|
|
||||||
|
گزیده ▪ ▪ ▪ ▪ ▪ ▪
|
| فهرست چشم انداز 57 | صفحه اول | بایگانی سال 1388 |
چشم انداز ایران - شماره 57 شهریور و مهر ماه 1388
ریتسوس، شاعر مردم سیّد محمّد صدرالغروی شعر ریتسوس از آن مردم است. محبوبیت او در یونان با آوازه دوست آهنگسازش، میکیس تئودوراکیس قابل مقایسه است، زیرا در پیکار خویش همواره از اشعار او نیرو گرفتهاند. ریتسوس در شعری میگوید: ... بعدها نگویید که من کار مهمی انجام دادهام چرا که من، تنها به دیواری تکیه دادم که شما نیز تکیه داده بودید و تنها با شما رنج میکشیدم و با شما در رؤیا فرو میرفتم و تنها من و تو یکدیگر را یافتیم! ریتسوس با زندگی خلاق خود چنان اوجی یافت که لویی آراگون درباره اش گفت: ریتسوس رساتر از هر شاعر دیگری رازهای جهان را بر من باز میگشاید ... . او تمام زاریها و گلایههای مردم دردمند را بازگو میکند. ریتسوس پا به پای مردم رزمید و با آثار خود بر زخمها مرهم نهاد و بر دلهایشان نور امید نشاند. اشعار او آکنده از امید به آینده است. عشق به انسان و بیزاری از دشمنان مردم، ویژگی بارز شعر اوست. به خاطر این ویژگیهاست که ریتسوس در کنار مایاکوفسکی، نرودا، برشت و ... در جایگاه بزرگترین شاعران قرن بیستم قرار میگیرد. تئودوراکیس که بسیاری از اشعار او را به موسیقی درآورده درباره ریتسوس چنین میگوید: او عمیقتر از هرکس دیگری تپش قلب مردم را میشنود و پیام آن را بازمیگوید. او شاعر صادق سرنوشت غمبار یونان است. پیام انسانی ریتسوس در تمامی گیتی، پژواک مییابد. طنین گرم شعر او، آزادی و بهروزی همه بشریت را نوید میدهد: بشنوید که این باد وزیده از جنگلها چه سان در شهرهای آینده صفیر میکشد عظیم است این باد بس شادمان است و سرکش. چه سترگ است این باد! در هم خواهد ریخت همه دیوارها را دیوارهای میان جانها و قلبها دیوارهای برکشیده میان من و تو و باز میگشاید پنجره خورشید را به روی جهان گوش فرا دهید به خروش این باد در همه مرزهای جهان. زندگی ریتسوس با تاریخ پیوند ناگسستنی دارد. او در اول ماه مه 1909 در جزایر پلوپونز یونان به دنیا آمد. در سالهای پیش از جنگ جهانی دوم، وي در نشریهها قلم میزد و شعرش در خدمت مقاومت جانبازانه مردم قرار گرفت. او در سال 1947 به زنجیر کشیده شد. از سال 1948 به جزیره لیموس تبعید شد. ریتسوس در سال 1952 از فراموشخانه لیموس به میان مردم بازگشت و در سال 1967 بار دیگر به زندان افتاد. وي با اعتراض یکپارچه افکار عمومی جهان در سال 1970 از بند رست. او به پاس فعالیتهای خلاق هنری و پیکار خستگیناپذیر اجتماعیاش، در سال 1977 به دریافت جایزه صلح نائل آمد و درهمین سال برنده جایزه ادبی نوبل شناخته شد. از یانیس ریتسوس تاکنون بیش از هفتاد کتاب شعر و چند اثر نمایشی و مجموعه مقاله منتشر شده و آثار او به بیش از 24 زبان زنده دنیا از جمله فارسی ترجمه شده است. منابع: ـ همهچیز راز است!، یانیس ریتسوس، ترجمه احمد پوری، نشر چشمه 1385. ـ زمان سنگی، یانیس ریتسوس، ترجمه فریدون فریاد، نشر ثالث 1383. ـ نام دیگر عشق، یانیس ریتسوس، ترجمه علی عبداللهی، نشر امتداد 1382. ـ با آهنگ باران، یانیس ریتسوس، ترجمه قاسم صنعوی، خیزران، 1382. ـ دهلیز و پلکان، یانیس ریتسوس، ترجمه محمد علی سپانلو، ققنوس1380.
|
|||||
|
| فهرست چشم انداز 57 | صفحه اول | بایگانی سال 1388 | |
||||||