|
|
||||||
|
گزیده ▪ ▪ ▪ ▪ ▪ ▪
|
چشم انداز ایران - شماره 67 ارديبهشت و خرداد 1390
عزت برايم پدر بود گفتوگو با فريدون سحابي ●پيش از آغاز گفتوگو تسليت ما را بپذيريد، اميدواريم خداوند به شما و خانواده سحابي و همه دوستداران و علاقهمندان مهندس سحابي و هاله سحابي صبر بدهد. شما از مهندس سحابي 7 سال كوچكتر هستيد، اما سالهاي سال با ايشان مأنوس و همراه بوديد، از اينرو خاطرات مشترك زيادي با ايشان داريد كه ميتواند براي خوانندگان نشريه چشمانداز ايران شنيدني و راهگشا باشد. ●●مرگ براي همه بندگان خدا حق است و همه اين راه را خواهيم پيمود، ولي آنچه تأثربرانگيز است شيوه رفتن و مردن افراد است. مهندس سحابي يك عمر در راه عقيدهاش تلاش كرد و براي اين مملكت صادقانه و بدون هيچ چشمداشتي زحمت كشيد و در ذهن و قلبش هيچچيز بالاتر از اسلام و ايران و ايراني نبود. با توجه به تمام خدمات ايشان در طول عمر خود، حق نبود كه با او اينچنين رفتار شود و در تشييع جنازه ايشان، خشونت به جايي برسد كه دخترش در درگيري با مأمورين جان ببازد. ضايعه از دست رفتن هاله سحابي هم به سهم خود آنقدر دردناك و غمافزاست كه در اين روزهاي پرالتهاب، وفات مهندس سحابي را به مقدار زياد تحتتأثير قرار ميدهد. شيوه رفتن هاله بسيار تأسفبار بود. من ترديد ندارم كه اين وقايع در تاريخ نهضت ملي ايران جاودانه خواهد شد. مهندس سحابي در يك ماه آخر عمر خود سختي زيادي كشيد و بيماري، ايشان را بسيار دردمند و رنجور كرد، و اين لطف خدا بود كه نخواست، او بيشتر درد و رنج بكشد؛ به همين دليل خدا را شاكريم. ●حدود يك ماه ايشان در بيمارستان بودند، از همه جناحها به ايشان اداي احترام كردند، همه اينها بسيار پرمعنا بود. ●●ماجراهايي كه ما در راهروهاي بيمارستان پارسيان و مدرس گذرانديم، بسيار عجيب بود. من از دور نگاه ميكردم و ميزان قدرشناسي و معرفت مردم را آنجا عميقاً درك كردم. آنها فرد صادق و خدمتگزاري چون مهندس سحابي را در عمل و نظر ارج ميگذاشتند. اميدواريم خداوند اين عزت و احترام و ارزشي كه مهندس سحابي نزد مردم داشت را وسيله آمرزش ايشان در دنياي باقي قرار دهد. ●در سالهاي 1342 تا 1346 در زندان، ترجمه كتاب «ناسيوناليسم در ايران» توسط ايشان انجام شد كه به دست شما رسيد و بعداً در سال 52 شما آن را به ما دادید و آن را در سازمان تكثير كرديم. از آنجا که شما همیشه با ایشان بودید از او برایمان بیشتر بگویید. ●●اختلاف سني من با ايشان همانطور كه اشاره كرديد حدود 7 سال است و آنچنان فاصله زياد سني نداريم، ولي عزتالله سحابي هميشه براي من افزون بر برادر بزرگتر سمت پدري هم داشته است. پدر من روش و منش ديسيپليني و مقرراتي شديدي داشت، از اينرو من با برادرم خيلي مأنوستر بودم و از حمايتهاي عاطفي او برخوردار ميشدم، به عبارت ديگر «رويم بيشتر به او باز بود» ولي در عين حال او حكم يك پدر را هم براي من داشت. براي رفع مشكلات درسي و پاسخ به سؤالات ديگر هم، من بيشتر من به برادرم مراجعه ميكردم، بنابراين گزافه نيست كه بگويم بيش از برادر ارشد، برایم سمت ارشادي داشته باشد. من در سالهاي 1329 و 1330 كلاس ششم ابتدايي و اول متوسطه بودم و برادرم در انجمناسلامي دانشجويان بسيار فعال بود. به خاطر كشش و جاذبهاي كه براي من داشت، بسياري از اوقات، همراه او به جلسات سخنراني عمومي انجمن ميرفتم. اين جلسات در مدرسه نوبنياد نظامي در خيابان سپه قديم تشكيل ميشد. از آن زمان با ابعاد نظري و تئوريك دين، ديانت و ايمان آشنا شدم. در مباني اعتقادي كنوني خود ـ اگر خداوند بپذيرد ـ 50درصد را مرهون پدرم و 50 درصد را مرهون برادرم هستم. من از كلاس نهم در سال 1333 به تبعيت از مهندس سحابي، درگير بعضي فعاليتهاي اجتماعي ـ فرهنگي شدم و اين مرا به مسائل سياسي علاقهمند كرد. در طول زمان نخستوزيري مرحوم دكترمصدق، پدرم و به طوري كلي خانواده ما توجه و علاقه زيادي به راه و روش دكترمصدق داشت. پس از كودتاي 28 مرداد 1332 مهندس سحابي در ارتباط با روزنامه «راه مصدق»(ارگان نهضت مقاومت ملي ايران)،توسط فرمانداري نظامي تهران، دستگير شد و به زندان رفت. نخستينبار كه مهندس سحابي را گرفتند نيمهشب به منزل هجوم آوردند و خانه را جستوجو كردند. پدرم نيمهشب از خواب پريده بود و ناراحت بود، مادرم هم بسيار نگران شده بود، ما هم كه كوچكتر بوديم بسيار ترسيده بوديم. مادرم دائماً ميپرسيد خود «عزت» كجاست؟ وقتي ميخواستند بروند، من گفتم اگر قرار است برادرم نباشد مرا هم ببريد. افسري كه به خانه ما آمده بود، مرا به گوشهاي پرت كرد و مادرم مرا به كناري كشيد و در را بست. بعدها متوجه شدم كه در تمام اين مدت، مهندس سحابي در جيپ فرمانداري نظامي تحتالحفظ بوده و اجازه پياده شدن به او نميدادند. من از همان زمان در راه فعاليتهاي برادرم قرارگرفتم و حس ميكردم كه برادرم خيلي مظلوم است. او با مظلوميت، همه سختيها را تحمل ميكرد. ●من در برخورد با افراد مختلف شنيدهام كه ايشان هميشه خضوع و خشوع داشت و از واژههاي تند استفاده نميكرد و همواره با ادب، حوصله و صبر رفتار ميكرد. ايشان ايمان خللناپذير داشت، براي نمونه اگر اشتباهي ميكردند به سرعت درصدد جبران آن برميآمدند و هميشه پركار بودند؛ به نظر شما منشأ اين ويژگيها چيست؟ ●● بخشي از روش و منش انسانها تحتتأثیر جو خانوادگی و شیوه تربیتی والدین است. مورد دیگر که شخصیت هر فرد را شکل میدهد، ایمان و اعتقاد فرد است. سیستم و نظامی که همه ما در آن تربیت و بزرگ شدیم ساخته و پرداخته نظام تربیتی پدرم بود، که آن هم به نوبه خود، مرهون فرهنگ متعالی و ايمان عميق و راسخ ایشان است. من از کلاس پنجم متوسطه به جلسات صحبت و تفسیر قرآن مرحوم طالقانی در مسجد هدایت در خیابان استانبول میرفتم، مرحوم طالقانی در آنجا بعد از نماز مغرب و عشاء تفسیر قرآن میگفتند، اگرچه من همه حرفهای آیتالله طالقانی را نمیفهمیدم، اما محيط متجانس و دلچسب و نيز یکدستی و خلوص شخصیتي کسانی که به این جلسات میآمدند و اکثراً دوستان نزديك و آشنایان مهندس سحابی بودند، من را مجذوب میکرد. همه آنها مظهر ایمان و اعتقاد بودند و باورهای محکمی داشتند. فکر میکنم مهندس سحابی با دوستانی ارتباط داشت که همه از یک آبشخور فکری و تربیتی سیراب میشدند. این جمع و حلقه دوستانه و ضوابط تربیت خانوادگی، در مجموع موجب رشد و فزایندگیهای اخلاقی زیادی در او شده بود. من امروز گروه دوستان برادرم را به خوبی میشناسم و با اکثر آنها مأنوس هستم، اما خضوع، فداکاری و بیتوقعی مهندس سحابی در کارهای خیر و عمومی که برخاسته از ایمان و باور او بود، به نظر من ایشان را در میان دوستان و معاشرینش، بسیار ممتاز میکرد. شما هر قدر در مبانی اعتقادی خود محکمتر باشید بیشتر به صحنه اعمال صالح کشیده میشوید. به عبارت دیگر وقتی ابعاد کمی و کیفی ایمان و عمل صالح به اوج میرسد در تاریخ جاودانه میشوند. بهترین نمونه در این مورد، زندگی امام حسین(ع) است که جان خود و خانوادهاش را در راه ایمان و باورش در طبق اخلاص نهاد. عامل و انگیزه شهادت حسین بن علی(ع) چیزی جز ایمان راسخ و تسلیم بلاقید و شرط به خدای واحد خالق نبود. سیره و شیوه بزرگانی چون علی بن ابیطالب و حسین بن علی(ع) که بر تارک افتخارات تشیع میدرخشد، الگو و سرمشق زندگی سیاسی مهندس سحابی بود. ●یکبار مهندس سحابی در سخنرانی روز عید فطر در مؤسسه کارآموز گفت اگر ایمان افزایش پیدا نکند و ثابت بماند، مشمول آنتروپی و کهولت میشود، از این رو ایمان باید دائماً افزایش یابد. به نظر من ایشان به ایمان نوشونده توجه داشت. ●● باورهای قلبی، مثل جسم انسان نیاز به ورزش و پرورش دارد، فکر و تفکرات آدمی هم همین طور است، اگر مرتب تقویت و پالایش نشود، دچار ایستایی و رکود شده و کم کم کارایی خود را از دست میدهد. ایمان هم دارای بُعد تئوریک و هم بُعد عملی است. ابعاد تئوریک را با افزایش و عمق بخشیدن به شناخت میتوان رشد داد و بعد عملی هم در واقع متمم و کامل کننده هر فرایند ایمانی است. در منطق قرآن کریم باورهای قلبی در افراد مؤمن با عمل صالح همراه آن ارزیابی میشوند. شرط لازم برای رستگاری مؤمنین، اعمال صالحی است که مردم براساس ایمانشان انجام میدهند، گویی ایمان بدون عمل مشمول «بیمایه فطیر بودن» میشود؛«الا الذینَ امنوا و عملوا الصّالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر»(والعصر:3). از سوی دیگر سلوک و تعامل با افراد مؤمن و تصحیحاتی که طی معاشرت با آنها در تفکر و باورهای فرد مؤمن صورت میگیرد، خود موجب رشد و متعالی شدن فکر و اندیشه در انسان میشود. به عبارت دیگر، با حضور در صحنه عمل بسا که مؤمنین با مدارج ایمانی قویتر و برتر از خود آشنا شده و در مقام اصلاح و ترفیع خود برآیند. این همان پویایی و نوآوری در تفکرات دینی است. اشاره به زندگی مهندس سحابی، مثال بسیار خوبی در مورد پویایی ایمان نظری و عملی است؛ او کسی است که از 20 سالگی فعالانه در جهت تقویت و عمق بخشیدن اعتقاداتش در جهت تعالی ایران و بهروزی ایرانیان و نیز در پیادهسازی مبانی ایمانی در صحنه نظری و عملی، کوشش و مجاهدت کرده است. کسی که 25 درصد از عمر سیاسیاش را در زندانهای استبداد گذرانده و 75درصد آن را هم در راستای امر به معروف و نهی از منکر، تلاش بیوقفه نموده است. مهندس سحابی طی 60 سال، نمونهای از یک مسلمان مبارز و مجاهد، از خود ارائه داد که نامش و راهش را در تاریخ جاودانه خواهد ساخت. ●در مراسمی که به مناسبتهای مختلف برپا میشد، مهندس سحابی هنگام خواندن دعاهایی نظیر عرفه و یا کمیل، شدیداً تحت تأثیر روابط صاحبان این دعاها با خدا قرار میگرفت. رابطه عاطفی و معنوی ایشان را با ائمه اطهار و خدای متعال، چگونه توصیف میکنید؟ ●●مهندس سحابی ارادت بسیار زیادی به امام حسین(ع) داشت و ایشان را نماد باور، اعتقاد و تبلور ایمان در وجود انسان میدانست که به عمل تبدیل شده بود. دعای عرفه را از صمیم قلب میخواند و تحت تأثیر قرار میگرفت. شیفته شخصیت علیبنابیطالب(ع) و رابطه پاک و خالص ایشان با خدا بود. در قبال ایمان امیرالمؤمنین، احساس حقارتی توأم با احترام داشت. خضوع و خشوعش در برابر ذات باریتعالی فوقالعاده بود. این روزها خیلی از عشق صحبت میشود، ولی اگر عشق را حد اعلای خواستن و پیوستن بدانیم، فکر کنم رابطه مهندس سحابی با خداوند این گونه بود. ●دکتر یدالله سحابی پدر مهندس و خانم عطایی، همسر مهندس چه نقشی در زندگی ایشان داشتند؟همچنین اگر امکان دارد به نقش شخصیتهایی چون آیتالله طالقانی و مهندس بازرگان در شکلگیری شخصیت مهندس سحابی اشاره کنید. ●● این پرسش دو بخش اصلی دارد؛ یکی نقش پدر و به طور کلی خانواده که شامل همسر هم میشود و دیگری اثرگذاری مرحوم آیتالله طالقانی و مهندس بازرگان در روش و منشهای فکری، اعتقادی و سیاسی مهندس سحابی. اگر اجازه بفرمایید این دو بخش را به صورت مستقل و جدا پاسخ بدهم. 1- نقش خانواده و محیط خانوادگی در شکلگیری شخصیت سیاسی ـ اعتقادی مهندس سحابی: خانواده ما یک خانواده پدرسالار بود که در آن پدرم نقش بسیار پررنگ و تعیین کننده داشت. روابط پدر و مادرم هم یک رابطه مردسالار بود. مادر زنی به تمام معنا فداکار، باگذشت،زحمتکش و صمیمی که بار گران، مدیریت و نظارت بر امور داخلی خانه و خانواده و نیز رتق و فتق مسائل تربیتی،پرورشی و تحصیلی فرزندان را همگام با پدر، بردوش میکشید. ما هم از مادر در ازای تقاضاها و درخواستهایمان بیش از هر کس دیگر کمک و پاسخ مثبت دریافت میکردیم و این محبت و نرمش مادرانه بود که بر دلها مینشست و هرگز فراموش شدنی نیست. رسیدگی به مسائل تحصیلی و تصمیمگیری در مورد کم و کیف تحصیلی فرزندان، با توجه به آشنایی و دقت نظر پدرم به مسائل آموزش و پرورش زیر نظر مستقیم ایشان انجام میگرفت. اشتغالات غیر آموزشی كه در محدوده مقررات تربيتي والدين قرار ميگرفت بر حسب نوع و در حد لازم، معمولاً بلااشکال بود. اشتغالات سیاسی ـ اعتقادی مهندس سحابی بویژه در دوران دانشکده فني و تا قبل از ازدواج ایشان، به دلیل همسویی کامل با افکار و عقاید پدرم،از حد «اجازه و موافقت» فراتر رفته بود و تقریباً به صورت نوعی همکاری (غیر مستقیم)، درآمده بود. فعالیتهای مهندس سحابی در انجمن اسلامی دانشجویان که بعدها به انجمناسلامی مهندسین تغییر نام داد، به دلیل اهمیتی که به علت رنگ و بوی مذهبی در مقابل فعالیتهای حزب توده در دانشگاه تهران داشت، از حمایتهای فکری و اجرایی پدرم برخوردار بود. این خود نوعی تأييد و تشویق مهندس سحابی از طرف گروه روشنفکران مذهبی آن زمان که پدرم هم از جمله آنها بود به حساب میآمد. بعد از کودتای 28 مرداد 1332، مهندس سحابی به طور جدی و گسترده وارد صحنه سیاست و مبارزه سیاسی شد. این مرحله در واقع همزمان با شروع مبارزات نهضت مقاومت ملی بود پدرم و مهندس بازرگان از مؤسسین و اعضای فعال آن بودند و رابطه مهندس سحابی با آنها رابطه همکاری و مبارزه گروهی بود. ازدواج مهندس سحابی با خانم زریندخت عطایی تا جایی که به یاد دارم در پی همکاری و همفکری نزدیک مهندس سحابی با مرحوم رحیم عطایی (برادر زري خانم عطایی) در نهضت مقاومت ملی و بر اساس پیشنهاد مرحوم مهندس بازرگان و توافق و استقبال پدر و مادرم صورت گرفت. بدیهی است که بین تمام افراد ذیربط در این ازدواج، توافق، همفکری و تأیید متقابل مراتب شخصیتی مهندس سحابی از طرف دیگران و پذیرش و پیوند شخصیت مهندس سحابی با آنها بوده است. خانم سحابي(عطایی) تحت تعلیم و تأثیر افکار و عقاید سیاسی برادر و همسر خود،از علاقمندان و طرفداران نهضت ملی ایران از زمان مرحوم دکتر مصدق بودند و بیتردید در زندگی مشترک خود با مهندس سحابی،سهم بسزایی در مبارزات سیاسی ایشان داشتهاند. همفکری، همگامی و تشویقهای بی وقفه همسر مهندس سحابی بود که موجب میگردید تا او بتواند، فارغالبال و با تمام وجود در خارج خانه، به فعالیتهای سیاسی خود ادامه دهد. موفقیت و رشد شخصیتی مهندس سحابی در صحنه مبارزات سیاسی،برخاسته از انگیزههای فکری ـ عقیدتی شخصی، تربیت و تأیید و تشویق در محیط خانوادگی، همگامی و همکاری همسر و مشارکت و سهیم بودن ایشان در فراز و نشیبها و افت و خیزهای مبارزه 60 ساله مهندس سحابی است. 2- نقش آیتالله طالقانی و مهندس بازرگان در شکلگیری شخصیت مهندس سحابی ایمان و تلاشهای خداجویانه و حقگرایانه همیشه زمینهساز رشد و متعالی شدن افکار و عقاید مهندس سحابی در مراحل بعدی بوده است؛«وَالَّذينَ جاهَدُوا فينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا». در این گذار، از نعمات بزرگی که خداوند نصیب مهندس سحابی کرده است، حشر و نشر با بزرگانی بوده که از یکسو مبانی علمی ـ عقیدتی خود را در محضرشان، پرورش و رشد داده است و از سوی دیگر، روش و منشهای آنها، ثبات درعقیده، قوام ایمان، صداقت و صراحت در بیان و خلوص و صفا در عمل را فرا گرفته است. شرکت در مجالس تفسیر قرآن در مسجد هدایت در محضر آیتالله طالقانی و همچنین تحمل دوران شش ساله حبس در زندان قصر در تهران، در کنار آیتالله طالقانی و آیتالله منتظری، فرصت مناسب و مغتنمی را برای آشنایی بیشتر با قرآن و نهجالبلاغه برای او فراهم کرد. از سوی دیگر رابطه شاگرد و استادی مهندس سحابی با مهندس مهدی بازرگان چه در زندانهای لشگر 2 زرهی، قصر، قزلقلعه و تبعیدگاه برازجان و چه در محیطهای بیرون زندان، او را به شاگردی ممتاز تبدیل کرد که علاقه و احترام بسیار زیاد مهندس بازرگان را نسبت به خود برانگیخت. رابطه عمیق و متقابل بازرگان و سحابی که از کلاسهای درس در دانشگاه شروع و به صحنه مبارزات سیاسی و از آنجا به پشت میلههای زندان کشیده شد، واقعاً نیاز به بحث و گفتوگوی مستقل و جداگانه دارد. در اینجا فقط میتوان به خلاصه و نتیجه بحث بسنده کرد که: سحابی در مکتب طالقانی و بازرگان تلمذ کرد و تا سطح برترین دانشآموختگان مکتب ارتقاء یافت و پس از آنها به الگویی از ایمان راسخ، پایداری و استقامت در راه عقیده و صداقت و شفافیت در گفته و عمل تبدیل گردید. با این کولهبار تئوری و عمل،مکتب ملی ـ مذهبی را در جهت ارتقاي نهضت ملي ايران پایهریزی و بنا نهاد و آن را به مردم دوران خود و نسلهای بعد از خود در گستره ایرانزمين و ایرانیان اهدا کرد. نامش ماندگار و راهش پر رهرو باد.
|
|||||