گزیده

▪ ▪ ▪ ▪ ▪ ▪

 

     فهرست چشم انداز 70 صفحه اول |  بايگاني سال 1390 |    

 چشم انداز ایران - شماره 70 آبان و آذر 1390

 

عاشورا در نگاه شریعتی، مطهری  و صالحی نجف‌آبادی

تقي رحماني

این مقاله که حس و حال سالگرد عاشورای حسینی را دارد  به بررسی دیدگاه دكتر شریعتی، آيت‌الله مطهری  و آيت‌الله صالحی نجف‌آبادی درباره عاشورا می‌پردازد. نگارنده فرض كرده که خواننده از سه اثر «شهادت» شریعتی، «حماسه حسینی» مطهری و «شهید جاوید» صالحی نجف‌آبادی آگاه است، درنتیجه تلاش کرده ثابت کند که نگاه تاریخی صالحی به واقعه عاشورا و بررسی علل حرکت امام به‌سوی کوفه که با خواسته مردم همراه بوده و نکات دیگر کتاب شهید جاوید به نیاز جامعه در مورد مشروعیت و ارتباط قدرت بهتر پاسخ می‌دهد.  

عاشورا برای ما شیعیان واقعه‌ای برانگیزاننده است. حتی اگر همچون شریعتی در سال 1349 با جریان حاکم بر روح عزاداری عاشورا موافق نباشیم، باز هم حسین وارث آدم را می‌نویسیم. عنصر ایرانی با سه مراسم شناخته می‌شود: عاشورا، نوروز و رمضان. رمضان متعلق به جهان اسلام است. عاشورا با شیعه پیوند دارد، اما سنت سیاوشان نیز در آن جاری است، يعنی در فرهنگ خود عنصر ملی را هم دارد. نوروز و شب یلدا نیز عناصر دیگر مراسم‌های ایرانی هستند. بسیاری از خاطرات ایرانیان در این مراسم‌ها رقم می‌خورند. حتی شیعیان در محرم و صفر مراسم عروسی برگزار نمی‌کنند. عاشورا اتمسفر دربرگیرنده‌اي برای شیعیان دارد و مذهبي سنتی، روشنفکر و اصلاح‌طلب مذهبی از این موضوع مستثنی نیستند، اما برداشت‌های حاکم از این واقعه، اسطوره‌ای(1) است. درست یا نادرست تاریخ عاشورا به عمد یا به سهو مورد توجه قرار نمی‌گیرد. تاریخ عاشورا چه در حوزه علمیه چه در میان روشنفکران، غریب است، زیرا زمانی که کتاب صالحی نجف‌آبادی به‌نام «شهید جاوید» نوشته شد كمتر ‌کسي از علماي سنتي آن را پذیرفت، اگر چه بعدها برخی از مخالفان در عمل از آن دفاع کردند، البته همین مخالفان همه وجوه آن را بخصوص نظریه مشروعیت حکومت مردمی را نپذیرفتند و جدا از نقد سنتی بر کتاب، آن را بدعت و انکار علم لدنی و معصومیت امام دانستند.

عاشورا برای امر به معروف و نهی از منکر

روحانی اصلاح‌طلبی مانند آيت‌الله مطهری با طرح این مطلب که امام‌حسین براي امر به معروف و نهی از منکر قيام کرد و شهید شد، به روش و راهبرد قیام امام‌حسین را كمتر توجه مي‌كند. بحث بر سر امر به معروف و نهی از منکر نیست، اما روش امام در اين هدف چه بود؟ مرحوم مطهری به این روش پاسخی نداده است. به عبارتی تاریخ در حوزه علمیه چندان مورد توجه جدي قرار نمي‌گيرد. فلسفه تاریخ بدون خواندن تاریخ به کل‌گرایی می رسد.

جالب این است که مرجع تقلیدی که در نقد نظر يك روشنفکر دینی در مورد قرآن نظر داده بود تصریح کرده که وی سابقه طلبگی دارد. پس مشخص می‌شود که ملاک طلبگی در حوزه، آشنایی به تاریخ اسلام نیست چون تاریخ اسلام در زمره دروس اصلی حوزه نبوده است. همین روشنفکر محترم باور دارد که بین قرائت‌های مطهری و شریعتی در مورد عاشورا حق با مطهری است.(2) اما نكته اینجاست که برداشت مرحوم مطهری با تاریخ واقعه هماهنگی ندارد و با تاریخ شیعه نیز همخوان نیست. اما با نگاه خاص جریان شیعه امامیه در قرن‌های بعد تدوین‌شده و با نگاه سنتی به قیام امام‌حسین مختص شیعه همراه شده است، از اين‌رو امام به‌خاطر امر به معروف و نهی از منکر قیام کرد و به‌خاطر عدم‌پذیرش ذلت جنگید. در اين روايت عاشورا آغاز و پایان دارد، اما میانه واقعه و اصل تاریخی آن در نظر گرفته نشده است، چون اگر فقط به‌دنبال هدف و نتیجه باشیم دیگر تاریخ معنی ندارد. تاریخ، سیر رخدادها و همچنین برداشت‌های علمی و نظری از رخدادهاست. نگاه آيت‌الله مطهری به دلایل گوناگون تلاش دارد نگاه جريان قدرتمند مخالف حوزه را تحریک نکند و با تاریخ هم درگیر نشود.

آيت‌الله صالحی نجف‌آبادی با روشی مستدل، ديدگاه مطهری در نقد كتاب شهيد جاويد را نقد کرده است. واقعیت این است که مرحوم مطهری روایت حاکم بر عاشورا را با روایت جریان تاریخی شیعه منطبق نموده است، این روایت تحت‌تأثیر دو حکم کلی است:

1ـ امام دارای علم لدنی است. 2ـ امام تشخیص به امر به معروف و نهی از منکر کرده است.

این دیدگاه چهار اصل مهم را هم در نظر نمی‌گیرد:

1ـ امام به دعوت مردم کوفه حرکت کرد.

2ـ امام برای امر به معروف و نهی از منکر نیازمند قدرت و حکومت بود.

3ـ حکومت امام با دعوت و نظر مردم انجام می‌گرفت، پس بحث مشروعیت مردمی حکومت مطرح می‌شد.

4ـ امام انسانی است که مطابق قوانین و شرایط و موقعیت، عمل درست را انجام می‌دهد.

حاکم‌کردن این روایت در چه موقعیت تاریخی صورت گرفته است؟ زمانی‌که شیعه امامیه در رقابت با شیعه زیدیه  و اسماعیلیه و همچنین ابراز هویت محافظه‌کارانه در برابر اهل سنت و حکومت خلفای بنی‌عباس قرار داشته است، پس این روایت از عاشورا که آيت‌الله مطهری آن را توضیح می‌دهد بسیاری از نکات تاریخی را بی‌پاسخ می‌گذارد. این روایت دارای محدودیت‌های خاص خود در رابطه با تاریخ و واقعه عاشوراست، از همین روست که این روایت به‌جای ارجاع بی‌طرفانه به کتاب‌های بی‌طرف درباره واقعه که روایتی تاریخی از شخصیت امام و واقعه دارد به آثار ديگر درباره امام و عاشورا پناه می‌برد و آن را عمده می‌کند.

اسطوره حاکم بر عاشورا، اسطوره شفاعت است كه البته آيت‌الله مطهري با اين روايت چالشي ندارد، یعنی شهادت امام برای شفاعت شیعیان بوده است. اما شریعتی می‌گوید اسطوره‌ها از تاریخ واقعی‌ترند، این روایت از عاشورا نشان داده که گرایش غالب جامعه با واقعه عاشوراست. این گرایش، امام را دوست دارد، ولي نمی‌تواند همراه رهرو امام باشد، پس به او متوسل می شود تا نجات یابد.

2ـ در روایت شریعتی اسطوره شهادت به‌جای اسطوره شفاعت است. شریعتی در کتاب «پس از شهادت» که آن را در دنباله آگاهی‌بخشی در زمانی خاص نوشت با زبان دل بر جان‌ها غالب شد و درآمیختگی عقل، شور و شورمندی و اسطوره‌ای شهادت را طرح کرد.

آيت‌الله صالحی نجف‌آبادی يازده اشکال تاریخی بر دیدگاه اسطوره‌ای شریعتی وارد کرده که شاید مهمترین آن نقد اراده‌گرایی كتاب «شهادت» است. نقد او بر این دیدگاه محوری شریعتی است که صرف آگاهی، مسئولیت ایجاد نمی‌کند، بلکه توانستن است كه مسئولیت ایجاد می‌کند. مطابق این نظر شریعتی، آنان‌که رفتند حسینی‌اند و آنها كه ماندند یا زینبی‌اند یا یزیدی‌اند. نگارنده در کتاب «عاشورا در زمانه»(3) در مقاله‌ای مفصل که در سال 1370 نوشته‌ام این نگاه شریعتی را نقد کرده‌ام، اما صالحی نجف‌آبادی مدت‌ها زودتر از من و در دیدار حضوری با شریعتی در دهه 1350 ه.ش چنین کرد. او تصریح می‌کند که اگر این‌گونه باشد که صرف آگاهی، وظیفه ایجاد کند امام باید زودتر قیام می‌کرد و در عین حال صالحي این دید شریعتی را با قرآن وسنت پیامبر و طبع انسان‌ها هماهنگ نمی‌داند. با این وصف شریعتی از منظر روایت اسطوره‌ای شفاعت، عاشورا را بررسی نمی‌کند، اما روایت شریعتی نزد شیعه علوی که شامل امامیه، زیدیه و اسماعیلیه می‌شود طرفداران زیادی دارد.

در روایت شریعتی بخشی از تاریخ شیعه زنده می‌شود، یعنی از عاشورا تا عاشوراطلبی مجاهدین خلق این روایت ادامه داشته است. در حقیقت شریعتی در كتاب «پس از شهادت»، زینب پس از اعدام مجاهدین خلق (حنیف‌‌نژاد، سعيدمحسن، بديع‌زادگان و...) می‌شود. شریعتی زینب زمانه است که به تعبیر او شهادت دعوتی به همه نسل‌ها و عصرهاست که اگر نمی‌توانی بمیرانی، بمیر. شریعتی حس و حالی عجیب دارد، این حس و حال در کتاب «شهادت» و «پس از شهادت» موج می‌زند. زمانی‌که عقل، عشق و ایثار پیوند یابند آنچه خلق می‌شود حماسه، حماسه و حماسه است. اگر چه این حماسه می‌تواند نتیجه‌اش فاجعه باشد. نگارنده حس و حال هر دو دوران را تجربه کرده و هر دو حالت را درک می‌کند.

روایت اسطوره‌ای شریعتی باب زمانه شد و بر دل‌ها نشست، اما شریعتی زمانه را نساخته بود، بلکه در سپهر آن نظریه‌سازی می‌کرد. روایت آيت‌الله مطهری گره‌ای در آن زمان نگشود. در روایت شریعتی عدالت، مسئولیت و شهادت بدون منت برای جامعه در راه خدا عمده می‌شود، اما باز هم جزئیات واقعه به‌درستی تبیین نمی‌شود. در روایت شریعتی نکاتی قابل درک است، امام به‌دلیل عدالتش امام است، امامت و امام امری انسانی و قابل گفت‌وگوست و امامان روش‌های متفاوت مطابق زمانه خودشان داشتند. شریعتی تلفیقی از دولت‌محوری و جامعه‌محوری را با خود حمل می‌کرد، او اگر چه در دوره اول و سوم اندیشه‌گی خود جامعه‌محوری را ترجیح داد(4)، اما سیاست، عدالت و قدرت همیشه مورد توجه او بود و این سه را در سایه انتخابگری انسان می‌خواست. البته در نگاه اسطوره‌ای سپهرسازی می‌شود، نه راهبردنگری. این ویژگی‌ها را همه دیدگاه‌های اسطوره‌ای دارند، اما روایت شریعتی از عاشورا برخلاف نظر دکتر سروش جدید نبود. شریعتی تاریخ‌خوانده‌ای بود که جامعه‌شناسی هم می‌دانست، اما فیلسوفی که تاریخ رسمی جريان‌هاي قدرتمند اسلامي خوانده باشد شاید نداند که این برداشت« «شهید قلب تاریخ است»، سابقه چند قرنی در تاریخ اسلام دارد. کتاب «مقاتل‌الطالبین» از ابوالفرج اصفهانی  و کتب معتبر تاریخی دیگر از قیام‌های شیعه در تاریخ روایت‌های فروانی دارند.(5) عاشورا پهنه حق‌طلبی و الهام‌بخشی شیعه علوی است که شریعتی یک عمر آن را به‌کار می‌برد و قصد فراگیری جریان شیعه را داشت. پس نگاه شریعتی به عاشورا و سابقه قیام‌های عاشورایی در تاریخ اسلام که قصد برپایی عدالت را داشتند به تاریخ اسلام نزدیکتر است تا روایت امر به معروف و نهی از منکر آيت‌الله مطهری از عاشورا. شریعتی بستر واقعی از عاشورا را در مجاهدین‌خلق (حنيف‌نژاد و...) و انقلابیون مسلمان  و حق‌طلب زمانه می‌دید و خود را زینب‌گونه تصویر می‌کرد و قصد نزدیک‌کردن اسطوره به تاریخ را داشت. مشکل این است که یکی‌کردن اسطوره با تاریخ ممکن نیست، ازسويی نزدیک‌کردن این دو، نیازمند راهبرد و حتی نیازمند تبیین یعنی زیستن تاریخی و اجتماعی در سپهر اسطوره آرمانی و نه برابر دانستن آنان است.

با این حال روایت شریعتی از عاشورا و قیام‌های الهام‌بخش از آن به تاریخ نزدیکتر است تا دیدگاه آيت‌الله مطهری که عاشورا را به‌مثابه امر به معروف معرفی می‌کرد.

عاشورای تاریخی و کتاب «شهید جاوید»

عاشورای تاریخی را آيت‌الله صالحی نجف‌آبادي مطرح کرد. در ماه محرم سال 1370 در زندان اوین مقاله‌ای به‌نام «عاشورا در زمان‌‌ها» نوشتم، در آن زمان کتاب صالحی نجف‌آبادی را به یاد نداشتم. کتاب شهید جاوید را بعدها دوباره خواندم. در آن سال‌ها از روایت اسطوره‌ای عاشورا به‌مثابه ایثار و شهادت فاصله کامل نگرفته بودم. تا سال گذشته امکان فاصله‌گرفتن از این روایت اسطوره‌ای از عاشورا برایم میسر نشد، اما با مقایسه کتاب شهید جاوید، حماسه حسینی مطهری و شهادت و پس از شهادت شریعتی و مرور تجربه و تأثیر عاشورا در سال‌های اخیر بر روند انقلاب و دوران اصلاح‌طلبی و توجه به مناسبات قدرت احساس کردم که نگاه صالحی به عاشورا و قیام امام‌حسین تا چه حد نیاز زمانه ماست.

آثاری هستند که سر و صدا می‌کنند، اما مناسبات را تغییر نمی‌دهند، اما آثاری هستند که عمق جامعه ما را هدف قرار می‌دهند، آثار صالحی اين‌گونه‌اند. در زمانی‌که جریان روشنفکری چپ ایران كمتر از سوسياليسم ناب را طلب نمي‌كرد و یا در شرایطی‌که روشنفکران سکولار کمتر از جمهوری ناب طلب نمی‌کنند، توجه به آنچه در جامعه رخ می‌دهد و آینده را رقم می‌زند، امری مهم است. صورت مسئله آيت‌الله صالحی در مورد قیام امام‌حسین و مشروعیت حکومت وآزادی بیان و اثبات آن با دلایل فقهی نشان می‌داد که وی در جایگاهی قرار گرفته که می‌تواند در مقابل روایت‌های مخالف مردمسالار فقهی مدعی قوی باشد، از این‌رو آثار وی با سکوت حوزویان و برخی اصحاب قدرت روبه‌رو شده و در وادی روشنفکری مسلمان این نوع روش و نگرش مقبول نیست. اما آثار صالحی نشان می‌دهد که او همزمان با مهندس بازرگان از مشروعیت مردمی حکومت دفاع می‌کرد. آيت‌الله صالحی نجف‌آبادی با دفاع از آزادی بیان در پاسخ به آيت‌الله مطهری می‌گوید این تناقض است که آزادی عقیده بدون آزادی بیان باشد، چرا که عقیده اگر نتواند آزادانه بيان شود سنجش آن چگونه باید انجام شود؟ آثار صالحی نشان داد که کمان استدلال وی در مخالفت با روایت‌های مبتنی بر قدرت سایر جریانات حوزوی قرار دارد. موقعیت جامعه ما نشان داد نه حماسه حسینی مطهری و نه شهادت شریعتی در بستر اجرایی نمی‌تواند بدون تعیین تکلیف از رمزگشایی اسطوره‌ای عاشورا کمک عملی به زمینی‌شدن قیام عاشورا بکند. عاشورای تاریخی صالحی نجف‌آبادی در شهید جاوید ماجراهایی خلق کرد. صف‌بندی در برابر این کتاب  در حوزه بعدها خود را در صف‌بندی سیاسی نیز نشان داد. بيشتر طرفداران این کتاب بخصوص مرحوم آيت‌الله منتظری از مشروعیت و خواست مردم در حرکت و قیام دفاع می‌کردند.

موضع‌گیری حول این کتاب بسیار مهم است. جالب این بود که از روحانیون اصلاح‌طلب مانند مطهری تا روشنفکرانی مانند شریعتی به کتاب صالحی نقد داشتند. البته نقد شریعتی کاملاً منصفانه بود، اما به نظر نگارنده این نقد وارد نبود. نقد مطهری ورود اسطوره‌ای به تاریخ است که با روش استدلالی وی نمی‌خواند. مطهری به‌دلايلي  بخش زیادی از رخداد تاریخی عاشورا را ناگفته می‌گذارد. صالحی در این کتاب نشان می‌دهد که امام‌حسین قصد بیعت با یزید را نداشت و به‌دنبال چاره‌ای بود تا بیعت نکند، درنتیجه به دعوت مردم کوفه پاسخ داد. مسلم‌بن عقیل سفیر وی در کوفه غافلگیر شد و هنگام شهادت نیز تصریح کرد که به خواسته مردم کوفه امام به‌سوي آنجا می‌آید، اما امام حرکت کرده بود و در میانه راه کربلا با کودتاگران کوفه روبه‌رو شد. امام تقاضا کرد به سوی مدينه حرکت کند، اما مورد قبول واقع نشد، درنتیجه امام تن به ذلت نداد و شهید شد و به این ترتیب در تاریخ، حماسه شد. آيت‌الله صالحی نتیجه می‌گیرد که شکست و شهادت امام باعث تحکیم حکومت بنی‌امیه شد و می‌گوید امام به تعبیر  و تصریح سیدمرتضی و سیدرضی از اینکه در کربلا کشته می‌شود خبر نداشته است. امام با توجه به خواست مردم به‌سوی کوفه می‌رود و دلیل حرکت خود را خواسته مردم کوفه می‌داند.

آيت‌الله صالحی با اثبات تاریخی دیدگاه خود که تاکنون کتابی در نقد آن به شکل مستدل وارد نشده است، جزئیات یک حرکت را تبیین می‌کند؛ جزئیاتی که در تاریخ‌نگاری باید دیده شود؛ نه روایت شریعتی و نه روایت مطهری نمی‌توانست به این جزئیات توجهی کند. شریعتی تلاش بزرگی در شناخت امامان كرد و نظریه مافوق انسان‌بودن آنها را رد کرد، زیرا اینکه مافوق انسان باشی و ایثار و گذشت داشته باشی ديگر ارزشي خلق نكرده‌اي. انسان‌بودن و در بستر زمان ایثار و گذشت داشتن است که از نظر ارزشی، انساني مافوق می‌سازد. با این وصف شریعتی در کتاب شهادت و پس از شهادت این سیر را در حرکت امام مورد توجه قرار نداد، چرا که مسئله او چیز دیگری بود که از منشور عاشورا برداشت می‌کرد، اما آيت‌الله صالحی درحقیقت در رخداد عاشورا به روش شریعتی در شناخت امامان عمل می‌کند. او به بررسی زندگی انسان‌های بزرگ می‌پردازد که نه با عنایت و شفاعت که با عمل خود بزرگ شدند. آيت‌الله مطهری در حماسه حسینی همان‌گونه که از نام آن پیداست دنبال توضیح حماسه است. حماسه پس از واقعه رخ داده در تاریخ يك امت يا ملت مطابق نیاز پرداخته می‌شود، اما صالحی در کتاب خود مسائلی را پیگیری می‌‌کند که بعدها مسئله آینده جامعه چه در بحث مشروعیت و چه در بحث راهبرد سیاسی شد.

کتاب «شهید جاوید» در عرصه هدف، عمل و نتیجه یا به تعبیری در بینش، راهبرد و پیروزی و شکست حرف فراوان دارد، اما هر دو اثر مطهری و شریعتی چنین ویژگی‌اي ندارند.

بینش و هدف

آيت‌الله صالحی در بررسی تاریخی این فرصت را داشت تا مشخص کند که امام‌حسین خود را شایسته خلافت بر مسلمانان می‌دانست البته نه به‌دلایل موروثی و سببی، بلکه به‌خاطر شایستگی که در خود می‌دید و به‌واسطه تربیت در خاندان پیامبر، درنتیجه امام حکومت را بر حق نمی‌دانست. یزید خلیفه ناشایست موروثی بود و امام قصد بیعت با وي را نداشت. صالحی نشان می‌دهد که امام  دو بار از بیعت‌کردن سر باز می‌زند و در مکه وقتی تمایل اهالی کوفه را می‌بیند به دعوت آنها پاسخ می‌دهد. امام نشان می‌دهد که حتی امر به معروف و نهی از منکر نیاز به پایگاه، جایگاه  و قدرت دارد. کوفه شهری است که طعم عدالت امام علی را چشیده و شاهد مدارای امام‌حسن بوده است. پیوند صلاحیت و مشروعیت در اینجا حاصل می‌شود. استناد مسلم‌بن عقیل در مورد حرکت امام به‌سوی کوفه، خواسته مردم است، اما ابن‌زیاد راهبرد و تاکتیک امام و البته نه هدف و آرمان امام  را به بن‌بست می‌کشاند. امام در مقابل توقف در کربلا تمایلی به جنگ ندارد و پیشنهاد بازگشت می‌دهد. به هر حال هیچ‌يک از پیشنهادات امام پذیرفته نمی‌شوند، درنتیجه جنگ رخ می‌دهد.

عمل امام حسین

عمل امام نشان می‌دهد که قصد بیعت با یزید را نداشته، اما قصد عملیات انتحاری را هم نداشته است. خروج شبانه از مدینه، نیمه‌کاره گذاشتن حج  و حرکت سریع به‌سوي کوفه نشان‌دهنده تلاش امام برای رسیدن به جای مطمئن بوده است. پس از توقف در کربلا امام قصد بازگشت و یا حرکت به‌سوی گوشه‌اي از بلاد اسلامي را داشته که پذیرفته نمی‌شود،  اقدام آخر هم دفاع از خود است که منجر به شهادت می‌شود. به عبارتی اخلاص و ایمان امام او را در اتخاذ اعمال گوناگون توانا می‌کرد. فرار شبانه از مدینه و حرکت سریع از مکه به طرف کوفه به قصد ورود به آن کشور و اعلام موضع جدید و عاقبت کربلا و آمادگی برای مرگ در مقابل ذلت است.

آيت‌الله صالحی با شریعتی و مطهری در این مورد اختلاف دارد، ولی معتقد است که شهادت امام موجب شد که امکان تغییر حکومت بنی‌امیه مدت‌ها منتفی شود. شریعتی به آینده می‌نگرد و معتقد است عاشورا شکست پیروز است. در دیدگاه شریعتی مسئله شکست معنی ندارد، چرا که وی شهید را پیروز می‌داند. شهید قلب تاریخ است، یعنی آینده را رقم می‌زند.

از نظر صالحی شکست پیروز در راهبرد واقعی جای توجه چنداني ندارد. صالحی شهادت امام را ارج نمی‌‌نهد، اما در بررسی تاریخی نتیجه شکست را بررسی  و تأثیر آن را اعلام می‌کند. امام با شهادت خود روسیاهی ظلم را آشكار می‌کند. او قرار بوده که وارد کوفه شود و علیه حکومت یزید قیام کند، چنین امری محقق نشده است. پیوند امر واقع و آرمان در نگاه صالحی، تاریخی است و در بستر واقعیت شکل می‌گیرد، اما شریعتی می‌داند که تاریخ تلخ‌تر از آن است که شیرینی پیروزی حق را شهادت دهد، پس به‌سوي حماسه می‌رود تا تراژدی را حماسه کند. بی‌گمان گفت‌وگوی صالحی و شریعتی در مورد تاریخ یا اسطوره پایان‌ناپذیر است. زاویه دیدها در این مورد متفاوت و جالب است، چون اگر توانستن، مسئولیت مي‌آورد شاید هيچ حماسه‌ای خلق نمی‌شد. این پاسخ شریعتی به صالحی است. صالحی هم می‌تواند بگوید که تاریخ صفحه اصلی زندگی بيشتر انسان‌هاست. اکثر انسان‌ها چنین هستند و افراد محدودی به امید فردا، امروز را قربانی می‌کنند. صالحی در مورد تاریخ کربلا و روایت تاریخ دلایل قدرتمندی دارد، اما شریعتی و حتی مطهری هم با همان استدلال و دیدگاه سنتی در مورد عاشورا و تنگناهای تاریخ و ناتوانی آن در تحقق آرزوهای آدمی سخنان قابل تأملی دارند.

شهید جاوید و مشروعیت حکومت و حرکت تاریخی امام

شاید انسان‌ها به‌دلیل اینکه در موقعیت و جایگاه مناسبی قرار دارند گاه مسائلی را عنوان می‌کنند که این مسائل خود قادر به طرح مسائل دیگری می‌شوند که بسیار مهم هستند. صالحی با اثر خود نشان داد در جایی قرار گرفته که امکان نقد و بررسی روابط قدرت را بهتر توضیح می‌دهد. در میان کتاب‌هایی مانند جامعه‌شناسی آریان‌پور، راه انبیا راه بشر، شهادت و پس از شهادت، ولایت‌فقیه، شهید جاوید و.... در آن زمان هیچ‌کس فکر نمی‌کرد کتابی‌که کمترین برد را در میان روشنفکران داشته باشد نقش تعیین‌کننده‌ای در روابط قدرت ایفا کند.

همچنین در آن سال‌ها کمتر کسی فکر می‌کرد واقعه عاشورا از جنبه مشروعیت مردمی قابل طرح باشد. مرحوم بازرگان، مطهری و شریعتی از آزادگی، امر به معروف و شهادت امام گفتند، اما صالحی از تاریخ واقعه و مشروعیت حرکت امام سخن گفت که مبتنی بر دعوت مردم کوفه بود، زیرا شاید اگر امام در مکه می‌ماند و علنی کار نمی‌کرد همانند عبدالله‌بن زبیر و عبدالله‌بن عمر امکان زندگی‌کردن پیدا می‌کرد.

صالحی بعدها نشان داد که در این تیزهوشی شناخت روابط قدرت چه مدلی از حکومت حاکم می‌شود. او کتاب ولایت‌فقیه یا حکومت صالحان را نوشت که مبتنی بر حکومت براساس قرارداد میان مردم و حاکم است و در آن کتاب به صراحت روایت نقلی حکومت دینی را برمبنای مشروعیت الهی نقد کرد. کتاب يادشده را باید دنباله کتاب شهید جاوید دانست که تلاش فقیهی تیزبین و آزاداندیش را نشان می‌دهد که با نگاهی عمیق تشخیص داده بود که تشكيل حکومت مهمترین مسئله جامعه ما در روابط قدرت است.

آيت‌الله صالحی در ادامه «شهید جاوید» و کتاب «حکومت صالحان» در آثار دیگرش از آزادی بیان و عقیده، حقوق شهروندی و حقوق مخالفان در چارچوب شرع دفاع کرد و برای آن استدلال فقهی آورد. این اقدام صالحی برای روشنفکران آرمان‌گرا چندان مهم نبود، اما مناسبات قدرت و مدل‌های حکومتی نشان داد که تطبیق و قانون محوری که صالحی و بسیاری پس از او آن را مطرح کردند در آغاز مورد توجه روشنفکران نبوده است.

در دوران اصلاح‌طلبی تلاش حقوقی برای اجرای قوانین به نوعی با آراي مرحوم صالحی نسبت نزدیک دارد، پس باید نظرات آیت‌الله صالحی نجف‌آبادی این فقیه دقیق و نکته‌سنج را خواند، چون آرمان‌گرا و ایثارگر نيازمند دانستن تاریخ است. باید توجه داشت که مشکل جامعه ما با تحلیل فلسفی انتزاعی و آرمان‌گرایی ناب حل نخواهد شد. شاید جامعه ما قدمی رو به جلو گذاشته، اما با موانع ساختاری روبه‌رو شده است. این موانع را در سپهر فکر و با ذهن فلسفی و با عشق و ایثار که آرمان‌گرایی یاری‌دهنده آن است نمی‌توان از سر راه برداشت، بلکه با شناخت واقعیت‌ها و در ساختار و شناخت تاریخ و جامعه باید به مصاف موانع رفت. البته چنین مصافی به‌عنوان شرط لازم، به فکر و آرمان نیاز دارد که خلاقیت و ایثار می‌آورد، اما شرط لازم آن دیدن واقعیت و شناخت آن است که آثار صالحی نجف‌آبادی در این زمره قرار می‌گیرند. شناخت تاریخ اسلام، شناخت مبانی فقهی اسلام و شیعه، محور اصلی این آثار هستند، پس باید آثار او را به دقت خواند، زیرا وی با دقت و وسواس فراوان آنها را نوشته است.

نبايد فراموش كرد كه امر به معروف و نهي از منكر، شهادت و ايثار و قيام براي كسب قدرت در مقابل هم نيستند،‌ اما در بررسي امر تاريخي، تفكيك و تفاوت اين اهداف مهم هستند. هر يك از اين سه هدف در دوره‌هايي بازخواني مي‌شوند،‌ اما بررسي يك واقعه تاريخي امر مهمي است كه بايد به آن پرداخته شود.

پي‌نوشت:

1ـ اسطوره‌‌اي به معني ساده‌اش يعني غيرتاريخي تا برتر يا غلو شده در حالت واقعي‌اش.

2ـ سخنرانی دكتر سروش، عاشورای سال 1389، سایت اينترنتي.

3ـ اين كتاب در انتظار دريافت مجوز از وزارت ارشاد است.

4ـ شريعتي از سال 1345 تا 1356 سه دوره نگاه راهبردي به قدرت را طي كرده است.

5ـ مقاتل‌الطالبین، ترجمه سیدهاشم رسولی مطلق،  دفتر نشر فرهنگ اسلامی.

 

     |  فهرست چشم انداز 70 |  صفحه اول  |  بايگاني سال 1390 |