواهید شد.

اطلاعات    5/12/60

آقای بهزاد نبوی در قم با فقیه عالیقدر آیت‌الله منتظری دیدار و گفتگو کرد. در این دیدار آقای نبوی گزارشی از فعالیت‌های ستاد بسیج اقتصادی را ارائه کرد و سپس آیت‌الله منتظری در مورد لزوم دادن اهمیت بیشتر به مسائل کشاورزی و زارعین و حمایت از ابتکارات و صنایع غیروابسته تولیدی برای شکوفایی اقتصادی کشور، دستیابی به خودکفایی در این زمینه‌ها رهنمودهایی ارائه کرد.

اطلاعات   8/12/60

آیت‌الله منتظری در دیدار با سفیر فلسطین: پس از مذاکره پیرامون انقلاب فلسطین و موضع‌گیری‌هایی که باید سازمان آزادیبخش فلسطین در موارد گوناگون اتخاذ کند، آیت‌الله منتظری پس از اعلام این مطلب که ما مسأله قدس و مسأله فلسطین را مسأله خودمان می‌دانیم افزود: ما با تمام وجود برای آزادی قدس از دست رژیم نژادپرست اسراییل تلاش کرده و ملت ما آرزو می‌کند به زودی جنگ تحمیلی رژیم وابسته عراق با پیروزی پایان پذیرد تا نیروی جمهوري اسلامی بتوانند جهت آزادسازی قبله اول مسلمین و بازگرداندن برادران و خواهران آواره فلسطینی به خانه و کاشانه‌شان به سوی مرزهای اسرائیل عزیمت کنند.

کیهان  8/12/60

فقیه عالیقدر آیت‌الله منتظری در مورد بسیج همگانی برای فراگیری علم و معرفت در برنامه درس فقه صدای جمهوری اسلامی: بر هر مسلمانی طلب علم واجب است، از نظر زمان محدود نيست. اطلب العلم من المهد الی اللحد. از نظر مکانی و جایی که انسان می‌خواهد درس بخواند، در هر جایی علم سراغ دارید باید به سراغش بروید... اگر مردم می‌دانستند که طلب علم چقدر فضیلت دارد و چقدر ثمره دارد ولو اینکه خون‌ها ریخته بشود و در دریاها فرو برود یعنی جایشان در معرض مخاطره قرار بگیرد. پس ما از منطق اسلام می‌فهمیم هر مسلمانی پیش هر کس که علم دارد برود به شرط اینکه مواظب باشد آلوده نشود... بنابراین بر همه مردم لازم است که به علم به‌طور کامل اقبال کنیم. همه علم‌هایی که مورد نیاز بشر است، چه برای دنیا و چه برای آخرت... جوری که ما خودکفا بشویم و از دنياي غرب بي‌نياز بشويم... بالاخره سفارش من به همه این شد که باید بسیج همگانی بین جامعه ما پیدا بشود که چه در علوم اسلامی و چه در علوم دانشگاهی، همه به علم و دانش و مطالعه بپردازند.

اطلاعات  22/12/60

- دیدار 90 تن از اعضای سپاه پاسداران سراسر کشور که یک دوره سه ماهه آموزشی مربی عقیدتی را در قم گذرانده‌اند با فقیه عالیقدر آیت‌الله العظمی منتظری: در این دیدار آیت‌الله العظمی منتظری خطاب به آنها گفتند: اگر خدای نکرده یک عضو سپاه، انحراف اخلاقی و عملی داشته باشد، این را به حساب هم می‌گذارند. توقع مردم از برادران سپاهی که از متن انقلاب جوشیده‌اند، خیلی زیاد است. مردم انتظار دارند که افراد سپاه را نمونه مجسم تربیت و اخلاق اسلامی ببینند... در رفتار با مردم، کاملاً مطابق با موازین شرعی و بر اساس رعایت جوانب اخلاق اسلامی عمل کنند و از تندروی و دست زدن به اعمال انتقام‌جویانه پرهیز نمایند... برای اینکه انقلاب رشد یابد و به تمام نقاط دنیا صادر شود لازم است که همپای بسیج نظامی نسبت به یک بسیج علمی و عملی مبادرت شود. آنهایی که فقط به زمین و آب و خاک نظر می‌کنند بدانند که ما با سرزمین‌ها کار نداریم. ما با انسان‌ها کار داریم و می‌خواهیم تعالیم اسلام را در بین انسان‌ها نشر دهیم که اگر چنین شود، دیگر ریگان و برژنف، قدرت تعیین سرنوشت کشورهای دیگر را نخواهد داشت. ما می‌خواهیم ملت عراق ما بتوانند آزادانه برنامه زندگی خودش را بر اساس تعلیمات اسلام، طرح‌ریزی کند نه بر طبق دستورات ميشل عفلق مسیحی.

اطلاعات  22/12/60

-... آقای دکتر ولایتی به اتفاق دوتن سفرای جدید وزارت امور خارجه در کشورهای لیبی و یمن جنوی و همچنین معاوین و قائم مقام این وزارتخانه سی و سه نفر از کارداران، کنسولان سیاسی که قرار است جدیداً به محل مأموریتشان در کشورهای مختلف اسلامی عزیمت کنند در قم با فقیه عالیقدر حضرت آیت‌الله العظمی منتظری ملاقات کردند. ایشان در این دیدار گفتند:... عمل شما باید نشان‌دهنده تعهد شما به اسلام باشد به مسائل شرعی کمال اهمیت را بدهید... بر خلاف تبلیغات دشمنان اسلام برای ما آب و خاک و زمین مطرح نیست. برای ما دین و فرهنگ اسلام مطرح است هدف ما معرفی فرهنگ اسلامی اصیل به دنیاست به اسلام امریکایی. اسلامی که دین و سیاست را یکی می‌داند. اسلام که پیغمبرش در عین پیغمبری فرمانده مسلمین هم هست، نه اسلام ملک خالدی که دین را از سیاست تفکیک می‌کند...

ما این طور می‌خواهیم انقلابمان صادر شود و این مهم به وسیله نیروهای محلی بهتر می‌تواند عملی شود. لازم به تذکر است که در این زمینه شناسایی نیروها و افراد متعهد به اسلام و علاقه‌مندان به انقلاب برای رساندن پیام انقلاب اسلامی خیلی ضروری است.

 

سال اول- شماره 7، 1/3/61

آیت‌الله منتظری امید امت و امام

به نام خدای شهیدان

کیهان   21/1/61

آیت‌الله منتظری در دیدار با فرمانده نیروی زمینی، آیت‌الله کنی، روحانیت مبارز

وجود تفکر التقاطی در گروه‌ها که باعث رودرویی جوانان بعد از انقلاب شد.

گسترش تلاش فرهنگی و آگاه نمودن نسل جوان و فریب‌خورده

تفکر التقاط به عنوان یک جریان است.

راه مجاهد: متأسفانه التقاط به‌صورت یک چماق تکفیر و حربه‌ای برای تصفیه درآمده و خود این تکفیرکنندگان هنوز معنای التقاط را نمی‌دانند امیدواریم که توصیه آیت‌الله منتظری کارگر افتد.

کیهان  24/1/61

برداشتی از پیام آیت‌الله منتظری به مناسبت قیام فلسطینی‌ها

حرکت جدید فلسطین را مرحله‌ای تازه از انقلاب فلسطین دانستند.

شروع حرکت از مسجد مشابه انقلاب اسلامی ایران بود.

می خواهیم از علما و روحانیون مردم را حول محور اسلام بسیج کنند.

مردم فلسطین از شیوه‌های انقلاب اسلامی ایران الهام بگیرند.

ملت و دولت آمادگی دارند که به مردم فلسطین کمک کنند.

از کشورهای منطقه خواسته‌اند از این فرصت الهی استفاده و از فلسطین حمایت نمایند.

کوشش در جهت تشکیل و تقویت جبهه اسلامی برای نجات فلسطین نه از راه مذاکره سیاسی

ترس ابرقدرت‌ها از تکرار تجربه انقلاب ایران است.

اطلاعات  9/2/61

آیت‌الله منتظری در دیدار با مسئولین آموزش سیاسی، ایدئولوژیک سپاه...

... تأکید نمودند هرگز وظیفه سپاه دخالت در مسائل جزئی و اختلافاتی که مربوط به دادگستری است نمی‌باشد بلکه رسالت آن، حفظ انقلاب از توطئه‌های جهانی دشمنان اسلام و ابرقدرت‌ها در داخل و خارج کشور می‌باشد...

... آنچه مورد نظر من است این است که نباید قداست ارگان‌های انقلاب اسلامی را از بین برد و آنها را گرفتار تشریفات و کاغذبازی اداری معمول کنیم این ارگان‌ها همچون جهاد سازندگی و سپاه پاسداران و دادگاه‌های انقلاب اسلامی، باید از این قیود دست و پاگیر آزاد بمانند تا بتوانند به انقلاب اسلامی و کشور خدمت نمایند.

اطلاعات   9/2/61

آیت‌الله منتظری در دیدار با مسئولین سیاسی ایدئولوژیک نیروی دریایی:

... با توجه به مسأله گذشت در مکتب اسلامی سعی‌تان بر آن باشد که آنهایی را که انعطاف‌پذیر هستند جذبشان کنید و از آنها در مسیر انقلاب استفاده نمایید البته باید حساب ضدانقلاب را از این گروه‌ها جدا کرد... البته این مسأله باعث آن نباشد که به رده‌های پایین توجه نشود به کلیه کسانی که حتی به عشق وطن و حب وطن کار می‌کنند توجه داشته باشند و اگر می‌بینید در مسیر ضدانقلاب نیستند آنها را تأیید کنید چون روح اسلام در انقلاب آنها را منقلب خواهد کرد.

اطلاعات   11/2/61

آیت‌الله منتظری در دیدار با مردم:... بکوشید با اتکای خداوند قادر و توکل به امداد نیروهای غیبی آخرین ضربه را بر باقی‌مانده نیروهای کفر صدامی وارد سازيد و راه کربلای حسینی و قدس عزیز را باز نمایید.

اطلاعات   14/2/61

آیت‌الله منتظری در ملاقات با حجت‌الاسلام حکیم: لازم است که روحانیون متعهد عراق بیش از پیش در این امر مهم فکری نموده و سعی کنند رهبری انقلاب اسلامی را در عراق به دست گیرند تا مبادا ابرقدرت‌ها پس از سقوط صدام مهره‌های وابسته‌ای را روی کار بیاورند و خون‌های پاک مبارزین و مجاهدین عراقی به هدر برود.

آیت‌الله منتظری در دیدار با اعضای شورای هماهنگی تبلیغات... : ... از آنجا که انقلاب اسلامی یکی از اهدافش نجات مستضعفین جهان می‌باشد مناسب است روز بزرگ 15 شعبان را که سالگرد میلاد با عظمت حضرت امام مهدی(عج) است «روز جهانی مستضعفین» نامگذاری شود.

کیهان   16/2/61

آیت‌الله منتظری در دیدار با وزیر دفاع و کارکنان وزارت دفاع و مدیریت سیاسی ایدئولوژیک... شما فرماندهان نظامی در هر جا که هستید سربازان و زیردستان خود را مانند فرزندانتان حساب کنید و با آنها با زور عمل نکنید... به آنان علاقه نشان دهید و حتی با همان‌ها در امور مختلف مشورت کنید شما باید به آنها شخصیت بدهید و دلگرمشان نمایید چراکه گاهی یک سرباز یا درجه‌دار می‌تواند با تجربه‌ای که دارد راهنمای شما باشد... مهیا کردن افراد برای دفاع از اسلام بالاترین عبادت‌هاست شما نباید منتظر تقدیر این و آن باشید بلکه اجر زحمات خود را از خدا بخواهید... شما نباید زیاد هم منتظر رسیدن قطعات یدکی از امریکا باشید زیرا آنها را به شما نخواهند داد.

اطلاعات   24/2/61

آیت‌الله منتظری به مناسبت حرکت فلسطین:... ملت و دولت ما آماده است پس از پایان جنگ تحمیلی صدام مزدور با تمام قدرت و امکانات خود همدوش با دولت‌های مترقی عرب به نجات قدست عزیز و ملت مظلوم فلسطین بشتابد.

کیهان   2/1/61

آیت‌الله العظمی منتظری: بکوشید هرچه زودتر راه کربلای حسینی را باز کنید ‌ای دلاوران مسلمان شما سربازان امام زمان هستید. اکنون ملائکه الله و جنود الهی با شما همگام و همصدا هستند.

در روزنامه کیهان 8/1/61 مقاله‌ای از حجت‌الاسلام مصطفی پاینده تحت عنوان تحلیلی از پیام‌ها و رهنمودهای اخیر امام و فقیه عالیقدر آیت‌الله العظمی منتظری به چاپ رسیده است. این مقاله دارای چهار محور می‌باشد که محور اول آن مربوط به اصلاح و ایجاد نظم در حوزه‌های علمیه، در زیر قسمت‌هایی از آن را می‌آوریم:

الف – اگرچنانچه تصفیه و پاکسازی حوزه‌ها که امام فرمودند عملی نگردد، خط و خاطره‌های طلبه‌نمایان منحرف و جاسوسی چون گودرزی (رهبر گروه فرقان) و سیدضیاء و تقی‌زاده (دو طلبه نجف که پس از ضربه خودرن انگلیس در نهضت تنباکو به آنجا می‌روند) تجدید می‌شود. ب – اگر حوزه اصلاح و تزکیه نشود تهی‌مغزان و کوته‌فکران ظاهرنگر در حوزه‌ها رشد می‌کنند و اینگونه طرز تفکرها را رواج می‌دهند که مثلاً در زمان غیبت ولی عصر(عج) حکومت و عدل پا نمی‌گیرد و باید رژیمی بیاید که هرچه بیشتر ظلم و جور کند تا حضرت زودتر ظهور نماید و اصلاً دین از سیاست جداست. ج – اگر حوزه‌های علمیه اصلاح نشود و توسعه نیابد چگونه باید نیازهای فکری نسل جوان و فقر فرهنگی ناشی از رژیم گذشته را در ارتش و سپاه و اداره و کارخانه و مزرعه، دبستان و دادگستری و روستا و شهر پاسخ داد؟ پاسخ نیازهای فکری دانشگاه‌ها و مدارس عالی را پس از بازگشایی چه کسانی باید بدهند؟ مسئول انحراف فکری نسل جوان به دست گروه‌های وابسته در گذشته و آینده چه کسانی بوده‌اند و می‌باشند؟ د – اگر حوزه‌های علمیه اصلاح و گسترش نیابند چگونه باید روی‌آوری شدید محرومان افریقا، هندوستان و دیگر کشورها را به سوی اسلام جواب داد؟... به هرحال به نظر نمی‌رسد که كسي در دگرگون‌سازی و ایجاد نظم حوزه‌ها جز اقلیت ظاهرنگر تردید داشته باشد، بخواهد وضع حوزه را در شرایط کنونی با زمان گذشته مقایسه کند بنابراین باید به فرمایش امام الف – این کار، به ویژه از قم شروع شود. ب – آغاز و تداوم آن به فرموده آیت‌الله منتظری جز با کمک طلاب جوان و کلیه فضلا امکان‌پذیر نیست. ج – تنها نباید به اصلاح و نظم حوزه‌های موجود بسنده کرد بلکه بایست مدارس علمیه در شهرها و قم گسترش یابند. د – باید کتاب‌های درسی ملقح گردد.

ه ـ  از نیروهای مستعد و جدید حداکثر بهره برده شود. و – گسترش حوزه‌های تعلیمی بسیار راحت‌تر از اصلاح حوزه‌های موجود است.

چون از اول طلاب واجد شرایط با کمیت و کیفیت خوب رشد می‌کنند و به تدریج نیروهای ناباب منزوی می‌شوند.

كيهان 16/2/61

- آیت‌الله منتظری: اقتصاد اسلامی نظامی مستقل است بر اساس اصل مالکیت مطلقه خدا بر همه چیز که بر موازین قسط و رعایت حقوق همه افراد استوار شده است.(کتاب هیئت واگذاری زمین)

اطلاعات   7/1/61

آقای هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه: یکی از چیزهایی که قطعی است این است که تمام جهان و عمل انسان ملک خداست و مالکیت واقعی هم اینجاست... مالکیت انسان و خدا در عرض هم واقع نشده، هرچه را فکر کنید قبل از انسان خدا مالک است. پس مالکیت خدا واقعیت دارد اما انسان این جور نیست. مالکیت انسان قراردادی است. اگر کسی مرتد شد این قرارداد به هم می‌خورد.

کیهان   4/2/61

آیت‌الله منتظری در دیدار با مقامات قضائی – سیاسی اقتصادی کشور:

... ضمن اظهار تأسف از حمله وحشیانه اسرائیل به جنوب لبنان که با تحریک و تصویب امریکا عملی شد مجدداً بر لزوم تشکیل یک جبهه قوی نظامی – سیاسی بر علیه صهیونیسم تأکید کرد.

... همچنین نسبت به اهمیت مسأله که جذب بیکاران از طریق ایجاد زمینه‌های مساعد همانند زراعت و توجه بیشتر به گسترش کشاورزی در داخل کشور که موجبات رونق اقتصادی کشور را فراهم می‌کند تأکید کرد.