گزیده

▪ ▪ ▪ ▪ ▪ ▪

 

     فهرست چشم انداز 62  |  صفحه اول  |  بایگانی سال 1389  |    

 چشم انداز ایران - شماره 62 تير و مرداد ماه 1389

 

دکترین اوباما

منبع: ويكي‌پديا (5 فروردين 1389)

برگردان: فرزاد محمدزاده ابراهيمي

اوباما به هر حال در رأس ابرقدرتي چون امريكا قرار دارد و اين در حالي است كه نيروهاي مسلح امريكايي در شرق، ‌غرب، جنوب و تا حدي شمال ايران حضور دارند،‌ بنابراين به نظر مي‌رسد لازم باشد در جريان سير تغييرات مواضع اوباما باشيم. در اين راستا اين برگردان تقديم خوانندگان نشريه مي‌شود.

دکترین اوباما(Obama Doctrine) اصطلاحی است که اغلب برای توصیف یک یا چند اصل اساسی و شکل‌دهنده سیاست خارجی دولت باراک اوباما به‌کارمی رود. دکترین اوباما به‌طور رسمی اعلام نشده وخود او نیز تمایل چندانی برای پیگیری سیاست خارجی بیش از حد "اصولی و تابع دکترین خاص"  ندارد. این روزنامه‌نگاران و مفسران سیاسی هستند که درباره اصول دکترین اوباما به گمانه‌زنی می‌پردازند. به‌طور کلی این‌گونه می‌توان گفت که بخش اصلی دکترین اوباما توجه به مذاکره و همکاری بیش از رویارویی و یکجانبه‌گرایی در امور بین‌المللی است. برخی با تمجید از دکترین اوباما آن را تغییری مطلوب نسبت به دکترین بوش تلقی می‌کنند که بیشتر بر مداخله‌گرایی استوار بود. برخی دیگر همچون جان بولتون(John Bolton) سفیر سابق ایالات‌متحده در سازمان ملل با انتقاد از دکترین اوباما آن را بسیار آرمانگرایانه و ساده‌لوحانه دانسته، یادآور می‌شوند که چنین دکترینی سازش و مماشات با دشمنان ایالات‌متحده را در پی دارد.

پیش از ریاست جمهوری

اصطلاح "دکترین اوباما" مدت‌ها پيش از ریاست جمهوری اوباما و طی انتخابات مقدماتی حزب دموکرات مورد استفاده قرار گرفت.جیمزکرچیک(James Kirchick) در مقاله‌ای در پراویدنس ژورنال(Providence Journal) به تاریخ 28 اوت 2007،این اصطلاح را مورد استفاده قرار داد و عنوان کرد که دکترین اوباما این‌گونه خلاصه می‌شود: "ایالات‌متحده در برابر نسل‌کشی و کشتارجمعی بی‌تفاوت خواهد بود." این انتقاد زمانی مطرح شد که اوباما طی گفت‌وگويی با  اسوشیتدپرس در تاریخ 21 ژوئیه اعلام کرد "ایالات‌متحده نمی‌تواند از نیروی نظامی خود برای حل مشکلات انسانی استفاده کند و جلوگیری از کشتار و نسل‌کشی بالقوه در عراق دلیل چندان مناسبی برای نگه‌داشتن نیروهای امریکایی در آنجا نیست." در مقابل، هیلاری بوک(Hilary Bok) ضمن تکذیب ارائه چنین تصویری از سیاست خارجی اوباما توسط کرچیک،آن را نوعی تحریف قلمداد کرد.در همین راستا بوک با یادآوری انتخاب سامانتا پاور(Samantha Power) فعال ضد نسل‌کشی ازسوي اوباما به‌عنوان مشاور سیاسی خود، چندین گفت‌وگوي او را برشمرد که در آنها از وضعیت دارفور و دیگر نقاط ابراز نگرانی کرده است. بعدها و طی مبارزه انتخابات ریاست‌جمهوری با مک کین، اوباما عنوان کرد ایالات‌متحده بعضی مواقع و "در راستای تأمین بخشی از منافع خود" می‌تواند به مداخلات بشردوستانه اقدام کند.

اوباما طی مبارزه انتخاباتی و در پاسخ به پرسشی در زمینه دکترین خود عنوان کرد که دکترین او "همانند دکترین بوش(پسر) نخواهد بود، چراکه جهان پیچیده است." او در ادامه می‌افزاید که ایالات‌متحده می‌تواند "امنیت خود را در راستای امنیت و سعادت مشترک با دیگر کشورها و ملت‌ها ارزیابی کند." بر همین اساس چنین توصیفی از دکترین او ارائه شد:" دکترینی که در وهله اول درصدد خاتمه‌دادن به سیاست ترس است و سپس فراتر از شعارهای تبلیغی و توخالی پیشبرد دموکراسی به‌نام ارتقاي جایگاه و منزلت (ایالات‌متحده) حرکت می‌کند" و به این ترتیب می‌توان شرایطی را که در آن امریکا ستیزی گسترش یافته و از ترویج دموکراسی ممانعت به عمل آمده تحت‌تأثیر قرار داد. دین بارنت (Dean Barrnett)  از نشريه ویکلی استاندارد ضمن انتقاد از این سیاست، آن را ساده‌لوحانه توصیف کرده است. بارنت بر این باور است که تنها "جو ترس" نیست که در ورای افراط‌گرایی اسلامی قرار دارد، بلکه "چیزی فراتر از آن است". جورج دبلیو بوش رئیس‌جمهوری وقت ایالات‌متحده طی سخنرانی ماه می در کنست(پارلمان اسرايیل) به سیاست نویل چمبرلین(Neville Chamberlain) در برابر آلمان نازی اشاره کرد که این اقدام او انتقاد تلویحی از اوباما تعبیر شد.در همین راستا سناتورجو بایدن (Joe Biden) نامزد معاونت ریاست‌جمهوری و متحد انتخاباتی اوباما (معاون کنونی رئیس‌جمهوری امریکا) یادآورشد که اقدام بوش در حمله به یک سناتور ایالات‌متحده "زیر سؤال بردن جایگاه ریاست‌جمهوری ایالات‌متحده بود."

در سال 2008،اصطلاح دکترین اوباما توسط لین سوئیت(Lynn Sweet) از شیکاگو سان‌تایمز در تفسیری بر سخنان 15 ژوئیه سناتور باراک اوباما در مرکز وودرو ویلسون(Woodrow Willson)  مورد استفاده قرار گرفت. اوباما پنج ستون سیاست خارجی خود را در صورت انتخاب این‌گونه توصیف کرده بود: "بر پنج هدف ضروری در جهت امن‌تر ساختن ایالات متحده تمرکزخواهم کرد: پایان دادن به جنگ عراق و مسئولیت ناشی از آن،پایان‌دادن به نبرد علیه القاعده و طالبان، محفوظ نگه‌داشتن مواد و سلاح‌های هسته‌ای از دسترس تروریست‌ها و دولت‌های یاغی، دستیابی به امنیت واقعی انرژی و بازسازی اتحادهای‌ ما برای مقابله با چالش‌های قرن بیست‌ویکم."

سوئیت یادآور شده که این اهداف تکرار مقاله "تجدید رهبری امریکا" است که اوباما در تابستان 2007 برای مجله امور خارجی به رشته تحریر درآورده بود.

به عنوان رئیس جمهور

اندک زمانی پس از مراسم تحلیف باراک اوباما به‌عنوان رئیس‌جمهوری امریکا در20 ژانويه 2009، مفسرین سیاسی به ارزیابی دکترین اوباما در عمل پرداختند. بستن بازداشتگاه امریکا در خلیج گوانتانامو، عدم‌پذیرش عبارت "جنگ علیه تروریسم" و نزدیکی به روسیه از طریق انصراف از برنامه موشکی ضدبالستیک در لهستان و جمهوری چک، نشانه‌های روشنی از تغییر در اصول دولت بوش قلمداد می‌شدند.در اوایل ماه آوریل مارک امبیندر(Marc Ambinder) پیش‌بینی کرد که رئیس‌جمهوری می‌تواند گام‌های عملگرایانه‌تری را در وضعیت حقوقی بازداشت‌شدگان بردارد.  دانیل درزنر(Danial Drezner) استاد سیاست بین‌الملل نیز بر این باور است که دکترین اوباما متأثر از فیلسوف فرانسوی مونتسکیو است،کسی که تفکرش درسخنان درزنر این‌گونه خلاصه می‌شود: "نبردهای بی‌فایده، تضعیف درگیری‌های ضروری است." در تفسیر درزنر، دکترین اوباما اجتناب از سیاست خارجی بی‌ثمر و منفورانه به‌منظور تمرکز بیشتر روی مسائل ضروری و مهم است.

در 16 آوریل، ای.جی.دیون(E.j.Dionne) مطلبی را برای واشنگتن پست به رشته تحریر درآورد و دیدگاه مثبتی را درباره دکترین اوباما ارائه کرد. این مطلب در پی نجات موفقیت‌آمیز ناخدا ریچارد فیلیپس(Richard Philips) از چنگال دزدان دریایی سومالی نوشته شد. او دکترین اوباما را این‌گونه تعریف می‌کند: "نوعی واقعگرایی که از توسعه و به‌کارگیری قدرت امریکا هراسی به خود راه نمی‌دهد، اما این موضوع را هم مد نظر دارد که استفاده از آن باید به‌وسیله حدود عملی و خودآگاهی متعادل شود." دیون همچنین به تأثیر رینهولد نیبوهر(Reinhold Niebuhr) بر اوباما اشاره کرده و هشدارهای نیبوهر را خاطرنشان می‌کند که"بزرگترین خطرها برای دموکراسی از تعصب و کوته‌بینی ایده‌آلیست‌های اخلاقی ناشی می‌شود که از فساد موجود در خودخواهی و توجه بیش از حد به نفع شخصی آگاه نیستند" و دیگر این‌که "ملتی با درجه بسیار زیاد قدرت سیاسی بیشتر وسوسه می‌شود تا از حدود امکانات تاریخی خود تجاور کند."

در همان ماه و طی کنفرانس سران قاره امریکا در ترینیداد و توباگو موضوع دکترین اوباما مطرح و دوباره مورد سؤال قرار گرفت. اوباما در پاسخ گفت که "ایالات‌متحده قدرتمندترین و ثروتمندترین کشور روی زمین باقی می‌ماند، اما ما تنها یک کشوریم و مشکلاتی که با آنها روبه‌رو هستیم اعم از کارتل‌های مواد مخدر، تغییرات آب و هوایی و تروریسم، نمی‌تواند تنها به‌وسیله یک کشور حل شود." او بعدها رویکرد سیاست خارجی خود را بویژه در ارتباط با کشورهای اسلامی در سخنرانی مهم ماه ژوئن در دانشگاه قاهره با جزئیات بیشتری شرح و خواستار اصلاحات کشورهای غیردموکراتیک از داخل شد. تلاش‌های اوباما در راستای بهبود روابط خارجی تحسین سناتور سابق جمهوریخواه چاک هاگل(Chuck Hagel) را هم برانگیخت.هرچند رجینالد دیل(Reginald Dale) کارشناس سیاست خارجی معتقد است که سیاست مصالحه رئیس‌جمهوری، ایالات‌متحده را نسبت به دیگر کشورها همچون روسیه، چین و کره‌شمالی در موضع ضعف قرار می‌دهد. برخی انتقادها از اوباما نیز عمدتاً ناشی از نبود تعریفی مناسب در خصوص دکترینش است. چارلزکراتامر(Charles Karuthammer) درباره اوباما عنوان کرده که"به نظر من دیدگاه او نسبت به جهان بسیار ساده‌لوحانه است و تصور نمی‌کنم که بتواند دکترینش را بسط دهد."  آندرس استفانسون(Anders Stephanson) استاد تاریخ دانشگاه کلمبیا از زاویه دیگری موضوع را مورد بحث قرار داده و بر این باور است که سیاست خارجی کاملاً عملگرایانه و نبود ایدئولوژی تأثیرگذار می‌تواند در بازگشت امریکا به جایگاه ویژه و سابق خود مؤثر باشد.

موضوع دکترین اوباما یک باردیگر در مراسم اعطای جایزه صلح نوبل به باراک اوباما رئیس‌جمهوری امریکا در دسامبر 2009، در اسلو مطرح و مورد سؤال قرارگرفت. این مراسم ترکیبی از تحسین و انتقاد را از طیف‌های سیاسی مختلف در برداشت. اوباما در سخنرانی خود فرصت را غنیمت شمرد و ضمن پاسخگویی به برخی از انتقادها، درباره استفاده از نیروی نظامی در روابط بین‌الملل نیز به بحث پرداخت. اوباما معتقد است که در بعضی مواقع استفاده از نیروی نظامی لازم وضروری است. جان دیکرسون(John Dicerson) از اسلیت (نشريه آنلاین) مدعی است که رئیس‌جمهور با سخنرانی خود منتقدان محافظه‌کارش را که به او برچسب ضعف می‌زدند به نوعی ساکت کرد، درحالی‌که همچنان به استفاده از تعاملات دیپلماتیک تأکید می‌کرد. به‌طوركلی سخنرانی اوباما بازتاب خوبی داشت و موردتحسین شخصیت‌های محافظه‌کار سیاست امریکا همچون سارا پیلین(Sarah Palin)، بیوت گینگریچ(Bewt Gingrich)  و جان بوهنر (John Boehner) قرار گرفت.

منبع:

-Free encyclopedia, "Obama Doctrine". Wikipedia. Retrieved from, http://en.wikipedia.org/wiki/Obama_Doctrine. This page was last modified on 25 March 2010 at 21:16.

 

توضیحات زیر تصویرصفحه یک: سیاست خارجی بخش مهمی از مبارزه انتخاباتی باراک اوباما را در بر می گرفت و در همین راستا سخنرانی مهمی را در کنار بنای ستون پیروزی برلین ایراد کرد.

 

توضیحات زیر تصویرصفحه دو: بخش مهمی از سیاست خارجی دولت باراک اوباما، توجه ویژه به کشورهای اسلامی است. در 4 ژوئن 2009، رئیس‌جمهور امریکا سخنرانی مهمی با عنوان "آغازی نوین" در دانشگاه قاهره خطاب به مسلمانان ایراد کرد.

 

 

     |  فهرست چشم انداز 62 |  صفحه اول  |  بایگانی سال 1389 |